آداب غذا خوردن در ایران قبل از اسلام

موضوع غذا خوردن و آداب آن در ایران به سبب اهمیت و نقش مهم آن در سلامت فرد و جامعه، سخت مورد توجه بوده است. آنچه جای تأسف دارد از دست رفتن منابع ایرانی برای اطلاع از آیین زندگانی این مردم است. از لابلای متون عربی و برخی سخنان مورخین یونانی میتوان به اندکی از آنها دست یافت. در این مقاله با استناد به آنچه دیگران درباره ما گفته اند تلاش کرده‌ایم روزنه ای باریک به شیوه و آداب غذا خوردن ایرانیان باستان باز کنیم. آنچه جای تأمل دارد، عقلانیت موجود در این آداب و سازگاری با قوانین بهداشتی امروز است.
مذمت پرخوری
تأکید بر کم‌خوردن و اجتناب از پرخوری یکی از ارزش‌های فرهنگی ایرانیان باستان بوده است. نیاکان ما دریافته بودند که منشأ بسیاری از بیماری‌ها بی‌توجهی به اصول و مبانی غذا خوردن است به همین سبب این موضوع را با تعابیر متفاوت و مختلف نشان داده‌اند تا آنجا که برخی پندهای حکیمانه را با این مضمون بر ابزار و لوازم زندگی خود می‌نوشتند:
بر دو پرده‏‌ی سرخ و سبز در دربار انوشروان نوشته شده بود: «كار كردن، خوردن بايد و خوردن، مردن بايد» (نقل ازترجمه‌ی تفسير طبرى، 1339: 1/343)
بر اساس آنچه در منابع عربی آمده انوشروان پرخوری را عامل بیماری می‌دانسته و برای اجتناب از بیماری و پیامدهای سخت آن با اشتهای خود مبارزه می‌کرده است: انوشروان از خوردن غذاهایی که موافق میل و طبعش بود، خودداری می‌کرد و می‌گفت: آنچه را که دوست داریم رها می‌كنيم تا از درمان با آنچه که دوست نداریم، خلاص شويم (زمخشري، 1412: 5/44).
انوشروان عوامل مستی را در 12 چیز برشمرده است؛ یکی از آنها مستی ناشی از پرخوری است: مستی در دوازده چیز است و مرد فقط با نوشیدن شراب مست نمی‌شود مگر به کمک همه یا بعضی از این موارد: مستی جوانی، مستی تکبّر، مستی زیبایی، مستی بی‌بند و باری، مستی خمر، مستی هوا و هوس و مستی قدرت و بدان که پرخوری، خواب زیادی، غلبه جهل، تسلّط غم و غصه و عادات مذموم، از انواع مستی هستند(ابن مسکویه، 1416: 49).
در بزم انوشروان، موبدان از بزرگمهر می‌پرسند: آن چیست که افزونی آن گزنده و کاهش آن موجب کمال است؟ بزرگمهر در پاسخ می‌گوید: کم خوردن.
چه دانی که بیشیش بگزایدت / چو کمی بود روز بفزایدت
چنین داد پاسخ که کمتر خوری / تن آسان شوی هم روان پروری(فردوسی، 1387: 1491).
از پندهای انوشروان: چهار چيز هميشه نگاه‌داريد: ديرخفتن و زودخاستن و كم گفتن و كم خوردن(مستوفی، 1339: 119).
هر كس بی‌اندازه بخورد خود را نابود کرده است.(جاحظ، 1423، المحاسن و…: 69)
از این سخن انوشروان درمی‌یابیم که به اعتقاد ایرانیان باستان، خودداری از برخی خوردنی‌ها امکان خوردن‌های بسیار را برای آدمی فراهم می‌کند:
انوشروان: عاقل کسی است که هوا و هوس را ترک می‌کند تا مانند ترک کننده يك غذا به غذاهای دیگر برسد. (ابن مسکویه، 1416: 49)
این مضمون را ابن مسکویه با تعبیری دیگر آورده است:
سزاوار است که عاقل فضل و برتری خوردنی‌های زیاد را بر یک خوردنی بداند. (همان: 69)
در مينوي خرد توصيه شده است که در همه‌ی کارها میانه رو باشيد: «كوشا و میانه‌رو باش»(مينوي خرد، 1379: 22).در اين ميان تأکيد بر اعتدال در خوردن جايگاه ويژه‌اي دارد: «در تندرستي ميانه‌روي در خوراک و تن به کار داشتن بهتر است»(همان: 23).
در متون پهلوی آمده است:
پيمان خورش باشيد(در خوردن اعتدال را رعايت كنيد) تا ديرپای (دارای عمر طولانی) باشيد(متون پهلوی، 1371: 176)
به خورش خوردن حريص مباش (آذرباد مهرسپندان، 1379: 83)
گزنفون در کتاب آيين کورش(نوشته در سال 366 ق.م.) کم‌خواری پارسيان را ستوده است بنابر گزارش او يک جا کورش در کودکی به پدر خود می‌گويد: به خداوند سوگند که نخستين چيزی که به کار خواهم بست اين است که شکم را هيچ گاه انباشته نسازم(نک: خالقی، 1373: 40)
خوردن از مال حلال و بخشش به دیگران
گوارا باد خوراک بر آن کس که از راه حلال به دست آورد و افزوني آن را به نيازمندان بخشد(مسعودي، 1409: 1/296)
کم‌خوردن و بی‌نیازی از پزشک
بزرگمهر از استادش پرسید: چه کنم تا به طبیب حاجت نباشد؟ گفت کم خور و…. (مستوفی، 1339: 69)
غذا خوردن به موقع
نیاکان ما از مضرات بی‌برنامگی در خوردن غذا و مشکلات ناشی از آن آگاه بودند، زیرا بر خوردن غذا در زمان معین تأکید فراوان داشتند:
گروهي از حكيمان از بزرگمهر سؤال كردند: حكمت‌هايي به ما بياموز كه براي ما مفید باشد تا در راه رسيدن به آنها تلاش كنيم و نيز حكمت‌هايي به ما بياموز كه به ما و هر بندهاي ضرر می‌رساند. گفت:بدانيد و یقین داشت باشید كه ….اما چهار چيزي كه با آن بدن، سالم مي‌ماند، عبارتند از: غذا به موقع خوردن و …. (غزالی، 1409: 107)
خوردن در زمان اشتها
بر حاشیه سفره انوشروان نوشته شده بود:
بر سفره انوشروان نوشته شده بود: اگر آنچه می‌خوري، با اشتها باشد، تو آن را خورده‌اي و اگر بدون اشتها باشد، در اين صورت،‌ آن تو را خورده است. (مسعودي، 1409: 1/294) و (راغب اصفهاني،1420:‌ 1/731)
زمامداران ایران همگی متفق بر خوردن غذا در زمانی بودند که آدمی میل و اشتهای به غذا داشته باشد. كسري گفته است: پادشاهان عجم بر چهار خصلت، ‌اتفاق نظر دارند: غذا جز با ميل خورده نشود (طرطوشي، 1872: 53)
، …
اجتناب از تنها خوردن
آنها از تنها خوردن هم اجتناب می‌ورزیدند:
طعام و شراب تنها مخورید. (مستوفی، 1339: 117 و خردنامه، 1378: 625)
دعای سفره
بر اساس گفته جاحظ، از عادات ایرانیان در آغاز غذا خوردن، شکرگزاری به درگاه خداوند بوده است:
و بی سبب نیست که پادشاهان ساسانی بر سفره غذا دعا می‌خواندند و هیچ کس تا جمع شدن سفره سخنی به زبان نمی‌آوردند و اگر مجبور به سخن گفتن می‌شدند با زبان اشاره مقصود خود را بیان می‌کردند. (جاحظ، 1332: 1/16):
تمرکز بر غذا
جاحظ از تمرکز ایرانیان در هنگام غذا خوردن نقل کرده است:
ایرانیان معتقدند که قوام دنیا به غذا است پس لازم است که آدمی ذهن خود را متمرکز بر خوراکش کند و روح و جسمش را متوجه آن کند، تا هر عضوی سهم خود را از غذا دریافت کند تا روح و جسمی که در قلب آدمی است و همچنین طبیعتی که در کبد است، از آن به درستی تغذیه کند و طبیعت آدمی آن را به شکل کامل بپذیرد. (همان: 1/16):
سکوت در هنگام خوردن
مسعودی می‌گوید: کیومرث اولین کسی بود که به سکوت در هنگام غذا سفارش کرده است، تا طبیعت آدمی از غذا بهره‌مند گردد و بدن با غذا تعادل یابد، روح آرامش گیرد و هر عضوی به سبب غذا تعادل یابد …..هنگامی که آدمی در خوردن غذا از خوراک خود غافل می‌شود اعضای بدن از بهره بخشی از آن محروم می‌گردند
مسعودی در ادامه می گوید: ایرانیان در این موضوع اسرار لطیف بسیاری دارند که ذکر آنها در این کتاب ممکن نیست و من در دو کتاب «سر الحیاة» و «الزلف» به تفصیل در باره آن سخن گفته‌ام.(مسعودی، 1409: 1/245)
خوردن در معابر عمومی
ایرانیان در معابر و در پیش چشم مردم هیچ نخورند و ننوشند.(گزنفون، نقل از دهخدا، 1370: 3/1555)
وقت غذا خوردن
در قابوس نامه آمده است: مردمان سپاهى را عادت چنانست كه وقت و ناوقت ننگرند هر وقت كه يابند بخورند و بدان مشغول باشند و اين عادت ستوران است كه هرگه كه علف يابند همی‌ بخورند و مردمان خاص و محتشمان به شبان روزى يك بار نان خورند… (عنصر المعالی، 1366: 64)
در بهارستان جامی آمده است: حکیمی را پرسیدند که آدمی کی به خوردن شتابد؟ گفت: توانگر هرگاه که گرسنه باشد و درویش هرگاه که بیابد؛ قطعه:
بـخـور چـنـدان کـه ننـهـد خـانه ی عمر
اگــر دارنــده‌ای هـرگـه کـه خــواهــی
ز بیــشـی و کــمــی رو در خــرابـــی
و گــر نــاداری هـر گـاهـی کـه یـابـی(جامی، 1392: 28)
گوینده این سخن حکیمانه بزرگمهر است:
بزرگمهر گفته شد: چه موقع براي غذا خوردن مناسب‌تر است؟ گفت: براي كسي كه توانايي دارد،‌ هر موقع كه گرسنه شد و براي كسي كه امکانات ندارد،‌ هر وقت كه به آن دست يافت.» (ابن عبدربه، 1404: 8/19)
به
دهخدا (1370: 143-144) ذيل «از گلو بنده…» بيش از 25 عبارت عربی و فارسی در مذمت پرخوری آورده است.
سعدی در گلستان آورده است: در سيرت اردشير بابکان آمده است که حکيم عرب را پرسيد که روزی چه مايه طعام بايد خوردن؟ گفت: صد درم سنگ کفايت است. گفت: اين قدر چه قوت دهد؟ گفت: هَذا الْمقدارُ يَحمِلُکَ وَ مَازادَ عَلَی ذلک فانتَ حَامِلُهُ: يعنی اينقدر تو را برپای همی دارد و هر چه برين زيادت کنی تو حمال آنی .
خوردن برای زيستن وذكر كردنست
تومعتقد كه زيستن ازبهر خوردنست
در بهارستان جامی (1392: 25) اين مضمون از قول ابن‌مقفع به حکمای هند منسوب شده است. زرين‌کوب (1384: 214) يک عبارت از کشف المحجوب و دو بيت از ابوالفتح بستی را با مضمون کم‌خوردن، نظير سخن سعدی دانسته است:
کان المتقدِّمونَ يأکلُونَ لِيَعيشُونَ وَ انتُم تَعيشُونَ لِتَأکِلُوا
كُــلْ قَليــلاً تعِــشْ طَـويلاً وتسْلَمْ
إنمــا يَغتَــذِی الكَــريــمُ لِيَبْقــَی
مِن عَوادِی الأسقامِ والأدْواءِ
وبَقاءُ السَّفيهِ للاغْتِذاءِ
نتیجه:
ایرانیان با تجربه، خردمندی، تیزهوشی و بهره‌مندی از تعالیم دینی و اندیشه‌های حکیمان خود، نگاهی واقع‌گرایانه به هستی دارند که نه تنها با تعالیم دین مبین اسلام و علوم روز ناسازگار نیست بلکه هماهنگ و همسو با فرهنگ اسلامی و یافته¬های روزگار ماست، به همین سبب لازم می‌نماید که فرهنگ و تمدن با شکوه ایران را با دیدی جدید مورد تأمل قرار دهیم.
منابع
  1. ابن عبدربه، شهاب الدين أحمد (1404) العقد الفريد، تحقيق مفيد محمد قميحة، بيروت: دار الكتب العلمية.
  2. ابن مسكويه، ابوعلی احمد بن محمد، (المتوفی 421هـ)، (1416هـ)، الحكمة الخالدة، تحقيق عبدالرحمن بدوی، مكتبة النهضة المصرية، القاهرة.
  3. آذرباد، مهرسپندان (1379ش)، اندرزهاي آذرباد مهرسپندان، به كوشش رهام اشه و شهين سراج، مؤسسه انتشاراتي – فرهنگي فروهر، تهران.
  4. ترجمه‏ تفسير طبري، (1339ش)، به تصحيح حبيب يغمايي، مؤسسه انتشارات دانشگاه تهران.
  5. توحیدی (1408) البصائر والذخائر، محقق: وداد قاضی، بیروت: دار صادر.
  6. ثروت، منصور، (1378) توضیح و پانوشت بر خرد نامه، به كوشش منصور ثروت، انتشارات امير كبير
  7. الجاحظ، عمر وبن بحر (1332) التاج فى اخلاق الملوك، تحقيق احمد زكى باشا، المطبعة الاميرية بالقاهرة
  8. ———-(1423هـ)، المحاسن و الأضداد، دار ومكتبة الهلال، بيروت.
  9. جامی، عبدالرحمان، (1392)، بهارستان جامی، پژوهشی در سرچشمه های حکایات و اقوال حکیمانه، سبزیان پور، وحید، فرزانه فتاحیان و نسرین عزیزی، یاردانش
  10. خالقي مطلق، جلال، (1372)، « چند يادداشت بر مقاله ايران در گذشت روزگاران»، مجله ايرانشناسی، 323- 307
  11. خردنامه، (1378)، به کوشش منصور ثروت، تهران: امیرکبیر.
  12. دهخدا، علي اكبر، (1370)، امثال وحكم، انتشارات اميركبير، تهران، چاپ سوم.
  13. الراغب الاصبهانى، (1420)، ابو القاسم حسين بن محمد، محاضرات الأدباء و محاورات الشعراء و البلغاء، حققه و ضبط نصوصه و علق حواشيه عمر الطباع، بيروت، شركة دار الارقم
  14. زرين‌کوب، عبدالحسين، (1384)، نه شرقی نه غربی انساني، مؤسسه انتشارات امير کبير.
  15. الزمخشری، ابو القاسم محمود بن عمر (1412) ربيع الابرار ونصوص الاخبار، تحقيق عبد الامير مهنا، بيروت: مؤسسة الاعلمي للمطبوعات.
  16. الطرطوشی، محمد بن الوليد، (المتوفی520هـ)، (1872م)، سراج الملوك، تحقيق جعفر البياتی، الريس للكتب و النشر، رياض، الطبعة الأولي.
  17. عفیفی، رحیم، (1383)، اساطیر و فرهنگ ایرانی، انتشارات توس
  18. الغزالي، ابوحامد محمد بن محمد (المتوفى: 505هـ) (1409هـ)، التبر المسبوك في نصيحة الملوك، ضبطه وصححه: أحمد شمس الدين، دار الكتب العلمية، بيروت، الطبعة الأولى.
  19. فردوسی، ابوالقاسم، (1387)، شاهنامه، چاپ چهارم، انتشارات هرمس
  20. عنصرالمعالی، کیکاووس بن اسکندر (1366) قابوس نامه، به کوشش غلامحسین یوسفی، تهران: انتشارات علمی فرهنگی.
  21. متون پهلوی، (1371ش)، گردآورنده جاماسب جی دستور منوچهر جی جاماسب، آسانا، گزارش سعيد عريان، كتابخانه‏ی ملّی جمهوری اسلامی ايران.
  22. مجلسی، ملا محمد باقر، (1395)، حلیة المتقین، کتابفروشی اسلامیة.
  23. مستوفى، حمدالله (1339) تاريخ گزيده، به اهتمام: عبدالحسين نوايى، تهران: امير كبير.
  24. المسعودى، على بن الحسين، (1404)، مروج الذهب و معادن الجوهر، قم: دار الهجرة.
  25. مینوى خرد، (1379)، ترجمه‌ی احمد تفضلى، نشر توس، ويرايش سوم.
خلاصه شده از مقاله «آداب غذا خوردن در ایران قبل از اسلام» نوشته وحید سبزیان پور در مرکز دایرة‌المعارف اسلامی
Advertisements
این نوشته در تاریخ ارسال شده و با , , , برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

2 پاسخ برای آداب غذا خوردن در ایران قبل از اسلام

  1. ناشناس :گفت

    با سلام خدمت شما دوست عزیز و بزرگوار مطلبی که شما در این مورد نوشتید بسیار جالب و خواندنی بود ولی خواستم جهت اطلاع خدمت شما بزرگوار برسانم که سعی کنید در مطالب بعد در خصوص غذا مینویسید از کلمه فارسی خوراک استفاده نماید چرا که در معنی لغوی کلمه غذا به ادرار شتر جوان گفته میشود که متاسفانه از زمان خلفای عباسی در ایران باب شد که فقط جهت تمسخر نمودن ایرانیان بوده و ما بایستی سعی کنیم که از کلماتی که معنی کامل آن را میدانیم استفاده کنیم پس اگر برایتان مقدور است کلمات غذا را حذف و بجای آن خوراک نوشته شود با سپاس فراوان
    نجف آبادی

  2. ناشناس :گفت

    دستتان درد نكند. شايسته است مقالاتتان را به قالب pdf در بياوريد كه راحتت تر نكهدارى شود و در صورت عدم دسترسى به اينترنت هم قابل خواندن باشند.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s