كتاب و كتابخانه در ايران قبل از اسلام

با دقت در منابع در می‌یابیم که کتاب در ایران باستان بسیار مورد توجه بوده است؛برای نمونه به سه مورد از دیدگاه‌های ایرانیان درباره‌ی کتاب اشاره می‌کنیم.در روایت زیر که از بزرگمهر نقل شده،کتاب سرچشمه ادب دانسته شده است:
یا لیت شعری أی شیء أدرك من فاته الأدب أم أی شیء فات من أدرك الأدب و مادته من الكتب!
کاش می‌دانستم کسی که ادب ندارد،چه دارد و کسی که ادب دارد چه چیزی را از دست داده است،در حالی که سرچشمه‌ی ادب کتاب است.
ابن مسکویه در الحکمة الخالدة از پندهای بزرگمهر حکیم به انوشروان نقل کرده است:
و لا تمل دراسة الكتب فان طول دراستها انما هو تصفح عقول العالمین و العلم بأخالق ذوی الحكمة الماضین و النب یین و جمیع الامم و أهل الملل.
از مطالعه و تحقیق در کتاب خسته نشو زیرا این کار جست وجوی عقل مردم جهان و آگاهی از حکمت گذشتگان و پیامبران و همه ملل و مردم است.
بزرگمهر،در جمله‌ی حکیمانه‌ی زیر،کتاب را به صدف پر از گوهر تشبیه می‌کند که اگر برای خرید آن نقره می‌دهی دانشی به دست می‌آوری که مانند طلا است:
الكتب أصداف الحكم تنشق عن جواهر الكلم،إنفاق الفضة علی كتب الآداب یخلف علیک ذهب الألباب.
اهتمام به نوشتن و نگهداری سخنان حکیمانه در پندهای بزرگمهر به انوشروان،در شاهنامه نیز دیده می‌شود:این سخنان با کاغذ خسروی بر دفترهایی نوشته و به گنجور سپرده می‌شده است تا در کنار طلا و نقره حفظ گردد:
نبشتم سخن چند بر پهلوى
ابر دفتر و كاغذ خسروى
سپردم به گنجور تا روزگار
برآید بخواند مگر شهریار
از نشانه‌های وجود کتابخانه در ایران،اشاره‌ی مورخان اسلامی به این نکته است که آثار کتابخانه‌های ایران قبل از اسلام تا قرن‌های سوم و چهارم هجری نیز در جای جای این سرزمین باقی بوده است،به گونه‌ای که این کتاب‌ها تا چند قرن در خرابه‌ها و بناهای قدیمی دیده می‌شده است.
ابوریحان بیرونی از شهری جی(اصفهان قدیم) نقل می‌کند:
در میان اطلال و ویرانه‌ها خانه‌هایی وجود دارد که پر از عدل‌هایی از پوست درخت توز است و تمام آنها با خطی نوشته شده که کسی آ نها را نمی‌شناسد.
از جمله شواهد تاریخی،در کتاب‌های سنی ملوک الارض و الانبیا،الفهرست و الآثار الباقیة از بنایی در اصفهان به نام «سارویه» سخن رفته که تا سال 350 برپا بوده و حمزه‌ی اصفهانی این بنا را هم‌سنگ اهرام مصر و یکی از عجایب شرق دانسته است.در هر سه کتاب آمده است:
در سال 350 یک غرفه از این بنا خراب شد و حدود پنجاه عدل کتاب قدیمی و نوشته‌هایی به دست آمد که کسی آن ها را خواندن نتوانست،بنا به گفته ابن‌ندیم،چند صندوق از این کتاب‌هابه بغداد منتقل شد و یکی از کتاب‌های این مجموعه به نام «زیج شهریار» در علم نجوم بوده که تأثیر فراوان در نجوم اسلامی داشته است.
از دیگر قرائن می‌توان به کتابخانه‌های مرو و نیشابور اشاره کرد که تا قرن سوم برپا بوده است: ابن طیفور در کتاب بغداد از کتابخانه‌ای در مرو می‌گوید که در هنگام گریختن یزدگرد،آخرین پادشاه ساسانی،به نواحی شرقی ایران حمل شده بود.آگاهی ما از این کتابخانه از طریق روایتی است که شخصی به نام یحیی بن حسن در شهر رقه با یکی از غلامان ایرانی به فارسی سخن می‌گفته در این میان عتابی(شاعر و نویسنده‌‌ی دوره‌ی عباسی،ف.بین 196 و 220 هجری)وارد می‌شود و به زبان فارسی با او سخن می‌گوید.وقتی از عتابی می‌پرسد چگونه فارسی آموخته‌ای؟ می‌گوید: من سه بار به مرو و نیشابور سفر کرده،کتاب‌های فارسی کتابخانه‌های مرو و نیشابور را استنساخ کرده‌ام.وقتی از او می‌پرسد: چرا این کتاب‌ها را مطالعه می‌کنی؟ پاسخ می‌دهد: «هل المعانی الا فیلغة العجم و البلاغة،اللغة لنا و المعانی لهم»: آیا معانی و بلاغت جز در زبان فارسی در زبانی دیگر وجود دارد؟ زبان از ماست و معانی از ایشان است.
از نشانه‌های دانش‌دوستی و عشق ایرانیان به کتاب این است که انوشروان برای به دست آوردن کلیله و دمنه،پانصدهزار سکه‌ی طلا به برزویه حکیم می‌دهد و از او می‌خواهد که این کتاب و دیگر کتاب‌های ارزشمند هندی را برای او بیاورد.و به او می‌گوید برای این کار،اگر لازم شود،همه‌ی خزانه را صرف می‌کنیم: اگر به زیادتی حاجت افتد … تمامی خزاین ما در آن مبذول خواهد بود.
هنگامی که برزویه کلیله و دمنه را برای انوشروان می‌آورد،انوشروان از او می‌خواهد هرچه پول و جواهر می‌خواهدبردارد: … بر برزویه ثناها گفت و ایزد را عزّ اسمه شکرها گزارد… و بفرمود درهای خزاین بگشادند … چندان که مراد باشد از نقود و جواهر…
برزویه جز یک دست لباس چیزی برنمی‌دارد و از انوشروان درخواست می‌کند که بابی در ابتدای کلیله به نام او نوشته شود.عجیب این است که انوشروان برای این خدمت برزویه او را شایسته‌ی تخت و تاج می‌داند: اگر در ملک مثلاً مشارکت توقع کنی مبذولست.
نکته‌ی دیگر این که انوشروان فقط خواستار کتاب کلیله و دمنه نیست بلکه از برزویه می‌خواهد که دیگر کتاب‌های هندی را نیز به ایران انتقال دهد: می‌خواهم…که دیگر کتب هندوان بدان مضموم گردد.
و برزویه هم کتاب‌های بسیاری با خود می‌آورد: به وقت بازگشتن کتاب‌ها آوردم که یکی از این کتاب‌ها کلیله و دمنه است.
ابن‌مقفع انوشروان را از آگاه‌ترین شاهان ایران نسبت به حکمت و فلسفه دانسته است.در برخی منابع عربی نام انوشروان در ذیل «باب نوادر من الفلاسفة مختصرة» بعد از نام فیلسوفانی چون سقراط،جالینوس و…آمده است و این نشانه‌ی آن است که فیلسوف شناخته شده است.
در منابع معتبر عربی آمده است: ایرانیان سخنان حکیمانه را بر ابزار و لوازم زندگی خود می‌نوشتند؛ از جمله عصا، انگشتر، پرده، ظروف غذا، دیوار، سنگ قبر، تاج، تخت، حاشیه‌ی لباس، ایوان، گورستان … آن ها را با آب طلا بر کاغذ آغشته به زعفران و یا چوب آبنوس می‌نوشتند و در خزانه‌ی سلطنتی نگهداری می‌کردند.
با توجه به سخنان بالا،که مشتی از خروار است،ارزش کتاب در ایران معلوم می‌گردد و مشخص می‌شود کتابخانه‌های بسیاری در ایران وجود داشته است.
 —-
برداشتی آزاد از مقاله «كتاب و كتابخانه در ايران قبل از اسلام» نوشته «وحيد سبزيان‌پور» در مجله گزارش میراث،شماره پنجم و ششم،آذر-اسفند91.
برای دریافت متن کامل مقاله کلیک کنید
Advertisements
این نوشته در تاریخ ارسال شده و با , , , , , برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s