توصیف آميانوس مارسلينوس از ایرانیان

توصيفى كه آميانوس مارسلينوس از ايرانيان كرده،بسيار زنده و جاندار است و صرف‌نظر از چند اشتباه كوچك قابل قبول و باوركردنى است.
اين مطالب در حقیقت مبين احوال طبقه اعلى است و گويد: همه ايرانيان تقريبا قامتى رسا و رشيد و رنگى گندم‌گون يا سبزه روشن و نگاهى تند مانند نگاه بز و ابروانى مقوس و بهم‌پيوسته و ريشى زيبا و مويى بلند و ژوليده دارند.بى‌اندازه بدگمان و محتاط هستند چنانكه در مملكت دشمن،از باغ‌ها و تاكستان‌ها مى‌گذرند و از بيم زهر يا جادو،به هيچ ميوه دست نمی‌زنند.
اهتمام دارند كه برخلاف ادب كارى نكنند؛خيلى كم ايرانيان را می‌توان ديد،كه ايستاده ادرار كنند يا براى قضاى حاجت به جانبى بروند و اگرچه قباى زيرين آنها را از جنبين و پيش رو چاك دارد،به قسمى كه از وزش باد به اهتراز مى‌آيد،ذره از بدن آنان را برهنه نمى‌توان ديد.بازوبند و طوق زرين مرصع به مرواريد و جواهر مى‌بندند،و پيوسته شمشيرى حمايل دارند،حتى برخوان و در مجالس بزم نيز اين سلاح را دور نمى‌كنند.
كلمات بيهوده بى‌معنى بسيار دارند و چون بی‌خردان سخن مى‏گويند.خودستاى و خشن و هول‌انگيزند،چه در نيك‌بختى و چه در شوربختى بيم خود را در دل خصم جاى می‌دهند،حيله‌گر و مغرور و كم‌رحم هستند.
رفتارى آزاد دارند،با ناز قدم برمی‌دارند و می‌خرامند،چنانكه شخص از ظاهر حكم مى‌كند،كه اين قوم چون زنان سست و ضعيف‌اند در صورتی كه حقاً دليرترين اقوام روى زمين هستند؛اگرچه خدعه آنان بر تهور و شجاعتشان می‌چربد،در روز جنگ،خاصه در مصاف‌هاى با فاصله،بسيار هولناك هستند.
با وجود اين روی‌هم‌رفته: مردمى شجاع و چالاك‌اند و همه سختى‌هاى روز جنگ را تحمل مى‌كنند.خود را صاحب اختيار جان غلامان و رعاياى زيردست خويش می‌دانند،و هيچ‌يك از ملازمانى كه به خدمت مشغول‌اند يا در كنار ميز غذا ايستاده‌اند،جرأت لب گشودن ندارند،نه براى اداى سخن،نه براى انداختن آب دهان.
آميانوس شرحى از ميل ايرانيان به معاشقه زنان ذكر كرده و گويد كه اغلب آنان به زوجات و سراياى حرم خود اكتفا نمی‌كنند.در جاى ديگر گويد ايرانيان از لواط بی‌اطلاع‌اند.
قناعت و صبر آنان در مقابل لذات طعام قابل ستايش است.جز پادشاه هيچ‌يك از ايرانيان وقت معينى براى صرف غذا ندارند،هر وقت گرسنه شوند بر خوان می‌نشينند و هرچه قابل خوردن باشد می‌خورند. هرگز معده را انباشته نمی‌كنند و به سير شدن خرسندند.اگرچه به نظر اغراق می‌آيد ولى نسبت به شكم‌خوارگى روميان عهد قيصران،مردم ايران را می‌توان قانع و مرتاض شمرد.
اما اين قسمت از قول آميانوس مارسلينوس را نبايد عيناً پذيرفت كه گويد: ايرانيان از بزم‌هاى‏ با شكوه و افراط در شراب چنان گريزانند كه گويى از طاعون مى‌گريزند.محققاً تا حدى اين مورخ فريفته گفتار ايرانيانى شده كه قولشان مأخذ روايت اوست.
منبع:
کریستن‌سن،آرتور: 1368،ایران در زمان ساسانیان،ترجمه رشید یاسمی،تهران،انتشارات دنیای کتاب
Advertisements
این نوشته در تاریخ ارسال شده و با , , برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s