واسپوهران در جامعه ساسانی

ساسانيان اصول ملوك الطوايفى را از اشكانيان ميراث يافتند.به همين جهت در شاهنشاهى جديدى كه اردشير تأسيس كرد،در مرتبه دوم از حيث درجات و مراتب،طبقه مقتدر رؤساى طوايف را باز مى‌يابيم و در رأس آنان هفت دودمان ممتاز قرار دارند(اعضاء اين هفت خاندان ممتاز ايران حق داشتند تاج بر سر نهند و از حيث نسب هم رتبه شاهان بودند؛فقط تاج آنان از تاج شاهنشاهان ساسانى كوچكتر بود).از اين هفت دودمان،لااقل سه خانواده در عهد اشكانيان حائز اين مقام عالى و ممتاز شده‌اند:
كارن،سورن و اسپاهبذ،كه همه از نژاد اشكانيان بودند و لقب پهلو،يعنى پارت داشتند. انتساب سلسله اشكانى را علامت امتياز ميدانستند و از اين‏رو بود،كه از ميان ساير دودمان‌هاى ممتاز عهد ساسانيان بعضى اهتمام داشتن كه‏ خود را به تخمه اشكانى منسوب كنند،مثل دودمان‏هاى اسپندياذ (اسفنديار) و مهران.
خاندان ساسانى نخستين دودمان از دودمان‌هاى هفتگانه محسوب ميشد.پنج دودمان ممتاز ديگر را نام چنين بوده است:
كارن پهلو،سورن پهلو،اسپاهبذ پهلو،اسپندياذ،مهران و دودمان هفتمين گويا زيك بوده است. بنابر روايت طبرى(نلدكه،ص 437)،كارن در حوالى‏ نهاوند(در سرزمين ماد)،سورن در سيستان،اسپندياذ در اطراف رى،و اسپاهبذ در دهستان گرگان اقامت داشته‌اند.
از طرف ديگر می‌دانيم،كه سوخر از تخمه كارن و مسقط الرأسش بلوك اردشير خورده واقع در پارس بوده است(طبرى، ص 873 و 877، نلدكه، ص 210 و 136)؛نيز می‌دانيم كه روى نزديك رى و ديهى نزديك نيشابور بنام سورن موسوم بوده است؛و هم می‌دانيم كه مهر نرسه،از خاندان اسپندباذ اهل قريه آبروان واقع در دشت بارين محال اردشير خوره واقع در پارس بوده است و اين قريه و قريه ژيره را در بلوك مجاور،يعنى ناحيه شاپور،از اجدادش ارث برد(طبرى، ص 870، نلدكه، ص 111).
از اعضاء خانواده مهران،وهرام چوبين(طبرى، ص 992، نلدكه، ص 270) و پيران گشنسپ گريگوريوس(هوفمان، ص 87) از مردم رى بوده‌اند،ولى رودخانه مهران در ايالت پارس نيز منسوب‏ باين دودمان است (نلدكه، طبرى ص 140).
از همه اين مطالب چنين نتيجه می‌گيريم كه املاك و اسپوهران در سراسر كشور ايران پراكنده بوده،مخصوصا در ماد و پارت،كه مهد دولت اشكانى محسوب می‌شود،و در ايالت پارس كه منشاء دودمان ساسانى است.
املاك خاندان‌هاى مزبور،در اين ايالات نزديك بهم قرار داشت و تشكيل اقطاعات وسيعه و تيولات يك كاسه در آنجا ممكن نبود.ظاهرا همين نكته يكى از علل عمده‌ای بوده است كه بتدريج تيولداران بزرگ را در طى دوره ساسانى مجبور كرد تا در زمره نجبا و اشراف دربارى درآمدند و تا حدى وضع ملوك الطوايف را از دست دادند.اما تا زمانى كه جامعه قديم باقى بود،و اسپوهران علاقه و انتساب باستانى خود را باديه(ويس) نگاه داشتند: مثلا هر وقت مورخان از منشاء يكى از واسپوهران نام برده‌اند،غالبا اسم قریه‌ای را ذكر كرده‌اند.
منبع:
کریستن‌سن،آرتور: 1368،ایران در زمان ساسانیان،ترجمه رشید یاسمی،تهران،انتشارات دنیای کتاب
Advertisements
این نوشته در تاریخ ارسال شده و با , برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s