زنان دربار اشکانی

متون میخی بابلی،مدارک یونانی یافت‌شده در اورامان کردستان و منابع رومی به موقعیت برجسته زنان درباری اشکانی گواهی می‌دهند،بویژه همسر و مادر شاه.ولی این اشارات اغلب فقط در حد اشاره‌ کوتاهی به وجود آنهاست نه اینکه به ما اجازه بازسازی جایگاه و فعالیت و یا حدود اختیارات آنان را بدهد.یافته‌های باستان‌شناسی مانند سکه‌ها محدود هستند و ما از مقایسه یافته‌ها از محوطه‌هایی مانند دورا-ائوروپوس و الحضر می‌توانیم حدس بزنیم که زنان عالی‌مقام دارای موقعیت شناخته شده‌ای بودند.زنان درباری اشکانی به ویژه خواهران و دختران شاه،نقش مهمی در انعقاد پیمان‌های سیاسی با شاهان محلی و نیز با نجیب‌زادگان پارتی و بیگانه داشتند،بنابراین در ایجاد و گسترش شبکه‌ای که نجیب‌زادگان قدرتمند را به خاندان اشکانی پیوند می‌داد موثر بودند.
طبق متون بابلی به همسر شاه «شراتو» یعنی شاه‌بانو یا «بلتو» یعنی بانو گفته می‌شد،عنوان‌هایی که شاید لقب و شیوه خطاب به بانوان درباری را متمایز می‌کرد.
اسناد همچنین گواه این واقعیت است که شاهان اشکانی چند همسر داشتند.در نوشته‌ای روی پوست،یافت شده در اورامان نام‌های همسران مهرداد دوم ذکر شده است با اشاره به آن‌ها با عنوان‌های «شهبانو سیاکه،خواهر پدری و همسر،و آریازات با نام خانوادگی آئوتومه دختر تیگران شاه بزرگ و همسر شاه و آزاته خواهر پدری و همسر».شواهد حاکی از دو همسر متعلق به گودرز اول است که یکی آشیئاباتوم خوانده می‌شد.در متن دیگری که در اورامان یافت شده همسران فرهاد چهارم نام برده شده‌اند: اولنییر،کلئوپاترا،باسیرتا و بیستئیباناپاس.ما تنها از یک همسر ارد اول آگاهیم یعنی ایسپوبرزا که خواهرش نیز بوده است.
part1
(زنان با پوشاک پارتی یافت‌شده در الحضر)
موقعیت همسر شاه با سایر زنانی که متعلق به خانواده شاه بودند ولی با شاه ازدواج نکرده بودند متفاوت بود.معمولاً این زنان را زنان غیر رسمی می‌خواندند ولی باید تاکید کرد که این زنان به علت عقد پیمان‌های سیاسی،به اسارات و یا به صورت «هدیه» وارد خانه شاهی شده بودند.یک مورد از چنین سرنوشتی،داستان دختر دمتریوس و خواهرزاده آنتیوخوس است که پس از مرگ دایی‌اش توسط اشکلنیان اسیر و به دربار شاهی آورده شد.علاوه بر مورد موسای مشهور،شواهدی درباره یک زن خارجی دیگر وجود دارد،زن غیر رسمی یونانی که در دربار اشکانیان زندگی می‌کرد و مادر یک شاه یعنی بلاش اول بود.
زنان خاندان شاه مهمترین نقش خود را در انعقاد اتحادهای سیاسی داشتند.در میان شاهان،ازدواج‌هایی مانند ازدواج رودوگونه،دختر مهرداد اول با دمرتیوس به منظور قانونی کردن حکومت یا تحکیم اتحاد سیاسی رایج بود،همانطور که در مورد خواهر آرتاواسدس،شاه ارمنستان،که با پاکوروس،پسر ارد،ازدواج کرد و اتحاد آرتاواسدس را با شاه اشکانیان تحکیم کرد.
زنان درباری بخشی از موکب شاهانه بودند و حضور آنها در ملاء‌عام قسمتی از نمایش ابهت شاهنشاهی بود.آنها همراه شاه میان اقامت‌گاه‌های مختلف در رفت و آمد بودند و حتی شاه را در لشکرکشی‌ها همراهی می‌کردند.این روش نزد شاهان محلی و نجیب‌زادگان پارتی معمول بود.آنان نیز زنان را در اردوکشی نظامی همراه می‌بردند.به همین دلیل گفته می‌شود سورن برای جادهی به زنان موکب سلطنتی لشکرکشی‌اش به 250 کجاوه نیاز داشت.
اگر شاه از عهده حفظ جان زنان برنمی‌آمد،اغلب به قیمت جان آنان تمام می‌شد.بعضی از شاهان برای اینکه نگذارند که زنان بدست دشمن بیفتند و اسیر و گروگان شوند،چاره را در کشتن زنان،شامل همسران و دختران می‌یافتند.این عمل نه تنها به خودی خود فاجعه بود بلکه عواقب وخیمی برای ادامه خط وراثت سلطنت نیز دربرداشت.فرهاد چهارم وقتی که تیرداد،مدعی سلطنت،به آنان حمله کرد بانوان خانواده خود را همراه داشت.به جای اینکه فرهاد چهارم بگذارد زنان بدست دشمن بیفتند همه آنان را کشت.یکی از دختران اوسرئوس(خسرو) در حمله ترایانوس به تیسفون در سال 115/116 زنده ماند،ولی اسیر شد.12 سال بعد هادریانوس او را به شاه اشکانی بازگرداند.رادامیستوس،شاه ارمنستان،در حال فرار از چنگ دشمن،همسر باردار خود را که دیگر قادر به ادامه سفر دشوار بر پشت اسب نبود با خنجر به او ضربه زد و او را به رودخانه ارس افکند.او  را زنده پیدا کردند و پس از بهبودی نزد تیرداد فرستادند.
تصویر زنان درباری فقط در مواردی استثنایی بر سکه‌ها نقش می‌شد.بدین ترتیب تک‌چهره موسا بر سکه‌های فرهاد پنجم نقش شده  و تصویر کامنیسکارس،فرمانروای اولیمائیس،همراه انزازا،همسرش،نیز بر سکه‌های او نقش شده است.زنان بیشتر در آثار هنری به تصویر درمی‌آمدند.تندیس‌ها و سنگ‌نگاره‌ها زنان ثروتمندی را نشان می‌دهند که پوشاک باشکوه پارتی بر تن دارند،لباس پرچین و گشاد و آستین‌بلند بر روی لباس زیرین بلند از جنس پارچه‌هایی پر از آرایه و گل‌دوزی شده.
part2
(تنیس شاهزاده خانم با پوشاک پارتی یافت‌شده در الحضر)
بدین‌ترتیب،گو اینکه باید به اندک بودن منابع اذعان کرد،به نظر می‌رسد که مقام زنان درباری و زنان نجیب‌زادگان پارتی به واسطه حضور شاه معنی می‌شد.شکوه و جلال آنان،تعداد فرزندان آنان و حضورشان در میان مردم نشانه‌ای از قدرت شاه بود.
منبع:
بروسیوس،ماریا:1390،ایرانیان عصر باستان،ترجمه هایده مشایخ،تهران،انتشارات هرمس
Advertisements
این نوشته در تاریخ ارسال شده و با , , برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s