زبان و ادبیات پارتی(پهلوی اشکانی)

زبان پارتی که به پهلوانی و پهلوی اشکانی نیز معروف است،از زبان‌های ایرانی میانه شمال غربی است.این زبان در متنی مانوی به زیان فارسی میانه pahlawanig  نامیده شده است.صورت باستانی این زبان چنان‌که از نامش پیداست،در استان پارت از استان‌های شاهنشاهی هخامنشی رایج بوده است.
 هیچ نوشته ادبی به زبان پارتی(پهلوی اشكانی)،چه دینی و چه غیردینی،از دوران اشكانیان برجای نمانده است.در این عهد اسناد و نامه‎ها در آغاز به زبان آرامی،كه زبان دیوانی دوران هخامنشیان بود،نوشته می‎شد.سپس از حدود نیمه دوم قرن اول پیش از میلاد زبان پارتی و خط آن كه از خط آرامی اقتباس شده بود،جای آن را گرفت.علاوه بر آرامی،زبان یونانی نیز یكی از زبان‎های رسمی امپراطوری اشكانی بود.در این دوران سكه‎ها را نخست به رسم سلوكیان به خط یونانی ضرب می‎كردند،ولی از حدود نیمه قرن اول میلادی پارتی به جای آن به كار گرفته شد.اردوان سوم نامه خویش را خطاب به مردم شوش به رسم سلوكیان به زبان یونانی نوشته است و دو سند چرم نوشته اورامان و یك چرم نوشته مكشوف در دورااروپوسنیز به زبان یونانی است.پلوتارك آورده است كه اُرُد،پادشاه اشكانی،هنگامی كه در ارمنستان میهمان آرتاوازد(اَرْدَوَزْد)،پادشاه ارمنستان،بود،‌نمایش باكانت‎ها اثر اوریپید(ائوریپیدس) یونانی را تماشا می‎كرد.با این همه،دلیلی در دست نیست كه زبان و ادبیات یونانی از محیط دربارها و اشراف به میان عموم مردم راه یافته باشد.
ادبیات در دوران پارت‎ها،همانند ادوار دیگر پیش از اسلام،به صورت شفاهی حفظ می‎شد.قصه‎گویان و نقالان افسانه‎ها را سینه به سینه نقل می‎كردند.گروهی از آنان گوسان نام داشتند.اینان شاعران و موسیقی‎دانان دوره‎گردی بودند كه داستان‎ها را خصوصاً به شعر نقل می‎كردند.در قطعه‎ای از آثار مانوی پارتی كه متأخرتر از قرن چهارم یا پنجم میلادی نیست،آمده است:
«همچون گوسانی كه هنر شهریاران و كی‎های پیشین را بیان می‎دارد و خود هیچ نكند».
از این گفته چنین برمی‎آید كه گوسان‎ها حافظ داستان‎های ملی ایران بوده‎اند و آنها را به ساسانیان منتقل كرده‎اند.همین داستان‎ها بعدها بخشی از منابع خدای نامه پهلوی را تشكیل داده و نهایتاً در شاهنامه منعكس شده است.از میان داستان‎هایی كه در ادبیات فارسی برجای مانده،منظومه عاشقانه ویس و رامین اصلی پارتی دارد.همچنین محتمل است كه بعضی از داستان‎های شاهنامه،مانند داستان بیژن و منیژه كه دارای بُن‎مایه‎های عاشقانه است،اصل پارتی داشته باشد.
كتیبههای پارتی
كتیبه‎های پارتی،اعم از سنگ نوشته و چرم نوشته و سفال نوشته و فلز نوشته و غیره،همه به خط منفصل یا خط كتیبه‎ای پارتی است و در میان آنها،آثار بازمانده متعلق به دوران حكومت اشكانیان اندك است.مهم‎ترین كتیبه‎های پارتی، چه از دوره اشكانی و چه از دوره ساسانی،عبارتند از:
آثار نسا: سفال نوشته‎هایی در كاوش‎های شهر نسا نزدیك عشق‎آباد،پایتخت قدیم شاهان اشكانی در جنوب جمهوری تركمنستان كنونی،به دست آمده است كه تاریخ نگارش بیشتر آنها سده اول پیش از میلاد است. این نوشته‎ها بر روی كوزه‎هایی بوده است كه برای حمل شراب از آنها استفاده می‎شده و شامل نام‎های اشخاص،جای‎ها،وزن و تاریخ (روز و ماه سال) است. بعضی سفال شكسته‎ها به عنوان پیش‎نویس نامه نیز به كار می‎رفته است.
آثار جنوب تركمنستان: به جز آثار نسا،در مواضع گوناگونی در نزدیك عشق‎آباد و نیز در مرو باستان نوشته‎هایی بر روی ظروف كاشی و سفال‎های شكسته به دست آمده است.این نوشته‎ها مشتمل بر نام‎های صاحبان این ظروف است.بعضی از آنها سند داد و ستد یا پیش‎نویس نامه است و در یكی از آثار دعایی نوشته شده و دیگری یادداشتی است دالّ بر مقدار پولی كه در آن ظرف بوده همراه با ذكر صاحب آن. این آثار متعلق به زمانی میان قرن اول قبل از میلاد و قرن سوم و چهارم میلادی است.
بُنچاق اورامان: سه سند معامله مربوط به فروش دو تاكستان كه بر روی پوست آهو نوشته شده،در اورامان كردستان پیدا شده است و اكنون در موزه بریتانیا نگاهداری می‎شود.دو سند از این سه سند،به زبان و خط یونانی است و هر دو تاریخ سلوكی دارد،یكی معادل 87/88 ق.م. و دیگری معادل 21/22 ق.م. است و در پشت یكی از آنها چند كلمه‎ای به زبان و خط پارتی نوشته شده كه خلاصه متن یونانی است و احتمالاً تاریخ نگارش آن نسبت به متن یونانی جدیدتر است.سند سوم به زبان و خط پارتی است و تاریخ اشكانی دارد كه معادل سده اول میلادی (احتمالاً 52/53 م.) است. خط پارتی این متن به خط سفالینه‎های نسا شباهت دارد.
كتیبه پارتی بر مجسمه هركول: مجسمه‎ای برنزی از هركول در سال 1984 در عراق كشف شد كه بر آن كتیبه‎ای به دو زبان پارتی و یونانی حك شده است. متن پارتی روی ران چپ مجسمه حكاكی شده و آسیب دیده است.سطر اول و بخش اعظم سطر دوم محو شده است. كتیبه‎ یونانی تاریخ 462 سلوكی معادل 1/150 میلادی دارد.كتیبه از بلاش چهارم (8/147 تا 2/191) است.بر اساس نوشته پارتی این مجسمه را بلاش پس از پیروزی بر مهرداد و بیرون راندن او از میشان،از این ناحیه خارج كرده و آن را به معبد آپولو هدیه كرده است.
سنگ نوشته شوش: بر روی سنگ مزار قائمی در شوش كتیبه‎ای شش سطری به دستور اردوان چهارم آخرین پادشاه اشكانی برای خواسگ شهربان شوش كنده شده است.تاریخ این كتیبه‎ 462 اشكانی (برابر با 215 م.) است.
سنگ نوشتههای كال جنگال: چند كتیبه‎ كوچك در كال جنگال نزدیك بیرجند در جنوب خراسان به دست آمده است كه محتملاً از نیمه اول قرن سوم میلادی و متعلق به شاهزادگان اشكانی است.
كتیبههای لاخْ مزار: در سال 1371 چندین كتیبه‎ آسیب دیده در لاخ مزار در 29 كیلومتری جنوب شرقی بیرجند كشف گردید.این كتیبه‎ها كه هنوز درست خوانده نشده از نظر خط شبیه به خط كتیبه‎های كال جنگال و احتمالاً هم زمان با آن آثار است.
سنگ نوشتههای پارتی شاهان ساسانی: از بعضی از كتیبه‎های بازمانده از شاهان ساسانی تحریری نیز به پارتی در دست است.در مورد این كتیبه‎ها رجوع كنید به بعد، بخش كتیبه‎های دوره ساسانی.
آثار دورا اُروپوس: در میان آثار كشف شده در شهر دورا (دورا اروپوس) در ساحل رودخانه فرات،در سوریه كنونی،نزدیك مرز عراق، علاوه بر آثار فارسی میانه،آثاری نیز به پارتی پیدا شده كه مشتمل است بر چند دیوارنگاره،نوشته‎های روی سفال شامل فهرستی از نام‎های اشخاص و نامه‎ای بر روی تكه‎ای پوست.یكی از دیوارنگاره‎ها تاریخ سلوكی دارد كه معادل 211 یا 212م است.اما بیشتر این آثار متعلق به زمانی است كه سپاهیان ایران این شهر را در 3/252 تسخیر كردند.در مورد زبان كتیبه‎هایی كه در ارمنستان و گرجستان كشف شده (آرامی یا پارتی یا زبان ایرانی دیگر) اختلاف نظر وجود دارد.
سكهها: شاهان اشكانی تا مدت‎ها نام خود را بر روی سكه‎ها به یونانی می‎نوشتند و كلمه فیلهِلِن (دوستار یونان) به یونانی روی آنها دیده می‎شود و گاهی كلماتی نیز به خط پارتی به چشم می‎خورد.اما از حدود نیمه قرن اول میلادی (از زمان بلاش اول، حدود 51 تا حدود 80-76 م) زبان و خط پارتی به كار رفته است.در ابتدا،نوشته‎های پارتی سكه‎ها شامل صورت خلاصه شده نام شاه بوده مانند «ول» (به جای ولگلش = بلاش) و بعد در ثلث دوم قرن دوم میلادی نوشته‎ها مفصل‎تر می‎شود و نام شاه به صورت كامل ذكر می‎گردد.
در روی سكه‎های مسی شاهان محلی ایلام (جنوب شرقی خوزستان) در قرن اول و دوم میلادی نیز ظاهراً نوشته‎های پارتی دیده می‎شود.
مُهرهایی نیز به خط پارتی در دست است.این مهرها احتمالاً متعلق به اواخر دوره اشكانی و اوایل دوره ساسانی است.
منبع:
تفضلی،احمد: 1383،تاریخ ادبیات ایران پیش از اسلام،تهران،انتشارات سخن
رضائی باغ‌بیدی،حسن:1388،تاریخ زبانهای ایرانی،تهران،انتشارات مرکز دائرة‌المعارف اسلامی
Advertisements
این نوشته در ادبیات ارسال شده و با , , برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

2 پاسخ برای زبان و ادبیات پارتی(پهلوی اشکانی)

  1. بهرام :گفت

    1) اگر چیزی بنام فرهنگ روزگار حکومت پادشاهان پارت وجود داشته باشد ، فرهنگ و زبان پارسی است و بیگمان پارتی یک لهجه از لهجه های زبان پارسی بوده که در شرق ایران بزرگ آن زمان استفاده میشده است ، استفاده از واژه زبان پارتی غلط است . در طول هزاران سال در تمام سرزمینهای امپراطوری ایران ما فقط یک زبان داشته ایم که زبان پارسی بوده است و به تدریج گویشهای مختلفی از دل آن جدا شده اند که برخی از انها امروزه بسیار به پارسی باستان یا پارسی میانه نزدیکند مانند گویش سنگسری ،تاتی و تالشی ، بستکی ، بلوچی ، سمنانی ، مازنی ، گیلکی ، کردی ، خوانساری و …
    2) پارت یا همان پارس یا پارسو و پشتو نام بخشی از سرزمین ایران (پارس باستان ) بوده است نه نشان یک قوم متمایز ، بمانند استانهای یزد و اصفهان و خراسان و کردستان و …. که همه بخشهایی از سرزمین ایران هستند ، آنچه که از حکومت پارسهای این بخش از ایران کهن مشخص و هویداست هوشمندی و درایت ایشان در حفظ بخش بزرگی از امپراطوری بزرگ هخامنشیان است . بطوریکه سعی کردند با ایجاد دوستی و اتحاد میان کشورهای آن روزگار از پاشیده شدن ناگهانی امپراطوری جلوگیری کرده و به تدریج یکپارچگی را بازگردانند به همین روی با یونانیها و کشورهای اروپای آن زمان که تمایز نژادی بیشتری نسبت به اقوام ایرانی داشتند طرح دوستی ریختند و به تدریج در جنگهای بعدی شکستهای سختی به ایشان وارد کردند .
    3) ساسانیان به دلایل نامشخص بسیاری از آثار پارتی را نابود کردند ، بقیه آثار نیز در حوادث تاریخی و طبیعی از بین رفت و بدین ترتیب قلم دست دشمنان قسم خورده ایرانیان تا به امروز افتاد که هرچه بخواهند بتوانند مانع از این واقعیت تاریخی بشوند که فرهنگ و تمدن و حتی مهاجرت نخستین اقوام به اروپا از سرزمینهای ایران بوده است .
    4) سالهاست که اروپاییها و مورخین ایشان اصرار دارند که اقوام ایرانی را سه تیره پارت و پارس و ماد معرفی کنند و دست به داستانسرایی مهاجرت این سه قوم از قفقاز یا سیبری و .. زده اند که فقط یک گزافه گویی بدون سند و مدرک معتبر است تا به خواسته خویش که در بند بالا بدان شاره شد برسند .

  2. matlabe jalebi bood mer30…
    مرگ بر جمهوری اسلامی و آزادی بی قید و شرط همه زندانیان سیاسی

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s