زبانِ سکایی باستان

سکاها و سرمت‌ها قبایل ایرانی‌تباری بودند که از سده هشتم پیش از میلاد تا آغار عصر مسیحیت بر دشت‌های اوراسیا فرمان می‌راندند و در قلمرو وسیعی از سواحل شمالی دریای سیاه در غرب تا مرزهای شمالی چین در شرق،به زندگی چادرنشینی روزگار می‌گذراندند.واژه سکا ،که در فارسی باستان به صورت saka- آمده،از مشتقات ریشه باستانی sak(= رفتن،گشتن،گردیدن) و در اصل به معنای «سرگردان،خانه به دوش» است.
در کتیبه‌های هخامنشی نام چهار طایفه سکایی آمده است که عبارت‌اند از: سکاهای هوم‌نوش(فارسی باستان haumavarga)، سکاهای تیزخود(فارسی باستان  tigraxuada)، سکاهای آن سوی سغد(فارسی باستان para sugdam) و سکاهای آن سوی دریا(فارسی باستان paradarya).از این میان سه عنوان نخست مختص سکاهای شرق دریای خزر بوده و عنوان چهارم به سکاهای غربی اطلاق می‌شده است.مهم‌ترین قبایل سکایی غربی که غالباً در دشت‌های جنوب روسیه امروزی می‌زیستند عبارت بودند از: اسکیتی‌ها یا اسکوتی‌ها، سرمت‌ها و ماساگت‌ها.
ظاهراً همه قبایل چادرنشین ایرانی در آغاز خود را skuda- می‌نامیدند که مشتقی از ریشه هندواروپایی skeud- است.این واژه را دیاکونوف «چابک» اما سمرنیی «تیرانداز» معنا کرده است.این واژه در نیمه نخست پیش از میلاد در منطقه پنتوس به skula- بدل شده بود.
تنها آثار باقیمانده از زبان سکایی باستان برخی اسامی اشخاص، قبایل و مکان‌هایی در کتیبه‌های یونانی منطقه پنتوس و در آثار مورخان یونانی است، که بر اساس آنها و به کمک آثار مکتوب زبانهای ایرانی باستان(یعنی اوستایی و فارسی باستان) نام چند مکان، تپه و رودخانه در اوکراین و جنوب روسیه می‌توان برخی از واژه‌های این زبان را بازسازی کرد.برخی از این واژه‌های بازساری شده عبارت‌اند از:
Abra- = آسمان
Ap- = آب
Arma- = دست
Arya- = آریایی
Aspa- = اسب
Baga- = بغ،خدا
Danu- = رود
Gausa- = گوش
Hazahra- = هزار
Kuti- = سگ
Madu- = عسل
Matuka- = ملخ
Mrga- = مرغ،پرنده
Ruapasa- = روباه
Sauka- = آتش
Syava- = سیاه
Varaza- = گراز
Varka- = گرگ
Xsas- = شش
Xvar- = خوردن
Zantu- = قبیله
Zaranya- = زرین
سکایی باستان گویش‌های محتلفی را شامل می‌شده است که اسکیتی و سرمتی از جمله آن بوده‌اند.هرودوت(کتاب چهارم،بند 117) در این باره می‌نویسد: «زبان سرمت‌ها اسکیتی است،اما به اصالت باستانی‌اش صحبت نمی‌شود».شواهد نشان می‌دهد که دستِ‌کم در برخی از گویش‌های اسکیتی – سرمتی باستان  xv ایرانی باستان به f و d ایرانی باستان در میان دو مصوت به l بدل شده بود،مانند: farna- (فر،فره) از xvarnah- و skula- (نام یکی از پادشاهان اسکیتی) از skuda- چالاک یا شاید تیرانداز.
گزارش‌های هرودوت از افسانه‌ها و داستان‌های اسکیتی به وجود ادبیات بسیار غنی و به‌خصوص حماسی به زبان سکایی باستان گواهی‌ می‌دهند.به روایت هرودوت(کتاب اول،بند 73) پس از اینکه سومین پادشاه ماد،هووخشتره،بر غاصبان اسکیتی غلبیه کرد و حکومت را باز پس گرفت،با ایشان با مهربانی رقتار کرد و پسرانی را به ایشان سپرد تا زبان خود و هنر تیراندازی را به آنها بیاموزند.
منبع:
رضائی باغ‌بیدی،حسن:1388،تاریخ زبانهای ایرانی،تهران،انتشارات مرکز دائرة‌المعارف اسلامی
Advertisements
این نوشته در ادبیات ارسال شده و با , , برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s