معرفی بناهای نقش رجب

یکی از تاسیسات پر ارزش ساسانی،در پشت صخره‌ای کوتاه پنهان شده،در جایی که راه نقش رستم از جاده تخت‌جمشید- پاسارگاد جدا می‌شود.گویا اینجا در زمان‌های بسیار کهن جایگاهی مقدس بوده است.از این روی اردشیر یکم آنجا را برای سنگ‌نگاره تاج‌گذاری خود برگزیده و دیگران هم از وی پیروی کرده‌اند.اکنون به توصیف بنای آن می‌پردازیم:
سنگ‌نگاره شاپور یکم و همراهانش
این سنگ‌نگاره بزرگ و تاثیر گذار،در سوی چپ است.شاه را سوار بر اسب نشان می‌دهد،وی با بزرگی تصویر خود،برجسته‌تر از دیگر نقش‌ها می‌نماند.شوربختانه چهره‌اش ویران شده است اما جامه‌اش به خوبی پرداخت داده شده و اسبش آراسته به زیورهای بسیار است.بلندپایگان دربارش پست او استاده‌اند.صخره به سوی چپ و پایین می‌رود و چنین است که از واپسین آنها تنها بالا‌تنه‌ای نمایان است.سه مردی که درست پشت سر شاه استاده‌اند،نشانه‌های ویژه‌ای بر کلاه خود دارند.البته از میان آنها،تنها جایگاه یکی را می‌توانیم بازشناسیم،آنی که جلوتر از همه ایستاده و بزرگ‌تر نمایش داده شده است و از دیگران بزرگ‌تر است.این خود،ارزشمندی وی را نشان می‌دهد.وی نشان ولیعهد شاپور بر روی همان سنگ‌نگاره صخره‌ای فیروزآباد را دارد که پیروزی اردشیر،نخستین شاه ساسانی را بر اردوان پنجم نشان داده است.پس باید پذیرفت که در اینجا نیز با شاپور روبه‌رو هستیم.از این گذشته،خود سنگ‌نبشته در بخش روی سینه اسب،و دوباره در پایین صخره،مرد اسب سوار را به روشنی،شاپور نامیده است.این سنگ‌نگاره بسیار خام‌دستانه ساخته شده است.حتی اگر باریک‌بینانه نگاه کنیم می‌توانیم سنگ‌نگاره دیگری را ببنیم که در آنجا کنده شده بود.می‌توان حدس زد این سنگ‌نگاره برای اردشیر در نظر گرفته شده بوده و سپس شاپور گرفته و بر روی آن کار کرده است.

سنگ‌نگاره پیشوای بزرگ دین،کرتیر
تصویر کرتیر با تصویر دیگرش در نقش رستم،همسنجی می‌پذیرد.وی در اینجا در سمت چپ اردشیر نشان داده شده است.باز هم گردنبندی از مرواریددرشت را بر گردن دارد و با نشانی بر کلاه مشخص شده است.این سنگ‌نگاره،فشرده‌ای از جستار سنگ‌نگاره نقش رستم است.(متن کتیبه را از اینجا بخوانید)

تاج‌گذاری اردشیر یکم
این را باید نخستین سنگ‌نگاره نقش رجب دانست.قدها همه راست‌اند و حالتی استوار و خشک دارند.شکل‌های بنیادین،اردشیر و ایزد اهورامزدا هستند که در اینجا هر دو ایستاده‌اند.شاه دارد به ایزد که «چنبر فرمانروایی» را به او می‌دهد،می‌نگرد.در زیر دست‌ها و چنبر،پهنه‌ای با دو شکل افتاده است.یکی از آنها جامه ندارد و گرزی در دست دارد،پس باید هرکول ایزد یونانی باشد.این می‌تواند رهنمودی بر آن باشد که نقش کوچک دوم از آنِ بهرام،بزرگترین پسر شاپور و نوه اردشیر است.چون نام بهرام،حاصل انطباق ایرانی آن با هرکول است.ولیعهد شاپور را باید مرد ریش‌داری که در سوی چپ ایستاده دانست.روی صخره شوربختانه چنان گزند دیده که نمی‌توان گفت کدام آنها بر روی کلاه نشانی دارد یا اصلاً هیچ نشانی بر کلاه دارند یا نه.در سوی راست،تیری این صحنه را از دو شکل دیگر جدا می‌کند.یکی از آنها کلاهی شگفت بر سر دارد که مانند سر جانوران است.این دو می‌توانند زن و فرزند شاه باشند.آنها به صحنه اصلی پشت کرده‌اند،کاری که می‌توان رهنمودی بر آن باشد که خانه‌نشین دانسته‌شده‌اند و در به قدرت رسیدن شاه شرکت نداشتند.

تاج‌گذاری شاپور یکم

واپسین سنگ‌نگاره که در سوی راست است و نزدیک به پشت صخره ناپدید می‌شود،آیین تاج‌گذاری شاپور به دست اهورامزدا است که هرو بر اسب سوار هستند.جامه‌های هر دو یکسان است.اهورامزدا موهای فر انبوهی دارد که مد دوره ساسانی بوده.این سنگ‌نگاره از روی سنگ‌نگاره اردشیر در نقش رستم ساخته شده،اما گزارشی از دشمن شکست خورده نداده است.
 
منبع:
کخ،هایده‌ماری:1391،پرسپولیس پایتخت درخشان امپراطوری پارس،ترجمه امیرحسین اکبری،تهران،انتشارات پازینه
همچنین بنگرید به:
کتیبه کرتیر در نقش رجب(KNRb)
Advertisements
این نوشته در تاریخ ارسال شده و با , , , , برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s