اندرز خسرو قبادان

اندرز خسرو قبادان اندرزنامه کوتاهی از خسرو انوشیروان پسر قباد در دست است که در متون پهلوی به چاپ رسیده و در بردارندهٔ سخنانی است که انوشیروان به روایت این متن هنگام مرگ برای مردم جهان بیان داشته‌ است. آغاز متن دربارهٔ بی‌ارزشی جهان مادی است (بند ۱). سپس اندرزهایی خطاب به جمع(به صیغه دوم شخص جمع فعل امر) در همین زمینه می‌آید. از بند ۸ تا ۱۰ اندرزها خطاب به فرد (به صیغهٔ دوم شخص مفرد فعل امر) است. در پایان اندرز دیگری(بند 11 و 12) خطاب به مردم است (هر کس باید بداند….) و در آن سؤالاتی مطرح شده و بلافاصله خود به آنها به صیغهٔ اول شخص مفرد فعل مضارع (من می‌دانم که ….) پاسخ داده‌است. این اندرزنامه نیز اساساً از نوع اندرزنامه‌های دینی است. این متن به فارسی ترجمه شده‌است.
ترجمه متن:
1- ایدون گویند که انوشه‌روان خسرو قبادان اندر زمانی که پُرگاه (= نزدیک به مرگ) بود، پیش از آن که جان از تن جدا بوَد، به اندرز به جهانیان گفت که زمانی که این جان از تن من جدا شود، این تخت من را بردارید و به اسپانور (= آرامگاه) برید و به اسپانور بنهید و سپس بر سر جهانیان بانگ کنید که ای مردمان! از گناه کردن بپرهیزید و به کرفه‌ورزی کوشا باشید و مال گیتی را به خوار دارید زیرا که این همان تن است که تا دیروز به جز این تن بود، به این مردم به سه گام نزدیک‌تر بود، به هر گاه و زمانی اهلایی (= پارسایی) و مال گیتی بیافزود، که امروز به سبب ریمنی، هر که دست بر آن (= پیکره‌ی بی‌جان شاه) نهد، آن گاه او را به برشنوم (= آیین غسل) بباید شستن، یا به یزش (= پرستش) یزدان و به همپرسگی بهان نهلند، و تا دیروز به سبب شکوه فرمان‌روایی، [شاه،] دست به کسی نداد که امروز به سبب ریمنی کسی دست بر او ننهد.
2- (ای) مردمان جهان درودمند باشید،و روید؛ اداره‌ (امور) به منش راست است و کار برزیگری است،در کار جهانیان کوشا (و) زیناوند باشید.
3- در کار،آیین و پیمان دارید و در کار و دادستان،راد و راست و متحد راستان باشید.
4- اندرز گفتار (و) به جان اندرز نیوشیدار باشید،اندازه به کار و پیمان کنید.
5- به بهره‌ خویش خرسند باشید و بهره‌ دیگر کس (را) مدزدید.
6- در دهشِ درویشان سپوز (= تأخیر) و بستاری (= سستی) مکنید،بنگرید که چه گونه فرمان‌روایی از بین رود،خواسته بشود، مال ستبر،عشق و دشواری و درویشی بگذرد.
7- ایدر (= اینجا) زندگی اندک (و) آنجا راه دور و همیمال (= طرف مقابل) سخت و داور راست است،کرفه به وام نیابند،درود(=رفاه) و پاره (= رشوه) کار نکند و تن و روان را نپذیرد؛به جز اینکه بس کرفه کرده باشد،فراز گذشتن بر چینود پل نتوان (زیرا) آنجا داور راست چون مهر و «رشن» است.
8- از بهان باشید تا گرودمانی باشید.
9- افسوس مکن تا فرهمند باشی،چه نیکی و بدی به هر گاه و به هر کس شاید بودن.
10- گیتی را به سپنج‌دار و تن به آسان،نیکی به کردن دار،بزه به رنج سپوز و مینو به کنش خویش‌دار.
11. این نیز گفته شده است که هر کس بباید دانستن که از کجا بیامده‌ام و چرا ایدر هستم،و مرا باز به کجا باید شدن،(و) از من چه خواهند.
12. که من این را دانم که از پیش هرمزد خدای بیامده‌ام و برای بستوه آوردن دروج ایدر هستم،و باز به پیش هرمزد خدای باید شدن،از من اهلایی خواهند و خویشکاری دانایان،آموزش خرد (و) یکی هم ویرایش خیم.
13. انوشه روان باد خسرو قبادان شاه شاهان که اندرز کرد و این فرمان را داد.ایدون باد.
فرجام یافت به درود،شادی
منابع:
تفضلی،احمد: 1383،تاریخ ادبیات ایران پیش از اسلام،تهران،انتشارات سخن
عریان،سعید:1391،متن‌های پهلوی،گردآوریده جاماسب جی‌ دستور منوچهر جی جاماسب آسانا،تهران،انتشارات علمی

ترجمه همین قطعه به همراه متن پهلوی  توسط ماهیار نوایی
Advertisements
این نوشته در نوشته های پهلوی ارسال شده و با , , , برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s