آثار غیر هخامنشی دشت مرغاب

تپه‌های پیش از تاریخ
دشت خرم پاسارگاد از زمان‌های بسیار کهن مورد توجه ساکنان بومی فارس بوده و رونق آن در زمان هخامنشیان به معنی آغاز زندگی در آن جا نبوده است.نقشه‌های قدیمی پاسارگاد نشان از سکونت گاه‌هایی متعدد در گوشه و کنار دشت دارند که متعلق به دوران‌های مختلف هستند.از همه مهم‌تر،کاوش‌های مرحوم سامی درچند مکان پیش از تاریخ دشت مرغاب،آثار متعلق به فرهنگ پیش از هخامنشیان آن ناحیه رامشخص کرده است.
آثار پیش از تاریخ در جنوب ده کردشول (یکی از روستاهای جلگه پاسارگاد) و حاشیه شرقی پلوار در «دوتلان»،در «تل‌خاری» در‌ شمال ده مبارک‌آباد و مغرب آرامگاه کورش بزرگ،در «تل‌خاری» مشرق تپه تخت‌سلیمان و حاشیه غربی رودخانه پلوار و نیز در شمال غربی «محوطه مقدس» یافته شده است. «تل نخودی» 100 متر طول و 75 متر عرض دارد و در آن سفال‌هایی مربوط به سه تا دو هزار سال قبل از میلاد یافته شده است.تپه حاری نیز 100 متر طول و 32 متر عرض دارد و سفال‌هایی چون سفال‌های «تل نخودی» در آن پیدا شده است و نوع سفال‌ها شبیه به اشیای سفالی «تل باكون» در تخت‌جمشید است.در میان نقوش این اشیاء طرح زیبایی از یك آهو،صحنه‌ای از گروهی انسان با دست‌های افراشته در كنار تصاویر لوزی‌هایی كه بیانگر قطره‌های آب است و نیز طرح دلپذیری از یك گراز وحشی بسیار جالب توجه است؛چرا كه در واقع نموداری از فرهنگ و اعتقادات زمان هستند.
تنگ بلاغی
تا حدود 70 سال پیش، راه شیراز به اصفهان پس از گذر از سعادت‌آباد و سیوند به تنگه‌ای می‌رسید كه بر اثر فرسایش كوهی در جنوب شرقی پاسارگاد توسط رود پلوار ایجاد شده بود. این تنگه را «تنگه بلاغی» گویند.آرامگاه كورش بزرگ نخستین بنایی است كه پس از باز شدن این تنگه به دشت پاسارگاد دیده می‌شود.این وضعیت در دوره‌ هخامنشیان وجود داشته و تنگه‌ی مذكور آثاری از آن زمان را در خود دارد.این راه هخامنشی در ارتفاع 30 متری از سطح رودخانه‌ پلوار و تا حدود 250 متری به‌صورت جاده‌ای در كوه كنده شده است و سنگ‌چینی به عرض 170 سانتیمتر دارد.آثاری نیز از وجود یك دروازه در قسمت جنوبی تنگه یافت شده كه بعضی آن را مربوط به پلی بر روی رودخانه دانسته‌اند.طول تنگه 12 كیلومتر است و پس از گذشتن از پوزه‌های سنگ‌بر،نعل‌شكن،تیرانداز و پوزه‌ سرخ به دشت گسترده‌یی به نام «دشت بلاغی» می‌رسد.
در ابتدای این راه،یعنی در حدود تنگه‌ سعادت‌آباد،كاروانسرایی ساخته بودند كه 25 كیلومتر تا پاسارگاد فاصله داشت و منزل دیگری در خود پاسارگاد بود و به این منظور در زمان آل مظفر، كاروانسرایی در كنار آرامگاه كورش ساخته بودند كه امروزه به‌صورت ویرانه‌ای برجای مانده است. از وجود راه‌ها و شاه‌راه‌های دوره‌ی هخامنشی گواه‌های كتبی و باستان‌شناسی در اختیار است؛مثلا هرودت از جاده‌ شاهی سارد به شوش كه دارای یكصد و یازده منزل بوده توصیفی دقیق ارایه كرده است. در گوردیون (در آناتولی غربی) و كناره‌ فهلیان فارس نیز آثاری از راه‌های هخامنشی یافته‌اند ولی راه تنگه‌ بلاغی بسیار فنی و نسبتا طولانی است و توصیف دقیق آن،هنر مهندسی و راه‌سازی دوره‌ی هخامنشی را به خوبی مشخص می‌كند
کاروانسرای مظفری
آثار باقی‌مانده پس از دوران هخامنشیان در پاسارگاد مشتمل است بر بناهای روی «تل تخت» و نواحی مسكونی شمال آن،كه به دوره‌ی سلوكی و فرمانروایان محلی فارس (از 280 تا 180 پیش از میلاد) تعلق داشته و سكونت‌گاه‌های دوره‌ی اشكانی و ساسانی كه آثار آن در كنار راه تنگه بلاغی باقی مانده است.از دوره‌ی اشكانی چند گور سنگ‌چین در كنار راه تنگه بلاغی باقی مانده كه تنها مقدار اندكی سفال شكسته از آن به‌دست آمده و از دوره‌ ساسانی نیز در همان حدود،چند دخمه و استودان سنگی شناخته شده است.در اوایل دوره‌ی اسلامی بر روی تل تخت،پناهگاهی تعبیه كرده بودند كه در آن سفال‌های سده‌ هشتم و نهم میلادی را یافته‌اند.پس از آن پاسارگاد تنها به‌عنوان یك معبر كاروانی مورد استفاده بوده اما حرمت و تقدس آن حفظ شده است.رود پلوار به‌عنوان یك آب شفابخش و مقدس محسوب و آثار پاسارگاد نیز به سلیمان نبی و یارانش نسبت داده می‌شد.در دوره‌ آل مظفر (743 تا 795) در زمان حكومت پادشاهان محلی فارس،پاسارگاد بار دیگر مورد توجه قرار گرفت و در این زمان تعبیرهای «فارس» به‌عنوان «ملك سلیمان» و «پادشاه فارس» به‌عنوان «وارث ملك سلیمان» رواج یافت.به همین ترتیب به «مشهد مادر سلیمان»، «زندان سلیمان» و «تخت سلیمان» در پاسارگاد نیز احترام خاصی گذاشته می‌شد و شاه شجاع مظفری (759 تا 776) ملقب به ابوالفوارس و از ممدوحان حافظ، در 100 متری شمال آرامگاه كورش بزرگ، كاروانسرایی برپا كرد تا مامن مسافران باشد.برخی از محققان بنابر قراینی،این بنا را «مدرسه» دانسته‌اند، اما محمد مستوفی یزدی كه در قرن یازدهم كتاب «مفید» را تالیف كرده صریحا آن را كاروانسرا خوانده است.البته شاه شجاع برای ساختن این كاروانسرا زحمت زیادی نكشیده است؛ چراكه مامورانش سنگ‌های كاخ‌ها را كنده و در ساختن بنای كاروانسرا به‌كار بردند.

mozafari

مرحوم سامی در كاوش‌های خود در سال 1338 در این بنا قطعه سنگی كتیبه‌دار (به اندازه‌ 45×65 سانتیمتر) پیدا كرد كه بر آن به خط ثلث نوشته شده بود:
 «… السلطان المطاع ابوالفوارس …».
بر تكه سنگ دیگری نیز «مالك هفت اقلیم» نگاشته شده بود.كاروانسرا مظفری،حیاطی به وسعت 4/16 در 5/18 متر دارد كه به‌صورت نامنظم از سنگ‌های سفید ربوده شده از كاخ‌های كورش ساخته شده و نیز ایوانی به پهنای حدود سه متر با جرزهای سنگی نامنظم و چهارگوش با اتاق‌های كوچك و بزرگ در پشت آن.در بنا به سمت شرق بوده و در سه طرف آن نیز سكویی به ارتفاع 80 سانتیمتر ساخته‌اند. سنگ‌های بنا را با ملات گچ به یكدیگر وصل كرده و در بعضی از جاها حتی ملات هم به‌كار نبرده‌اند.
مسجد اتابكی
ارجی كه به مقام كورش گذاشته می‌شد به مرور زمان،جنبه‌ سنتی یافت و پس از مدتی وقتی خاطره‌ بانی و صاحب آن از یادها رفت،به «مشهد مادر سلیمان» معروف شد.ابن بلخی در فارسنامه می‌نویسد:
«گور مادر سلیمان از سنگ کرده‌اند،خانه چهارسو.هیچ‌کس در آن خانه نتواند نگریدن که گویند طلسمی ساخته‌اند که هر در آن خانه بنگرد،کور شود،اما کسی را ندیده‌ام که این آزمایش کند.»
انتساب آثار پاسارگاد به سلیمان نبی سبب شد كه آن ناحیه و در نتیجه فارس را «ملك سلیمان» بخوانند.وقتی سلغریان ترك به تخت سلطنت فارس رسیدند (اواسط قرن ششم) از این عقیده استفاده كردند و خود را قائم مقام سلیمان و وارث ملك سلیمان خواندند.به همین جهت است كه سعدی در وصف شیراز می‌گوید:
نه لایق ظلمات است بالله این اقلیم/ كه تخت‌گاه سلیمان بدست و حضرت راز
 در زمان اتابك سعد بن زنگی گرداگرد آرامگاه كورش را با دیواری خشتی به قطر 5/2 متر به ‌صورت محوطه‌ای تقریبا چهارگوش درآوردند كه 50/54 متر طول (در جبهه‌ شمال غربی ـ جنوب شرقی) و 80/48 متر عرض (در جبهه‌ شمال شرقی ـ جنوب غربی) داشت.آن‌گاه با استفاده از سنگ‌ها و ستون‌های كاخ‌های بار و نشیمن كورش،یك ردیف ستون در چهار سوی این محوطه در فاصله‌ تقریبی چهار متری دیوارها برپا كردند.این ستون‌ها نه زیر ستون داشت و نه سرستون و فاصله‌ بین آن‌ها نیز به‌طور دقیق رعایت نشده بود.با زدن سقف بر روی این ستون‌ها و دیوارهای جنبی،چهار ایوان ستون‌دار در چهار جانب حیاطی كه حدود 34×29 متر وسعت داشت و آرامگاه را دربرمی‌گرفت،ساخته شد كه ارتفاع آن‌ها تا حد سكوی پنجم یا ششم آرامگاه بیشتر بالا نمی‌آمد.سه درگاه در دیوارهای شمالی، جنوبی و غربی تعبیه كردند كه درگاه غربی كوچك بود و به تالاری به طول 10/42 متر و عرض 10/8 متر می‌پیوست كه خود آن درگاهی سنگی داشت.

atabaki

این درگاه سنگی تا سال 1971 میلادی برپا بود و كتیبه‌ای هم داشت؛این سند حاكی از آن است كه سعد بن زنگی در سنه‌ 620 (یا 621) این مسجد را ساخته است.بین ایوان‌های مسجد و آرامگاه كورش در وسط حیاط مقداری فاصله بوده و اتاقك آرامگاه به‌وسیله‌ هفت پله به وسط حیاط راه می‌یافته است.آن اتاقك با ایجاد محرابی در درون دیوار جنوب غربی آن به‌صورت مركز اصلی مسجد درآمده بود.این محراب، تزیینات معماری اسلامی و كتیبه‌ای دارد كه چهار آیه ازسوره‌ الفتحبا خط ثلث معمولی بر روی آن نگارش شده است.
این مسجد از نظر معماری قابل توجه نیست ولی از نظر فلسفی و آیینی بسیار اهمیت داشته و نمودار احترامی بوده كه مردم به كورش بزرگ و آرامگاه او می‌گذاشتند.در زمان‌های اخیر، این مسجد به وضعی اسف‌بار ویران شده و ستون‌های آن به صورت نامرتبی اینجا و آنجا افتاده و فقط درگاه اصلی آن (در جبهه‌ شمال غربی) باقی مانده است.در سال 1350 بقایای مذكور نیز از محل به كاخ‌های بار و نشیمن انتقال داده شد (یعنی از همان جایی كه سنگ‌ها را آورده بودند) تا در تعمیرات كاخ‌ها به‌كار روند،اما هنوز مقدار زیادی از آن‌ها دقیقا تعیین جا نشده و همچنان بر روی زمین باقی مانده‌اند.ستون‌های سه ایوان شرقی و غربی را با ستون‌های قطور كاخ بار و ستون‌های ایوان شمالی با ستون‌های باریك قصر اختصاصی كوروش بزرگ ساخته شده است.
منبع:
شاپور شهبازی،علیرضا: 1388،راهنمای جامع پاسارگاد،شیراز،انتشارات بنیاد فارس‌شناسی
Advertisements
این نوشته در تاریخ ارسال شده و با , , , برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s