شاعران جنبش شعوبیه(اسماعیل بن یسار نسائی)

نخستین جنبش شعوبیه،جنبش ادبی بود.همانطور که عرب به شعر و ادب و حفظ انساب افتخار می‌کرد،ایرانیان شعوبی نیز شروع به سرودن شعر عربی کردند و افتخار به انساب را در اشعار خود جای دادند.چنانکه حماسه‌های شعرای شعوبی ایران به زبان عربی،از جمله دلکش‌ترین آثار و نماینده حس عالی وطن‌پرستی ایرانیان در آن روزگار است(حماسه‌سرایی در ایران،ذبیح الله صفا،ص 137).
نخستین کسی که این صدا را بلند کرد و بنیان‌گذار نهضت ادبی در عصر بنی‌امیه به شمار آمد،اسماعیل فرزند یسار نسائی بود.تاریخ تولد اسماعیل به درستی معلوم نیست ولی مطابق آنچه روایت کرده‌اند،عمر طولانی داشته و دوران آخرین خلیفه اموی را دیده است.در وجه شهرتش به نسائی سخن بسیار گفته شده؛از جمله اینکه چون خود یا پدرش لوازم عروسی می‌فروختند از این رو به به نسائی معروف شده است(اغانی، 4/ 119).
ابوالفرح اصفهانی روایت می‌کند که «اسماعیل بن یسار روزی به ضرورتی به ملاقات عمر بن یزید بن عبدالملک رفت و ساعتی معطل شد تا اجازه حضور یافت.چون به حضور رسید برای جلب توجه به ادای حاجت خویش،خود و پدر خود را مروانی خواند.چون از پیش عمر بیرون آمد شخصی به دنبال او رفت و گفت: «وای بر تو ای اسماعیل! چگونه تو و پدرت مروانی شده‌اید؟شما را با آل مروانچه نسبت؟» اسماعیل گفت: ما اینگونه مروانی هستیم که آل مروان را دشمن می‌داریم.زنم مطلقه باد اگر دروغ بگویم.مادرم همه روز بامداد،به جای حمد و تسبیح،مروان و آل مروان را لعن می‌کند؛و به پدرم هنگان جان سپردن گفتند بگو «لا اله الا الله»، گفت: «خدا مروان را لعنت کند» و محض رضای خدا،نفرین را عوض کلمه توحید به زبان آورد زیرا لعن مروان را مانند کلمه توحید می‌دانست.»(اغانی، 4/ 125)
روزی اسماعیل یسار بر هشام بن عبدالملک وارد شد و این قصیده را که در مفاخر نسبی خود سروده بود و دلایل بزرگی و عظمت ایران را در بر داشت،برای او خواند:
أصلي كريمٌ ومجدي لا يقاس بـه/ولي لسانٌ كحد السيف مسموم
أحمي به مجد أقوامٍ ذوي حسبٍ/من كل قومٍ بتاج الملك معموم
جحاجحٍ سادةٍ بجٍ مرازبةٍ/جردٍ عتاقٍ مساميحٍ مـطـاعيم
من مثل كسرى وسأبور الجنود معاً/و الهرمزان لفخرٍ أو التعظيم
أسد الكتائب يوم الروع إن زحفوا/و هم أذلوا ملوك التـرك والروم
يمشون في حلق الماذي سابغةً/مشى الضراغمة الأسد اللهاميم
هناك إن تسألي تبنـي بـأن لنا/جرثومةً قهرت عز الجراثيم(اغانی، 4/ 120)
مضمون ابیات:
«نژاد من نیکو و عظمت قوم من با مفاخر اقوام دیگر قابل مقایسه نیست.زبانی دارم که مانند تیغ زهرآگین است و یا همین زبان،از عظمت ملت خود که دارای مکارم بسیار است دفاع می‌کنم،و پادشاهانی را که همه تاجدار و کشورگشا هستند،با زبان حفظ می‌کنم.آنها کریم و آقا و سفیدرو و مرزبان و نجیب و چابک و سخی و مهمان‌نواز بودند،آیا کسی در عظمت و مفاخرت مانند خسرو و شاپور لشکرکش و هرمزان است؟ آنها هنگام ستیز،اگر حمله کنند،چون شیران لشکرند،همان قومی که ترک و روم را خوار کردند.همه با اسلحه و زره‌های به هم پیوسته مانند شیران درنده و خشمگین راه روند.آنجاست که اگر بپرسی به تو خبر دهند که دارای اصل و نژادی هستیم که عزت تمام نژادها را پایمال کرده است.»
هشام از شنیدن این اشعار به خشم آمد و گفت: بر من مفاخرت می‌کنی و مدایح نیاکان خویش را در حضور من می‌خوانی؟» پس فرمان داد که او را در برکه‌ای انداختند،به طوری که نزدیک بود خفه شود،آنگاه امر کرد وی را بیرون کشیدند و به حجاز تبعیدش کردند(اغانی، 4/ 120).
نیز اسماعیل درباره بزرگی و عظمت نیاکان خود چنین می‌گوید:
رب خال متوج لی و عم/ماجد مجتدی کریم النصاب
انما سمی الفوارس بالفر/سِ مضاهاة رفعة الانساب
فاترکی الفخر یا امام علینا/و اترکی الجور و انطقی بالصواب
و اسألی ان جهلت عنا و عنکم/کیف کنا فی سالف الاحقاب
اذ نربی بناتنا و تدسو/نَ سفاهاً بناتکم فی التراب(اغانی، 4/ 121)
مضمون ابیات:
من چندین دایی تاجدار و عموی پاک‌نژاد دارم.نام اسواران(فوارس) برای این از مادهٔ ایرانیان(فُرس) گرفته شده‌است تا با انتساب به نژاد ارجمند ما برتری یابند.اینک ای امام! تفاخر مکن و ستم به ما روا مدار و با ما به راستی و صواب سخن بگو. اگر هم از گذشتهٔ ما (ایرانیان) و شما (عرب‌ها) در روزگاران پیش بی‌خبری، بپرس تا بدانی ما و شما چگونه بوده‌ایم. ما دختران خود را تربیت می‌کردیم و شما دختران خود را زنده به گور می‌کردید.
اسماعیل بن یسار،مانند این اشعار را همه جا می‌سرود و بدون پروا،شرافت نسب خود را ذکر می‌کرد و آشکارا عرب را تحقیر می‌کرد.ابوالفرج(اغانی، 4/ 121) درباره او می‌نویسد: «اسماعیل به تعصب و ایران‌دوستی و تفاخر و مباهات به ایرانیان مشهور بود،تعصب او موجب بدبختی و دربدری و ضرب طرد او شده بود.»
منبع:
ممتحن،حسینعلی 1385:نهضت شعوبیه،تهران،انتشارات علمی و فرهنگی
Advertisements
این نوشته در ادبیات ارسال شده و با , , برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

2 پاسخ برای شاعران جنبش شعوبیه(اسماعیل بن یسار نسائی)

  1. ناشناس :گفت

    آورین! آورین!

  2. M :گفت

    من یه تحقیق واسه اسماعیل نسایی میخواستم به زبان عربی!!!پدرم دراومد تا پیدا کردم….ولی دوسش دارم

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s