رستاخیز و موعود باوری در ایران باستان

اصل موعود باوری حضوری کلان در آموزه‌های مزدایی دارد.زرتشت در اشعار گاهانی خود تاکید می‌کند که:فردی خواهد آمد که بهتر از مردی نیک است،کسی که به ما راه‌های درستگاری را خواهد آموخت…کسی که پارسا است،بسان شما ای مزدا،کسی که آگاهی درستی دارد و خردمند است(یسن 43/ 3).
اصطلاح سوشیانس که در ادبیات پارسی میانه‌ای مزدایی به منجیان موعود دین زرتشتی اطلاق شده است،در گاهان شش بار به کار رفته است(یسن 34/ 13 ؛ 45/ 11 ؛ 46/  3 ؛ 48/ 9 ؛ 12 ؛ 53/ 2).آنچه از یادکردهای گاهانی این اصطلاح بر می‌آید آن است که از نگاه زرتشت،سوشیانس‌ها آن دسته از پیروان او هستند که با داشتن امتیاز بینش دینی نیک و خرد برتر،با کوشش و کارزار خود با بدی،در هر نقطه‌ای از جهان و در طی دوران زندگی خود،نیروی نیکی و راستی را افزوده و استوار ساخته و ضعف و شکست نهایی بدی را موجب خواهند شد.
در اعصار پس از زرتشت،انگاره کلی سوشیانس‌ها ماهیتی مشخص‌تر و تعریف شده‌تر می‌یابد و گفته می‌شود که در آستانه رستاخیز موعودی به نام استوت‌ارت(=تجسم راستی)و با لقب سوشیانس از آب دریاچه کیانسه در سیستان بر می‌آید و دروغ را سرکوب و نیکی و راستی را در گیتی استوار می‌سازد(اوستا،زام‌یشت،96-89).در روزگاران بعد،با ترکیب این اعتقاد مزدایی با طرح غیر ایرانی هزاره‌ها(مبنی بر اینکه حوادثی خاص در هر دوره‌ای از تاریخ به تناوب تکرار خواهد شد)دو موعود دیگر به نام های اوشیدر (=پروراننده راستی)و اوشیدر ماه(=پروراننده نماز)به سوشیانس افزوده می‌گردند و گفته می‌شود که این سه موعود هر یک در ابتدای هزاره‌ای،از نطفه زرتشت که در بن دریاچه کیانسه محفوظ است و هر بار دوشیزه ای برگزیده با آبتنی کردن در آن بارور می‌گردد زاده شده و در زمان خود برای شکست دروغ و پیروزی راستی خواهد کوشید.در اسطوره‌های متاخر مزدایی،ابعاد انگاره موعود شناختی مزدایی گسترده‌تر شده و نام موعودها و منجیان فراوانی به میان می‌آید.البته افزونی شمار موعودها در روایات مزدایی این دوره حاصل فشارها و تنگناهای وارد شده به جامعه زرتشتی در اثنای هجوم مقدونیان و سپس تازیان،و امید و انتظار زرتشتیان به رهایی هر چه زودتر از این اوضاع دشوار بوده است.
این موعودها در روایات زرتشتی بر دو گروه‌اند:دسته نخست شامل پهلوانان و مقدسانی هستند که در گذشته‌های دور می زیستند و سپس جاودانه شدند و هر کدام در جایی پنهانند تا  در زمان مقرر خود را آشکار کنند و با یاری رساندن به سوشیانس برای پیروزی راستی بکوشند(مانند پشوتن پسر ویشتاسپ در کنگ دز؛اغریرث در سغد؛فردخشت در دشت پیشانسه؛اوروتتنر پسر زرتشت در ور جم‌کرد؛نرسی برادر جمشید؛گیو پسر گودرز و … بن‌دهش 1369: 128- 129).و گروه دوم موعودهایی هستند که پیش از این وجود نداشته‌اند بلکه هر کدام در زمان مقرر زاده می‌شوند؛مانند اوشیدر ،اوشیدرماه،سوشیانس و کی‌بهرام ورجاوند.
بدین ترتیب و در مجموع،متون مزدایی متاخر چنین روایت می‌کند که در آستانه هزارمین سال پس از زرتشت،پس از بروز پدیده‌هایی شگرف در زمین و آسمان که به عنوان نشانه‌های پایان جهان و ظهور موعود تفسیر می‌شوند نخست کی‌بهرام از هندوستان(یا افغانستان) و پشتون از کنگ دژ برآمده زمام امور را به دست گرفته و دین زرتشتی را استوار می‌سازند تا اینکه در آغاز هزاره اوشیدر پدیدار می‌شود و رهبری دین را می‌پذیرد و پس از دیدار با اهرمزد به عنوان معجزه خورشید را 10 شبانه روز در اوج آسمان متوقف می‌کند و صلح و آشتی را در زمین می‌گسترد.پس از پایان هزاره اوشیدر دیوی به نام ملکوس پدیدار می‌شود و زمین را دچار باران و طوفان و زمستانی سهمگین می‌کند،آنگونه که بسیاری از مردمان و جانوران نابود می‌شوند.برای جبران این تلفات از ورجم‌کرد(دژ زیر زمینی جمشید) مردمان و جانوران بسیاری رهسپار سکونت بر زمین می‌شوند.در ابتدای هزاره بعد اوشیدرماه بر می‌آید و 20 شبانه روز خورشید را در اوج آسمان می‌ایستاند و نیکی و خرمی‌های زیادی را در زمین آشکار می‌سازد و گروهی از موجودات اهریمنی را نابود می‌کند.نزديك به پايان هزاره‌ اوشيدرماه،ضحاك از بند خود در كوه دماوند رها مي‌گردد و بسياري از آفريدگان را تباه مي‌كند؛تا آن كه گرشاسپ (سام) برانگيخته مي‌شود و ضحاك را به ضربه‌ي گرز خود،مي‌كشد و گيتي را از زيان‌كاري وي مي‌رهاند.در آغاز هزاره‌ سوم پس از زرتشت،سوشيانس برمي‌آيد و پس از ديدار با اورمزد، خورشيد را 30 شبانه‌روز در اوج آسمان متوقف مي‌كند.در زمان او، كي‌خسرو پديدار مي‌شود و پادشاهي گيتي و دين‌گستري را به دست مي‌گيرد تا آن كه رستاخيز مردگان آغاز شود (بن‌دهش، 1367: 128، 2-141؛ روايت پهلوي 1367: 58- 60؛ زند بهمن يسن 1370: 17- 19؛ متون پهلوي، 1371: 143)
با فرا رسیدن زمان رستاخیز،سوشیانس به فرمان اهرمزد و با یشت کردن،در طی 57 سال همه مردگان را،نخست کیومرث و مشی و مشیانه،بر می‌انگیزد و از جایی که در آن جان داده بودند یا نخست بر زمین افتاده بودند بر می‌خیزاند.سپس ایسدواستر،پسر زرتشت انجمنی می‌آراید و در آن راست‌کاران از بدکاران جدا می‌شوند و هر کدام برای 3 روز به ترتیب در بهشت و دوزخ به سر می‌برند.در این زمان دو ایزد اریامان و شهریور فلز کوه‌ها و دره‌ها را ذوب می‌کنند و در پی آن رودی از فلز گداخته بر زمین جاری می‌گردد و همه مردمان ناگزیر می‌شوند که از آن عبور کنند.راست‌کاران از آن گزندی نمی‌بینند اما بدکاران دچار رنج بسیاری می‌شوند که البته موجب زدودن گناهان و پاک شدنشان میگردد. در زمان فرش‌گرد تنها 15 مرد و 15 زن پرهیزکار به یاری سوشیانس خواهند آمد. وی همراه با یارانش یزش دیگری انجام می‌دهد و از پیه‌ گاو هدیوش قربانی شده و شیره هوم سپید،نوشیدنی مرگ زدایی را فراهم می‌آورد که مردم با آشامیدن آن جاودان و بی مرگ می‌شوند. آن‌گاه مردم از همه آسایش و آرامشی که اهرمزد در آغاز آفرینش پدید آورده بود،دوباره بهره‌مند می گردند.مردمانی که در زمان مرگ بالغ بوده اند،در زمان فرش‌گرد و برخورداری از تن پسین،به سن چهل سالگی بازآرایی می‌شوند و آنان که در زمان نابرنایی درگذشته‌اند،به سن 15 سالگی باز آفریده می‌شوند.مردان و زنان اگر چه می‌توانند با یکدیگر کام‌گزاری کنند اما دیگر امکان بارداری و زایش وجود نخواهد داشت.آن‌گاه اهرمزد و امشاسپندان به نبرد با اهریمن و سَردیوان بر می‌خیزند و بر آنان چیره می‌شوند،و در پایان اهریمن و آز را از همان سوراخی که به زمین رخنه کرده و تاخته بودند بیرون می‌کنند و اهریمن برای همیشه سست و ناکار می‌گردد.آن سوراخ و مغاک دوزخ با فلز گداخته گرفته و آکنده می‌شود و همه دیوان موجود در آن از بین می‌رود.سپس زمین تابه ستاره‌پایه بالا می‌رود و گرزمان نیز تا به ستاره‌پایه فرود می‌آید و هر دو یکی می‌شوند و همه مردمان و ایزدان در یک جا و در کنار هم به سر می‌برند.زمین که اینک ملوک خداوند بر آن استقرار یافته است،صاف و بی‌فراز و نشیب می‌گردد و مردمان در این سبز دشت زیبا و شکوهمند،جاودانه و کامیابانه زندگی می‌کنند(بن‌دهش، 1369: 145-148؛ روايت پهلوي 1367: 64-61).
منبع:
احمدی،داریوش 1386: پایان جهان و ظهور موعود در ادیان ایران باستان،تهران،انتشارات توس
Advertisements
این نوشته در تاریخ ارسال شده و با , , , , , برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

2 پاسخ برای رستاخیز و موعود باوری در ایران باستان

  1. درود؛
    مدیر تارنما، انجمن و کتابخانه «تاریخ فـا» هستم…
    ستایش میکنم کارکردهای خوب و سودمند شما در زمینه تاریخ و ادب و فرهنک رو…
    همواره از برخی مطالب شما در تاریخ فـا بهمراه نام جاوید ایران بهره بردیم و میبریم…
    اگر قابل دونستید، انجمن تاریخ فـا رو در رستۀ پیوند لینک تاریخی فرهنگی خودتون به نشانی http://www.forum.tarikhfa.com و کتابخانه تاریخ فـا رو در رستۀ پیوند لینک کتابخانه تارنمای خودتون به نشانی http://www.ebook.tarikhfa.com پیوست کنید.
    هدف ما همواره بازتاب تاریخ و فرهنگ ایران آریایی بوده و بس و از جان مایه میگزاریم و بی چشم داشت بدنبال هیچ منفعتی نیستیم.
    گاه نیک.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s