پادشاهان پیشدادی؛هوشنگ

بنابر قول شاهنامه،هوشنگ دومین شاه ایران‌زمین است.هوشنگ پدیدآورنده آهن است و جنگ‌افزار در زمان او ساخته می‌شود.اوست که بر هدایت آب و استفاده از آن و کاریزکنی آگاهی یافت و با رواج آن،پیشرفت‌هایی در کشاورزی کردید.مهمتر از همه پیداش آهن به او منسوب شده است.
در شاهنامه‌ فردوسي از هوشنگ چنين روايت مي‌شود:
جهاندار هوشنگ با راى و داد/بجاى نيا تاج بر سر نهاد
بگشت از برش چرخ سالى چهل/پر از هوش مغز و پر از راى دل
چو بنشست بر جايگاه مهى/چنين گفت بر تخت شاهنشهى
كه بر هفت كشور منم پادشا/جهاندار پيروز و فرمانروا
بفرمان يزدان پيروزگر/بداد و دهش تنگ بستم كمر
و زان پس جهان يك سر آباد كرد/همه روى گيتى پر از داد كرد
نخستين يكى گوهر آمد بچنگ/بآتش ز آهن جدا كرد سنگ
سر مايه كرد آهن آبگون/كزان سنگ خارا كشيدش برون
چو بشناخت آهنگرى پيشه كرد/از آهنگرى ارّه و تيشه كرد
چو اين كرده شد چاره آب ساخت/ز دريايها رودها را بتاخت
بجوى و برود آبها راه كرد/بفرخندگى رنج كوتاه كرد
چراگاه مردم بدان بر فزود/پراگند پس تخم و كشت و درود
برنجيد پس هر كسى نان خويش/بورزيد و بشناخت سامان خويش
بدان ايزدى جاه و فرّ كيان/ز نخچير گور و گوزن ژيان
جدا كرد گاو و خر و گوسفند/بورز آوريد آنچه بد سودمند
ز پويندگان هر چه مويش نكوست/بكشت و بسرشان بر آهيخت پوست
برين گونه از چرم پويندگان/بپوشيد بالاى گويندگان
برنجيد و گسترد و خورد و سپرد/برفت و بجز نام نيكى نبرد
چو پيش آمدش روزگار بهى/ازو مر درى ماند تخت مهى
زمانه ندادش زمانى درنگ/شد آن هوش هوشنگ با فرّ و سنگ(چاپ مسکو،جلد اول،صص 33 – 35)
با مطالعه یشت‌ها می‌توانیم اطلاعات بیشتری از او بدست آوریم.بنا به نوشته یشت پنجم،هوشنگ بر بلندی کوه هرا برای ایزد اردویسور آناهیتا قربانی کرده و چنین می‌خواهد: «کامیابی به من ده ای نیک،ای تواناترین اردویسور ناهید،که من بر همه کشورها بزرگترین شهریار گردم».
در یشت نهم هوشنگ بر بلندی کوه برای «درواسپا» قربانی می‌کند و اینبار اینچنین می‌خواهد: «ای دْرَواسپا،ای نیک،ای تواناترین،مرا این کامیابی ارزانی دار که بر همه‌ی دیوان مَزَندَری چیره شوم؛ که از بیم دیوان،هراسان و گریزان نشوم؛ که همه‌ی دیوان – ناگزیر – از من هراسان و گریزان شوند و از بیم به تاریکی روی نهند(در یشت‌های پانزدهم،هفدهم و نوزدهم نیز همین مضامین تکرار می‌شود).
در یشت سیزدم نیز آمده است: «ما فروشی هوشنگ نیرومند پارسا را می‌ستاییم برای پایداری او در برابر دیوان مَزَندَری و بدکاران ورنی و برای پایداری در برابر آزار آفریده دیو.
اینها همه‌ بخش‌های اوستای موجود درباره هوهنگ بود.از میان نسک‌های از بین رفته اوستای ساسانی،«چهرداد»،آنگونه که از کتاب هشتم دینکرد برمی‌آید،مطالبی درباره هوشنگ در برداشته است:
«بنیان نهادن قانون و آیین دهقانی برای کشاورزی و پرورش جهان که بر اساس کوشش ویگرد پیشداد(برادر هوشنگ) است،و قانون فرمانروایی برای پاسبانی و اداره آفریدگان که بر اساس کوشش هوشنگ پیشداد پایه‌گذاری شده است…»(فصل سیزدهم،بندهای 5 و 6)
در سایر کتب پهلوی نیز اشاراتی به هوشنگ شده است.
در کتاب پنجم دینکرد آمده است: «هوشنگ به سبب فره برتر خود فرمانروای جهان شد،و ویگرد به سبب خصوصیت دهقانی،کشاورز و پرورنده جهان بود…(فصل چهارم،بند 2)
در کتاب هفتم دینکرد آمده است: «هوشنگ با استفاده از فره خود،دو سوم دیوان مَزَندَری و هفت پیرو خشم را کشت.»(فصل اول،بند 18)
بندهش از هوشنگ و همسر او گوزگ،به عنوان نخستین پدر و مادر ایرانیان یاد می‌کند(فصل پانزدهم،بند 28)
درباره شجره‌نامه هوشنگ در منابع پهلوی اختلاف وجود دارد.در چهرداد نسک،هوشنگ فرزند مشی و مشیانه و نوه گیومرث است اما در بندهش(فصل 31،بند 1) هوشنگ این‌گونه معرفی شده است: « هوشنگ پسر فرواگ، پسر سيامك، پسر مشي، پسر گيومرث».
مورخین مسلمان نیز شرح حال هوشنگ را نوشته اند.اکثر آنان روایات منابع پهلوی را تکرار کرده‌اند.در اینجا به نقل گزارش ابوریحان اکتفا می‌کنم.
ابوریحان هوشنگ را پسر فرواگ، پسر سيامك، پسر مشي معرفی می کند و مدت پادشاهی او را 40 سال می‌داند(آثار الباقیه،145).
بیرونی همچنین هنگام ذکر جشن‌های ایرانیان دو بار از هوشنگ نام‌ می‌برد.بار نخست درباره جشن تیرگان می‌نویسد:
سبب دوم آن(جشن تیرگان) دهموفذیه است که معنای آن حفظ دنیا و حراست است و فرمانروایی در آن و دهقنه که معناي آن عمارت دنیا و زراعت و قسمت آن است و با هم توام‌اند… اما دهموفذیه از هوشنگ صادر شده و دهقنه را برادر دیگر او رسم نمود…در این روز هوشنگ مردم دنیا را دستور دادکه لباس کاتبان بپوشند و دهقانان را نیز بر همین کار امر کرد…(آثار الباقیه،336).
جشن دیگری که به یاد هوشنگ و برادرش ویگرد بنیاد گرفت،خرم‌روز‌ بود:
نخستین روز از دی ماه خرم‌روز بود. در اين روز عادت ايرانيان چنين بوده كه پادشاه از تخت شاهي به زير مي‌آمد و جامه سپيد مي‌پوشيد و در بيابان  بر فرش هاي سپيد مي‌نشست و دربان ها و يساولان و قراولان را … به كنار مي‌راند و در امور دنيا فارغ البال نظر مي‌كرد و هر كس كه نيازمند مي‌شد كه با پادشاه سخن بگويد خواه كه گدا باشد يا دارا بدون هيچ حاجب و درباني به نزد پادشاه مي‌رفت و بدون هيچ مانعي با او گفت و گو مي‌كرد و در اين روز پادشاه با دهقانان و برزيگران مجالست مي‌كرد و در يك سفره با ايشان غذا مي‌خورد و می‌گفت من امروز مانند یکی از شما هستم و من با شما برادر هستم… و این ناشی از دو برادری است که سخت به هم وابسطه بودند: هوشنگ و ویکرد.
منابع:
کریستن‌سن،آرتو:1377،نخستین انسان و نخستین شهریار در تاریخ افسانه‌ای ایران،تهران،انتشارات چشمه
رضایی،عبدالعظیم:1378،گنجینه تاریخ ایران،تهران،انتشارات اطلس

همچنین بنگرید به:
هوشنگ و دیاکو
Advertisements
این نوشته در تاریخ ارسال شده و با , , برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

1 پاسخ برای پادشاهان پیشدادی؛هوشنگ

  1. بردیا :گفت

    تا کی شاه و شیخ و سینه چاکانشان میخواهند, از این ایده های من درآوردی و هپروتی و به غایت پوسیده دست بردارند!
    ارتجاع مذهبی و ناسیونال شوونیسم شاهی و کوروش کبیری تمام هم و غمشان توهم پراکنی و خاک پاشی به چشم مردم است! مرتجعینی با روایت هایی گوناگون!
    ترهات را ببینید, «هوشنگ دومین شاه ایران‌زمین است.هوشنگ پدیدآورنده آهن است و جنگ‌افزار در زمان او ساخته می‌شود.اوست که بر هدایت آب و استفاده از آن و کاریزکنی آگاهی یافت و با رواج آن،پیشرفت‌هایی در کشاورزی کردید.»!!!!!؟؟؟؟؟
    البته اینها را از زبان شاهنامه که یک زبان اسطوره ایی است, بیان میکند! آیا در قرن بیست یکم میبایست همچنان با زبان اسطوره سخن گفت و بر آن تاکید کرد, یا آنکه تاریخ را به مثابه علم نگریست و حقایق درونی اش را از غبار اسطوره و افسانه و نقل و قول بیرون کشید و ارائه نمود؟!
    سینه چاکان شاه و شیخ به اوهام و خرافه ها نیاز دارند تا همچنان به زعم خود سوار بر توهمات مردم خر خود را برانند! آقا جان این حرفها را فردوسی شاعر ملیمان گفته و یا آنکه از قرآن مجید, کلام خدا میباشد و و و ……..
    نخیر آقایان, به هیچ وجه اینگونه نیست که میپندارید و «مبلغ؟!» آن هستید و میگویید که هوشنگ شاهی به ایرانیان ساخت آهن و استفاده صحیح از آب را نشان داد! لابد آنهم از سر لطف «فر شاهی» که توسط یزدان پاک به او عطا شده بود!!! میبینید, چگونه ترهات شاه و شیخ از یک آبشخور مینوشند؟ آبشخور گنداب ارتجاع عفن توهمات هپروتی!
    آقای محترم, اکتشافات و اختراعات و کلیه دستآوردهای بشری نتیجه پراتیک طولانی توده ها در درازنای تاریخ است, نه تحفه های نطنز شاهان و شیخان!
    ریا کاری در سیاست بستتان نبود, ولی لااقل ریاکاری در دانش موقوف!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s