کتیبه شاهپور سکانشاه در تخت جمشید

کتیبه‏ شاهپور سکانشاه،یکی از متن‌های تاریخی ایران به زبان فارسی میانه در تخت جمشید است.این کتیبه در آثار خاورشناسانی چون هرتسفلد،نیبرگ،فرای و باک معرفی شده است.مقاله‏ حاضر نگاهی دارد به نکات تاریخی این متن،که همراه با نگارنده و آوا‌‌نویسی و ترجمه‏ فارسی آن در اختیار علاقه‏مندان قرار می‏گیرد.
این کتیبه را نخستین بار هرتسفلد با بررسی دقیق علمی در کتاب معروف خود،پایکولی،به چاپ رساند(هرتسفلد 1924).پس از آن، نیبرگ،بر اساس عکسی که از هرتسفلد را تصحیحی و نگاره‏ کتیبه را،بدون ترجمه،در کتاب راهنمای پهلوی خود چاپ کرد(نیبرگ 1964:ص 127).سپس،فرای در مقاله‌ای این کتیبه را ترجمه کرد و مطالعه عالمانه‌ای درباره‏ آن انجام داد(فرای 1966:ص ص 83-94).و سرانجام،باک ترجمه‌ای به زبان آلمانی از این کتیبه در کتاب کتیبه‌های دولتی ساسانی خود انتشار داد(باک 1978:ص ص 492-494).مقاله‏ حاضر نکات تاریخی این متن را منظور می‌دارد و همراه نگاره نیبرگ،آوانویسی و ترجمه‏ فارسی آن را تقدیم می‌کند.
آوانویسی
متن پهلوی
ترجمه‏ متن:
1)در ماه اسفند در سال دوم<پادشاهی> مزداپرست خدایگان شاهپور،شاهنشاه ایران
2)و انیران که چهر از ایزدان<دارد>،در آن‌زمان که شاهپور سکانشاه<فرمانروای>مناطق سند،
3)سیستان و توران تا کنار دریا<است>،فرزند مزداپرست خدایگان هرمز،شاهنشاه ایران و انیران
4)که چهر از ایزدان<دارد>،در دربار ایشان خدایگان نماز برد و به این جاده‏ بین
5)استخر و سیستان شد و با کرفگی به طرف اینجا به صد ستون آمد.او
6)در این مکان نان خورد<و>با او بهرام فرزند نُخ هرمز،اندر زبد سیستان،
7)و نرسی مغ،از خاندان وراز،وین ریومهران شهربان زرنگ و نرسی دبیر،
8)و دیگر آزادگان پارس و آزادگان سیستان و زرنگیان و فرستادگان از کوست‌ها و سرداران همراه
9)او بودند و او شادی بسیار کرد و او<مراسم>ایزدان کردگان فرمود و او
10)به پدر و نیاکان خود آفرین کرد.او به شاهپور شاهنشاه آفرین کرد،او به
11)روان خویش آفرین کرد و به آن کسی نیز آفرین کرد که این سرای را ساخت.
12)باشد که ایزدان<آنها>را یاد کنند.
مطالعه متن
1-2:
می‌دانیم که شاهپور در سال 310 م سلطنت خود را آغاز کرده است.پس این کتیبه در سال دوم فرمانروایی او،یعنی در 311 م،نوشته شده است.نگارش عبارت مرسوم«مزداپرست خدایگان…شاهنشاه ایران و انیران که چهر از ایزدان(دارد)»از آغاز حکومت اردشیر بر روی کتیبه‌ها و سکه‌های ساسانی پدیدار می‌شود و تا قرن پنجم میلادی بر روی سکه‌ها به جای مانده است.این عنوان‌ها ساخته‏ سه سنت است: پارسی(شاهنشاه)و بخش دیگر(چهر از ایزدان)هلنی و سوم(ایران و انیران)که ساخته‏ ساسانی است.
3-4:
در این قسمت:نام شاه سیستان،شاهپور که فرزند هرمز اول بوده است، ذکر شده است که در دیگر منابع وجود ندارد.در ضمن،این نوشته نشان‌دهنده‏ آن است که شاه سیستان یا سکانشاه چه نقاطی را در زیر سلطه‏ خود داشته و نیز،در قرن چهارم میلادی،چه مناطقی از شرق جزو شاهنشاهی ساسانی بوده است.
5:
صد ستون نامی است که ساسانیان برای تخت جمشید ابداع کرده بودند که خود متکی بر سنتی است دیرینه.در الواح ایلامی،در زمان هخامنشیان نام این مکان به صورت«تالار ستون» i-ia-an یاد شده است(کامرون).به همین دلیل،به نظر می‌رسد که این نام تا اوایل دوره ساسانی هنوز به جا مانده بوده و نام تخت جمشید در اواخر حکومت ساسانی به این بنا اطلاق شده است،که این خود همراه و همزمان با آغاز پدید آمدن‏ پیدایش اندیشه‏ کیانی در حکومت ساسانی به وقوع پیوسته است.
6:
در اینجا:منظور از«نان خوردن»طعام و خوراک خوردن است.
نخستین واژه‏ سطر ششم،بنابر متن ضمیمه‏ HMR،, may) می) است و قرائت زبرنوشته با آن اختلاف دارد.در این سطر به یکی از القاب مهم در قرن چهارم بر می‌خوریم و آن«اندرزبد»است که در دربار ساسانی نیز سمت«در اندرزبدی»وجود داشته است.بر مبنای این مدرک می‌توان نظر داد که شاهان محلی نیز خود اندرزبدانی داشته‌اند
7:
یک مغ از خانواده وراز و یک دبیر نیز همراه شاه سیستان بوده‏اند که به طور حتم از سیستان بوده و به آنجا برمی‌گشته‌اند
8:
منظور از«آزادگان»دسته‏ مخصوصی از طبقه نجبا در دوره‏ ساسانی است.بر اساس کتیبه‌های شاهپور اول در نقش رستم و نرسی در پایکولی،می‌دانیم که سه گروه مهم نجبا: 1)وسپوهران(شاهزادگان)، 2)بزرگان، و 3)آزادان بوده‏اند که اینان پایین‌‏ترین رتبه را در این تقسیم‌بندی داشته‌‌‏اند.آزادان در سوار نظام ارتش ساسانی نقش مهمی را ایفا می‌کرده‌اند
منظور از«فرستگان»یا«فرستادگان»، اشخاص مهمی است که از«کوست‏ها»یا ناحیه‌‌‏های مختلف شاهنشاهی همراه سکانشاه بوده‌اند و به احتمال زیاد منصبی است که کارکرد دقیق آن را نمی‌دانیم.
یکی از مراسم دینی در این دوره مراسم«کردگان»است که در آن از ایزدان سپاسداری می‏شده و جزو تشریفات مذهبی بوده است.کرتیر،موبد قرن سوم میلادی،در کتیبه‏های خود به ما اطلاع می‏دهد که پس از سفر به دنیای دیگر توانسته است طریقه‏ درست انجام دادن این مراسم کردگان را یاد بگیرد.(ژینیو 1991:ص ص 35-39)«کرفگی»یا«کرفه‌کاری،کرفه‌کردن»به معنای«انجام دادن کار ثواب»است،یا«اخلاص».
10-11:
به درستی معلوم نیست که منظور شاهپور سکانشاه از نیاکان خود آیا هخامنشیان بوده است یا ساسانیان و آیا این موضوع به مضمون سطر یازدهم نیز ربط دارد یا نه؛یعنی اینکه آیا ساسانیان نیاکان خود را سازنده‏ این کاخ می‌‏دانسته‌اند یا نه.نیولی بر این عقیده است که ساسانیان هخامنشیان را نیاکان خود می‌‏دانستند(نیولی 1989:ص 119)و من نیز اول از نظریه او پیروی کردم تا اینکه شروو در نامه‌ای خصوصی به من گوشزد کرد که جای تردید است که منظور اینان از نیاکان،هخامنشیان بوده باشد.به هر حال،هنوز نیولی این مسئله را اثبات نکرده است.
می‌توان این‏گونه حدس زد که،چون ساسانیان از نام درست این قصر مطلع بوده‌اند،از هخامنشیان نیز اطلاع داشته‌اند(دریایی 1995:ص 141).در مورد اینکه منظور از مراسم آفرین که برای کسانی که این کاخ را ساخته‌اند برگزار شده است،مراسم آفرین برای هخامنشیان بوده است،باید گفت که احتمال دارد منظور از آن،اشاره به خاندان بزرگان پارس بوده باشد که ساسانیان خود از آنها بوده‌اند و به قدمت خود و سنت خود افتخار می‌کرده‌اند و ساختن این کاخ را به نیاکان خود نسبت می‌دادند که در واقع،در گذشته‏ دور نیز هخامنشیان از آنها بوده‌اند.
به هر‌حال،به جا گذاشتن این کتیبه در درگاه ساختمان تخت جمشید نشان‌دهنده‏ این است که ساسانیان سازنده این بنا را از نیاکان خود می‌پنداشتند و این خود مسئله‌ مهمی در مبحث حقانیت و مشروعیت بخشیدن سیاسی به خاندان ساسانی است.باید به یاد داشته باشیم که،در نزدیکی همین درگاه،عضدالدوله نیز کتیبه‌ای به‏جا گذاشته است و متون اسلامی نیز اطلاع می‌دهند که او از موبدان خواست تا آنچه را بر روی این درگاه نوشته شده بود بخوانند.همین کار او خود نشان‌دهنده تقلید سلسله‌های دیگر ایرانی از پیشینیان است که به پیروی از ساسانیان،به عملی مشابه دست می‌زده‌اند،حتی در زمانی که دیگر صد ستون به نام تخت جمشید شناخته می‌شده است.
کتاب‌نامه:
1.Back,M.1978.Die Sassanidischen Staatsinschriften.Leiden.
2.Cameron, G.Persepolis Treasury Tablets. Chicago.3a,9,15,18,22,48a,77,79,83.
3.Daryaee, T.1995.National History or Keyanid History?: The Nature of Sasanid Zoroastrian Historiography,Iranian Studies, vol.28,4/3.
4.Frye,R.N.1966.The Persepolis Middle Persepolis Middle Persian Inscription from the Time of Shapur II,Acta Orientalia.
5.Gignoux,Ph.1991.Lse Quatre Inscriptions du mage kerdir.Leuven.
6.Gnoli,G.1989.The Idea of Iran:An Essay on Origin.Rome.
7.Herzfeld,E.1924.Paikuli. vol.I,xii.
8.Nyberg,S.H.1964.A Manual of Pahlavi. Part I.Wiesbaden.
مقاله‌ای به قلم تورج دریایی منتشر شده در مجله فرهنگ،بهار و تابستان 1380،شماره 37 و 38،از صفحه 107 تا 114.
Advertisements
این نوشته در نوشته های پهلوی ارسال شده و با , , برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s