تخت جمشید در نوشته های مورخان مسلمان

مورخان مسلمان از تخت جمشید به عنوان بنایی بزرگ یاد کرده اند؛به سبب همین شکوه و بزرگی،این بنا به پادشاهان افسانه ای همچون کیخسرو،جمشید و یا سلیمان که به گفته یاقوت(1383: 1/ 246) برخی می پندارند همان جمشید است،نسبت داده می شود که با کمک گرفتن از دیو ها و اجنه ساخته شده است.تخت جمشید در نوشته های آنان مسجد سلیمان،چهل منار،صد ستون و … نامیده شده است.در اینجا برخی از نوشته های آنان را نقل می کنم:
مسعودی در مروج الذهب:
ايرانيان در استخر نيز آتشكده ‏اى دارند كه مجوسان آنرا بزرگ مي دارند و اين خانه بروزگار قديم بوده و هماى دختر بهمن پسر اسفنديار آن را آتشكده كرده است آنگاه آتش آنرا برده ‏اند و خانه خراب شده است اكنون مردم مي گويند اين مسجد سليمان بن داود بوده است و بنام وى معروفست من آنجا رفته ‏ام تا شهر استخر نزديك يك فرسخ فاصله دارد و بنايى عجيب و معبدى بزرگ است و ستون‏ هاى سنگى شگفت ‏انگيز دارد سر ستون ها مجسمه ‏هاى سنگى زيبا از اسب و حيوانات تنومند ديگر است و محوطه ‏اى وسيع با يك با روى بلند سنگى اطراف آن هست و تصوير اشخاص را با نهايت دقت تراشيده ‏اند و به پندار كسانى كه مجاور آنجا هستند تصوير پيمبران است. اين خانه در دامنه كوهى است و نه شب و نه روز باد از اين معبد قطع نشود و صدائى عجيب دارد مسلمانانى كه آنجا هستند گويند سليمان بن داود باد را در اينجا به زندان كرده است و سليمان غذاى صبح را در بعلبك شام و غذاى شب را در اين مسجد ميخورده و در ميان راه در شهر تدمر و بازيگر خانه آن فرود مي آمده است(1/ 605؛ همین توصیف در ص 203 آثار البلاد و اخبار العباد تالیف قزوینی به نقل از مسعودی آمده است)
مقدسی در احسن التقاسیم:
در يك فرسنگى استخر ورزشگاه سليمان است كه با پلكان سنگى خوب‏ از آن بالا روند، در آنجا ستون ها و تنديس ها از سنگ سياه و آثارى با محراب هایى شگفت آور،همانند ورزشگاه ‏هاى شام هست. در زير آنجا چشمه آبى هست كه گويند هر كس از آن بياشامد باقي مانده چهل روزه خمر از تن او بيرون مى ‏رود. در ميان ستون ها، گرمابه و مسجد سليمان مى‏ باشد. كسى كه در اين ورزشگاه بايستد، آبادى ‏ها و كشتزار ها زير پا و در ديدگاه او است(2/ 660).
ابن بلخی در فارسنامه:
اصطخر در ايّام ملوك فرس دارالملك ايشان بوده است.به آغاز گيومرث چيزى بنا كرده بود و هر پادشاه که مى ‏نشست بر آن زيادتى مى ‏كرد و طهمورث بر خصوص بسيار عمارت آن كرد.چون پادشاهى جهان به جمشيد رسيد،آن را به شهرى عظيم كرد.چنانک بلوك آن از حدّ خفرك تا آخر را مجرد بود،مسافت چهار فرسنگ در عرض ده فرسنگ.و سه قلعه؛يک  قلعه اصطخر دوم قلعه شكسته سوم قلعه شكنوان در ميان شهر نهاده بود و آن را سه گنبدان گفتندى.و سرايى كرد آنجا در پايان  كوهى که  در همه جهان مانند آن نبوده است.و صفه اين سراى آن است که  در پايان  كوه دكّه ‏اى ساخته است از سنگ خارا، سياه رنگ. و اين دكّه چهار سو است.يك جانب در كوه پيوسته است و سه جانب در صحراست و ارتفاع اين دكّه مقدار سى گز،همانا باشد.و از پيش روى دو نردبان بر آن ساخته است که  سواران آسان بر آن  روند.و بر سر آن دكّه از سنگ خارا سپيد به خرط كرده چنانك از چوب مانند آن به كنده‏ گرى و نقّاشى نتوان كرد. و سخت بلند است آن ستون ‏ها. ستونى بر شكل ديگر و نقش  ديگر و از جمله آن دو ستون که  در پيش که  در پيش درگاه بوده است، مربّع است و از سنگى سپيد كرده است مانند رخام.و در همه پارس از آن سنگ هيچ جاى نيست و كس نداند که  از كجا آورده‏ اند …
و عجب در آن است تا آن سنگ را چگونه از جاى توان آورد که  هر ستونى را فزون از سى گز گرد بر گرد است در طول چهل گز زيادت.چنانك از دو يا سه پاره سنگ در هم ساخته و پس به صورت براق برآورده،صورت براق چنين كرده است که رويش به روى آدميان ماند با ريش و جعد و تاج بر سر نهاده و اندام و چهار دست و پاى او همچنان گاو و دنبال او همچون دنب گاو.و پس بر اين همه ستون‏ ها بنا كرده بوده است. و اثر آن بناها، نمانده است امّا كودها بر جای مانده است و مردم روند و آن گل كنند و شويند و در ميان آن، توتيای هندى يابند که  داروى چشم را شايد و كس نداند که  آن چگونه در ميان گل آميخته شده است(صص 295-299؛ همین توصیف در صص 177-178 نزهة القلوب تالیف حمدالله مستوفی به نقل از ابن بخلی آمده است).
مولف مجمل التواریخ و القصص:
و بزندگانى كيكاوس پادشاهى به كيخسرو رسيد و سليمان پيغمبر عليه السلام به زمين شام پيغمبر و پادشاه بود.چنين گويند كيكاوس از وى بخواست تا ديوان را بفرمايد تا از بهر او عمارت كنند،و آن بناها كه به پارس است بدان عظيمى،و انك كرسى سليمان خوانند و ديگر جاي ها ايشان كرده ‏اند كيكاوس را، و اين در تاريخ طبريست، و به روايتى گويند سليمان به عهد كيخسرو بود و حمزة الاصفهانى منكرست اندر حال كرسى،در كتاب الأصفهان همى شرح دهد كه بران سنگ ها بر،صورت خوك بسيار كردست،و هيچ جانور بر بنى اسرائيل دشمن ‏تر از خوك نيست.و بر آنجا نبشت ها هست به فهلوى و همى گويد در روزگارى موبدى را بياوردند كه آنرا بخواند،در جمله اين لفظ بود كه: كردش اين زمان جم بفلان ماه و فلان روز و پهلوى نبشتست اين حكمت ها و بسيارى ديگر.و من از جهت نا دانستن حرف آن ننوشتم كه از صورت غرضى برنخيزد،و آنرا هزار ستون خوانده‏ اند.و ديگر بناها هم نبشت ها بران از طهمورث نشان همى دهد امّا چنان ساختن در قوّت آدمى دشخوار باشد و ديوان در فرمان جمشيد و طهمورث بوده‏ اند مگر مرغ و باد كه جز مسّخر سليمان نبوده است هيچ مخلوق را. آنچه خوانديم بدين سان است و خداى تعالى عليم ‏تر بدان(ص 47).
ثعالبی در غرر الخبار:
جمشید را به اختصار جم نیز می گویند و گفته اند که که او سلیمان بن داوود است و این به کلی محال است زیرا میان آن دو بیش از دو هزار سال فاصله است… جمشید با اهریمنان سرکش به جنگ پرداخت و بر آنان تاخت و از آنان بکشت تا به ایشان دست یافت و به زیر یوغشان درآورد و آنان را به کار بریدن سنگ ها و صخره گذاشت و در ساختن ساختمان های بلند و کاخ ها از آنان کار گرفت (ص 14)
زرکوب شیرازی در شیراز نامه:
مثل آن در هیچ ملکی هیچ پادشاهی نساخته و اکنون آثاری که از آن به جا مانده را چله مناره می خوانند … و برخی می گویند تختگاه حضرت سلیمان است(ص 17؛نقل شده از رجبی 1382: 2/ 321).
منابع:
بغدادی،یاقوت 1383:معجم البلدان،ترجمه علینقی منزوی،تهران، سازمان ميراث فرهنگى كشور.
مسعودی،ابوالحسن‏ على بن الحسين‏ 1374:مروج الذهب و معادن الجوهر،ترجمه ابوالقاسم پاینده،تهران،انتشارات علمی و فرهنگی.
مقدسی، ابوعبدالله محمد بن احمد 1361:احسن التقاسیم،ترجمه علينقى منزوى‏،تهران،انتشارات مؤلفان و مترجمان ايران‏.
ابن بلخی 1374:فارسنامه،ترجمه منصور رستگار فسایی،شیراز،انتشارات بنیاد فارس شناسی.
مولف مجهول 1318:مجمل التواريخ و القصص،تحقيق محمد تقی بهار،تهران،انتشارات كلاله خاور.
ثعالبی،عبدالملک بن محمد بن اسماعیل 1368:غرر الخبار(تاریخ ثعالبی)،ترجمه محمد فضائلی،تهران،انتشارات نقره.
رجبی،پرویز 1382:هزاره های گم شده،تهران،انتشارات توس.

——-

لینک نوشته در تارگاه
http://targah.com/story/2132

 

Advertisements
این نوشته در تاریخ ارسال شده و با , , , , , برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s