اسکندر در متون پهلوی

در اوستا کتاب مقدس ایرانیان نامی از اسکندر برده نشده است اما در کتب پهلوی که در زمان پیش و بعد از اسلام نوشته شده است،او را یک عنصر بیگانه و برهم زننده دین و آیین یاد کرده اند؛به طوری که غالباً هر جا اسمی از او است صفت گجسته(ملعون)با نامش همراه است.
چند متن پهلوی را که حاکی از عقیده ایرانیان زرتشتی درباره اسکندر است را برگزیده و در اینجا نقل می کنم:
ارداویراف‌نامه
… پس اهریمن پتیاره ای برای بی اعتقاد کردن مردمان به این دین،آن اسکندر رومی مصر نشین را برخیزاند و به غارت کردن و نبرد و ویرانی ایران‌شهر فرستاد تا بزرگان ایران را بکشت و فرمانروایی را آشفته و ویران کرد و این دین یعنی اوستا و زند پوست پیراسته و به آب زرین نوشته اندر استخر پاپگان در دژنبشت(مخزن اسناد دولتی)نهاده بودند.و آن اهریمن پتیاره بدبخت بد کردار اسکندر رومی مصر نشین را برانگیخت که بسوخت و چند دستوران و دلاوران و هیربدان و موبدان او دین برداران و افزار هومندان(صنعتگران)و دانایان و ایرانشهر را بکشت و مهمان و کدخدایان ایرانشهر را یکی با دیگری کین و ناآشتی به میان افکند و خود رفته به دوزخ افتاد(آموزگار 1390: 41-42).
دینکرد
کتاب سوم: و اندر گزندی که به سلطه دینی ایران‌شهر به سبب الکسندر زشت کار زشت‌نامه رسید،آن نهاده شده به دژنبشت بسوزش و آن نهاده شده به گنج شیزگان به دست رومیان رسید و هم به زبان یونانی با آگاهی‌ای که از گفت و دید پیشین آمده بود گزارده شد(مینوی 1354: 6 / بند 240).
کتاب چهارم: ولخش(بلاش اول) اشکانی بفرمود اوستا و زند همچنانکه به آویژگی اندر آورده شده است و هم آموختنی ها(منظور کتب ادبی است)هر چه از گزند و آشفتگاری(خرابکاری) الکساندر و گروه غارتگر رومیان اندر ایران‌شهر به پراکندگی بر نوشت در حفاظت دستور مانده است…(مینوی 1354: 7 / بند 16).
بندهش
و پس هم اندر خدائی دارای دارایان قیصر الکسندر از روم برآمد و ایران‌شهر را گرفت و شاه دارا را کشت و همه نژاد شاهی و مغان و بزرگان ایران‌شهر را بکشت و بسیار آتش های ورژاوند را خاموش کرد.زند مزدیسنی را برداشت و به روم برد.اوستا را نیز بسوخت و ایران‌شهر را بر 90 تن از شاهزادگان بخش کرد(بهار 1390: 140).
کارنامه اردشیر بابکان:
در این کتاب نام اسکندر در ردیف آژی‌دهاک(ضحاک) و افراسیاب آورده شده:
چه با همه نیرومندی آژی‌دهاک و افراسیاب تورانی و اسکندر رومی چون یزدان از ایشان ناخرسند بود بدست خود،ایشان را چنان نابود و ناپیدا کرد که همه جهان می دانند(کسروی،بند ص 41بند 11؛نقل شده از صفوی 1364: 26).
شهرستان های ایران
پس زرتشت دین بیاورد به فرمان گشتاسب شاه.او 1200 فرگرد به خط دین دبیره به تخته (لوحه) های زرین کند و نبشت و بگنج آن آتش نهاد(منظور آتش پیروزمند بهرام است) و پس سکندر گجسته دینکرت هفت خدایان را بسوزانید و در آب دریا افکند(صادق هدایت،بند 4 و 5؛ نقل شده از صفوی 1364: 26).
درباره سوختن اوستا به وسیله اسکندر اشارات فراوانی در کتب پهلوی وجود دارد.از جمله در نامه ای که تنسر،هیربد هرابده به اردشیر بابکان در پاسخ گشنسپ شاه طبرستان نوشته.این نامه را ابن مقغع به عربی ترجمه کرده است ولی متن پهلوی و ترجمه عربی آن در دست نیست.ابن اسفندیار در حدود سال 611 هجری متن عربی را به پارسی برگردانیده است.
به عقیده کریستن سن محقق دانمارکی اصل نامه پس از فتوحات انوشیروان در نواحی شرق و پیش از تسخیر یمن یعنی بین سال های  557-570 نوشته شده است.
تنسر،هیربد هرابده به گشنسپ شاه طبرستان چنین می نویسد:
 …می دانی که اسکندر کتاب دین ما 1200 پوست گاو بسوخت به اصطخر،سیکی(یعنی ثلث) از آن در دل ها مانده بود و آن نیز جمله قصص و احادیث و شرایع و احکام نداستند تا آن قصص و احادیث نیز از فساد مردم روزگار و ذهاب الملک و حرص بر بدعت و تمویهات و طمع فخر از یاد خلایق فروشد که از صدق آن الفی نماند(ص 19؛ نقل شده از صفوی 1364: 27).
این بود گوشه ای از عقاید ایرانیان زرتشتی که در کتب پهلوی منعکس شده است.
منابع:
صفوی،سید حسن:1364،اسکندر و ادبیات ایران و شخصیت مذهبی اسکندر،تهران،انتشارات امیرکبیر
آموزگار،ژاله:1390،ارداویراف‌نامه،تهران،انتشارات معین
مینوی،مجتبی:1354،نامه تنسر به گشنسپ،تهران،انتشارات خوارزمی
بهار،مهرداد:1390،بندهش،تهران،انتشارات توس
Advertisements
این نوشته در Uncategorized, تاریخ ارسال شده و با , , , , , برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

5 پاسخ برای اسکندر در متون پهلوی

  1. tahmas :گفت

    on sheytan sheytantar az khode sheytan bud ,va ba hitler ke hame admhaye sakht del ra be shebahat mesal mizanand hich shabaheti nist u az jaladan va gheyre admhaye ruye zamin bud ,naslash viran bad delam misuze ke nemitunam begam marg bar u ba on esme kesifash chon salehast ke ghadame nahsash ra gom karde va omid ke ostokhanash ham sukhte bashad

  2. siahjamegan :گفت

    در اوستا کتاب مقدس ایرانیان نامی از(اسکندر) زرتشتیان برده نشده است.

  3. Heiran :گفت

    یکی از پست ترینها اسکندره.با وجود این نوشته ها توی بعضی از منابع از اسکندر تعریف کردن و نوشتن که اسکندر فاتح جهان بوده

  4. مزدک :گفت

    در پیش از اسلام اسکندر و نامش منحوس بوده اما در دوره اسلامی به واسطه نوشتن برخی اسکندنامه ها و رسوخ در دیوانهای شعر پارسی، ایرانیان نام اسکندر را روی فرزندان خود گذاشتند. مثل اسکنر بیک منشی… و اسکندر بقال سر کوچه ما…

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s