گزارشی کهن از مراسم نوروز در عصر ساسانیان

کتاب المحاسن و الأضداد بارها به نام جاحظ به چاپ رسیده است. ابوعثمان عمرو بن بحر،مشهور به جاحظ(حدود 160-255 ق)،ادیب و متکلم معتزلی، یکی از بزرگترین نثرنویسان تاریخ‏ ادبیات عرب است و از میان نوشته‏ های فراوانش-که بعضی از او و برخی منسوب به اوست-البیان و التبیین، البخلاء و الحیوان شهرت بسیار دارند. جاحظ که به مطالعه و خواندن ولعی وافر داشت،توانست دانشی دائرة المعارف گونه فراهم آورد، چنان که بر زبان فارسی نیز آگاه بود.
درباره کتاب المحاسن و الأضداد سخنان بسیار گفته شده است و همان ‏گونه که برخی از صاحب‏ نظران ادبیات عرب اشاره کرده ‏اند، شاید بهتر آن باشد که المحاسن و الأضداد را از جمله کتاب ‏های‏ منسوب به جاحظ به شمار آورد(بروکلمان،کارل،تاریخ الأدب العربی،نقله الی اعربیة عبد الحلیم النجار،القاهره:دارالمعارف بمصر،1974 م،ج 3،ص 126-127). به هرحال، این کتاب چه از آن جاحظ باشد، چه نباشد،شامل‏ مطالب جالبی است که به احتمال زیاد، بخشی از آن حاصل ترجمه متن‏های پهلوی است که در جریان نهضت ترجمه به عربی که در قرن 2-4 ق/8-10 م در جهان اسلام روی داد، گوشه‏ هایی از تاریخ و فرهنگ ایران را برای مسلمانان و عربی زبانان آشکار ساخت.
یکی از گزارش ‏های کهن و جالب توجه درباره جشن نوروز از طریق این کتاب،در فصل‏ «محاسن النیروز و المهرجان»بر جای مانده است‏(برای دیدن آن،نک:المحاسن و الأضداد،تألیف ابی عثمان عمرو بن بحر الجاحظ البصری،[بی‏جا]،دار مکتبة العرفان،ص 277-278).
بر اساس روایت بازمانده در المحاسن و الأضداد در مراسم جشن نوروز که در دربار ساسانیان‏ برگزار می ‏شد، خوانی می ‏گستردند و در آن چند عدد نان که از گیاهان و دانه‏ های گوناگون پخته‏ بودند، قرار می ‏دادند. این نان‏ ها از دانه ‏های گندم، جو، ارزن، ذرت، نخود، عدس، برنج، کنجد، باقلا و لوبیا بود. مقداری از این دانه‏ ها را نیز در سینی می ‏ریختند. افزون بر این ها، در آن خوان هفت شاخه تر از درخت ‏هایی که به آنها تبرک می‏ جستند، قرار می ‏دادند، مانند درختان بید، زیتون، به و انار. این‏ شاخه ‏ها را گاه یک یک،گاه دو دو، و گاه سه سه بریده، هر شاخه را به نام یکی از کوره‏ های (شهرستان ‏ها)کشور می ‏نامیدند و بر هر شاخه کلماتی چون افزود، افزاید، افزون، پروار، فراخی و فراهی(در متن اصلی:ابزود، ابزائد، ابزون، بروار، فراخی و فراهیه)نوشته شده بود. همچنین هفت‏ کاسه سپید،پر از سکه ‏های سیمین و یک سکه زرّین که همگی ضرب سال نو بودند، به همراه یک‏ دسته اسپند در خوان می ‏نهادند.
در مراسم جشن نوروز سینی‏ ای زرّین یا سیمین که در آن شکر سفید و نارگیل پوست کنده و جام ‏های سیمین یا زرّین بود،می ‏آوردند. نخستین چیزی که خورده می ‏شد،شیر تازه به همراه‏ خرمای تازه بود. سپس مقداری شیر با نارگیل می ‏نوشیدند و پس از آن، شیرینی ‏های دیگر خورده‏ می ‏شد. ایرانیان در این روز با نوشیدن شیر خالص تازه و خوردن پنیر تازه بدانها تبرّک می ‏جستند.
ایرانیان بیست‏ و پنج روز مانده به نوروز، در حیاط کاخ شاهی دوازده ستون از خشت می ‏ساختند و بر بالای هر ستون دانه‏ هایی چون گندم، جو،برنج ،عدس ،باقلا، ارزن، ذرت، لوبیا، نخود، کنجد و ماش می‏ کاشتند. در روز ششم نوروز با خواندن سرود و ترانه این گیاهان را درو می ‏کردند و دانه ‏های آن ها را در مجلس جشن می ‏افشاندند.
مقاله ای به قلم روزبه زرین کوب
منتشر شده در مجله بخارا- فروردین و اردیبهشت 1386 – شماره 60 از صفحه 190 تا 192
Advertisements
این نوشته در تاریخ ارسال شده و با , , , برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s