دقیقی حماسه سرای ملی

دقيقى از شاعران بزرگ عهد سامانى و دومين شاعري است كه به نظم شاهنامه قيام كرد؛اما هنوز کارش ناتمام بود که در رویدادی کشته شد.
وی یکی از مظاهر درخشان نهضت ملی ادبی ایران در قرن چهارم‏ هجری است،نامش ابومنصور محمد بن احمد دقیقی می باشد.سال تولد او را به درستی نميتوان معلوم كرد ولى به احتمال قوى در اواسط نيمه اول از قرن چهارم بوده است زيرا يكى از ممدوحان او منصور بن نوح بوده كه از 350 تا 365 سلطنت مي كرده‏ و اگر تصوّر كنيم كه دقيقى مثلا در حدود سال 360 به دربار او راه يافته مى ‏بايست در اين تاريخ حداقل سى سال داشته باشد و در اين صورت تولد او احتمالات در حدود سال 330 اتفاق افتاده است و از طرفى ديگر چون مي دانيم در جوانى كشته شده و قتل او بعد از سال 365 و پيش از 370 اتفاق افتاده است، نمي توان سال ولادت او را از حدود 320 فراتر برد.
درباره محل تولد او اختلاف است.عوفى او را طوسى دانسته و هدايت گفته است:«برخى بلخى و چندى سمرقندى دانندش» (مجمع الفصحاء ج 1 ص 214 نقل شده در صفا،1378: 1 / 409) و لطفعلى بيك آذر وي را سمرقندى شمرده است و در اين‏ باره روايات ديگر نيز هست و راجع به هيچ کدام به صراحت نمي توان نظر داد.
دقيقى بر آيين زرتشتى بوده است.برخى به دلیل آنكه وى اسم و كنيه مسلمانى دارد در زرتشتى بودن او ترديد كرده ‏اند اما اين دليل قاطعى نيست زيرا ما كسانى را در سه چهار قرن اول داريم كه اسم خود و پدرشان اسامى مسلمانى بوده ولى در زرتشتى بودنشان ترديدى نيست مانند على بن عبّاس مجوسى اهوازى طبيب مشهور.در اشعار شاعر دلايلى بر زرتشتى بودن او موجود است و آن اشعار چنین است:
دقيقى چار خصلت برگزيدست
بگيتى از همه خوبى و زشتى
لب ياقوت ‏رنگ و ناله چنگ
مى خون ‏رنگ و كيش زردهشتى‏
**
يكى زردشت وارم آرزويست
كه پيشت زند را برخوانم از بر
**
بيزدان كه هرگز نبيند بهشت
كسى كاو ندارد ره زردهشت‏
**
ببينم آخر روزى بكام دل خود را
گهى ايارده خوانم شها گهى خُرده
**
برخيز و برافروز هلا قبله زردشت
بنشين و برافگن شكم قاقم بر پشت‏
بس كس كه ز زردشت بگرديد و دگربار
ناچار كند رو بسوى قبله زردشت
چنانكه از مطالعه در زندگی دقيقى برمي آيد اين شاعر در جوانى به شاعرى دست زد و هم در جوانى مقتول شد. فردوسى آنجا كه از موضوع نظم شاهنامه ابومنصورى سخن گفته او را جوان معرفى كرده است:
جوانى بيامد گشاده زبان
سخن گفتن خوب و طبع روان‏
 چون پرداختن بكار نظم شاهنامه در اواخر عمر دقيقى صورت گرفت و او در آن وقت شاعرى مشهور بود ناگزير بايد قبول كرد كه در آغاز جوانى دست بكار شاعرى زد و قصائد و قطعات و غزل هايى كه مطبوع طبع همگنان بود سرود و از اينجا نبوغ دقيقى در شعر بخوبى آشكار مي شود.
قتل دقيقى در جوانى بدست غلامى صورت گرفت و فردوسى علّت و واقعه قتل او را چنين ياد مى‏ كند:
جوانيش را خوى بد يار بود
همه ساله تا بُد بپيكار بود
بَرو تاختن كرد ناگاه مرگ
نهادش بسر بر يكى تيره ترگ‏
بدان خوى بد جان شيرين بداد
نبود از جهان دلش يك روز شاد
يكايك ازو بخت‏برگشته شد
بدست يكى بنده بركشته شد
 اين واقعه احتمالاً پيش از سال 370- 371 اتفاق افتاد زيرا چنان كه می دانیم فردوسى در حدود سال 370 يا 371 به نظم شاهنامه ابومنصورى شروع كرد و در اين هنگام چنانكه از سخنان فردوسى برميآيد دقيقى كشته شده بود و فردوسى بر آن بود كه كار ناتمام وى را تمام كند. از طرفى ديگر ميدانيم كه دقيقى نوح بن منصور (365- 387) را مدح گفته است و بنابرين در سال 365 زنده بود و باز ميدانيم كه نظم شاهنامه بامر همين نوح بن منصور صورت گرفت و بنابرين بحكم عقل بايد قتل دقيقى را در حدود سالهاى 367- 369 تصوّر كرد(صفا، 1378؛ 1 / 409- 411)
از شاهنامه دقیقی- که گشتاسب نامه نیز خوانده شده – تنها 1025 بیت در شرح و وصف داستان پادشاهی گشتاسب و پیامبری زرتشت و جنگ های گشتاسب و برادرش زریر و پسرش اسفندیار با ارجاسپ پادشاه توران بر جا مانده که فردوسی آنها را با پیشگفتاری از خود در آغاز و نقدگونه ای از کار دقیقی در پایان، در شاهنامه خویش گنجانده است(فردوسی،1369، ج5، ص75-174و همو، 1960،ج 6، ص 65- 135؛نقل شده در دوستخواه،1384: 95).
شیوه و شگرد کار دقیقی،در نگاهی کلی به لایه بیرونی منظومه اش، با روشی که فردوسی پس از او در شاهنامه سرایی به کار بست،یکسان می نماید. او منظومه خود را در بحر نام بردار به « متقارب / تقارب » بر وزن: « فعولن / فعولن / فعولن / فعولن / فعول / فعل » – که بحری پویاست و ضرباهنگی همخوان با حال و هوای پر شور و شتاب داستان های رزمی و پهلوانی دارد، سروده است.اما از دیدگاه ساختار شناختی با نقد و تحلیل همه سویه های شاعری و حماسه پردازی،نمی توان برآیند کار او را که حجمی تنها برابر با یم  شصتم گنجایش شاهنامه فردوسی دارد و از تنگنای دوران گشتاسپ فراتر نمی رود،با دستاورد عظیم استاد توس در گستره ای چنان بزرگ و زمینه ها و درون مایه هایی بسیار گوناگون در آن همه فراز و نشیب و رزم و بزم، سنجید و ارزیابید.
با این حال می توانیم بگوییم که دقیق همچون جانشین شایسته خود، سخنور و شاعری پرشور و آرمان گرا بوده است و هرگاه روزگار امانش می داد تا همه توانایی هایش را از قوه به فعل درآورد، شاید امروز اثری بسیار درخشان تر از آنچه اکنون داریم،از او در دست داشتیم.به هر روی،او در کار حماسه سرایی و شاهنامه پردازی پیرو رهروان پیش از خود و پیشگام بی میانجی معمار بزرگ کاخ شاهنامه است و باید این پیشگامی او را ارج گزارد.فردوسی خود نیز به رغم نارسا شمردن شیوه کار وی،بر آغازگری او تاکید می ورزد و او را پیش رو و « راهبر » خویش می شناسد و بدو درود و آفرین می گوید(دوستخواه،1384: 96-97).
منابع:
صفا،ذبیح الله 1378:تاریخ ادبیات در ایران،تهران،انتشارات فردوس
دوستخواه،جلیل 1384:فرآیند تکوین حماسه ایران،تهران،انتشارات دفتر پژوهش های فرهنگی
Advertisements
این نوشته در حماسه و حماسه سرایی پیش از فردوسی ارسال شده و با , , برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

2 پاسخ برای دقیقی حماسه سرای ملی

  1. kiasa :گفت

    دقیقی بلخی

    • در متن به تضاد آرا اشاره شده:
      درباره محل تولد او اختلاف است.عوفى او را طوسى دانسته و هدايت گفته است:«برخى بلخى و چندى سمرقندى دانندش» (مجمع الفصحاء ج 1 ص 214 نقل شده در صفا،1378: 1 / 409) و لطفعلى بيك آذر وي را سمرقندى شمرده است و در اين‏ باره روايات ديگر نيز هست و راجع به هيچ کدام به صراحت نمي توان نظر داد.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s