مروری بر تاریخ سیاسی پادشاهی ماد

در مکان های وابسته به حکومت مادها کاوش های باستان شناسی چندانی انجام نشده است.منابع آشوری نیز اطلاعات مستقیمی از مادها نمی دهند.تنها در زمان پیکارهای پادشاهان آشور در بخش شرقی نامی از مادها دیده می شود.نام ماد نخستین بار در سالنامه پادشاه آشور،شلمنصر سوم  آمده است.گذشته از منابع آشوری باید از هرودوت و کتزیاس و گزنفون نیز نام برد.شگفتا که از مادها در کتیبه های اورارتو یادی نشده است.اینها تنها آثار کتبی در مورد مادها هستند.
هرودوت(1/101) از شش قبیله مادها نام می برد؛بوس ها،پارتاکن ها‏،ستروخات‏ ها،آريزانت‏ ها،بودی ها،و مغ‏ ها.در این شش قبیله،نام پارتاکن ها در جاهای دیگری(پولیب 31/11؛آریان 3/19؛کورتیوس 5/13)آمده است و به نظر می آید که اینها در نزدیکی اصفهان امروزی می زیسته اند.از این نام می توان یه وجه تسمیه ایرانی بازسازی کرد.نام آريزانت‏ ها دارای یک وجه تسمیه ایرانی و آن هم قبیله آریان است.مغ ها از سویی خود مسئله ای طرح می کنید که آیا آنان اصلاً قبایلی از مادها بودند که وظایف کاهنی انجام می دادند و یا هرودوت اشتباه کرده است(فرای،1380: 122).
طبق روایت هرودوت(1/102)،نخستین پادشاه ماد دیاکو فرزند فرورتیش بود که 53 سال حکومت کرد.دومین پادشاه فرورتیش 22 سال و سپس سیت ها به مدت 28 سال حکومت کردند.پس از آنها هوخشتره(کیاکسار) مدت 40 سال حکومت کرد که سال های حکومت سیت ها را نیز در بر می گرفت.سرانجام آستیاگ 35 سال حکومت کرد و طبق سالنامه بابلی در سال 550/549 از کورش شکست خورد.طبق اطلاعاتی که از هرودوت داریم هوخشتره اندکی پیش از مرگش با لیدیه صلح کرد و بعد از کسوفی روی داد.بنابر اطلاعات اخترشناسی زمان وقوع آن 28 می سال 585 بوده است.اگر منحصراً بر این دو رویداد برجسته گاهشماری تکیه کنیم،تواریخ زیر برای حکومت مادها طبق نظر هرودوت بدست می آید:
دیاکو 647-699
فرورتیش 625-646
سیت ها 597-624
هوخشتره 585-626(مستقل از سیت ها 585-596)
آستیاگ 549-584
با این همه، این تابلو گاهشماری با داده های قطعی گاهشماری منابع شرقی ناسازگار است. زیرا می دانیم دیاکو تا 715 در ناحیه ای از مانا حکومت کرد و هوخشتره،نینوا را در 612 و شهر آشور را در 614 تخریب کرد.از هوخشتره قبل از آن نیز به عنوان دشمن آشور نام برده شده است.متن وقایع نامه بابلی در عبارت مورد نظر آسیب دیده؛اما تصور این که او می توانست جنگی راه اندازد و بزرگترین قدرت جهان را نابود کند،در حالی که خودش تحت سلطه سیت ها بود، هم ناموجه و هم با اطلاعات خود هرودوت که نینوا توسط هوخشتره پس از رهایی از سلطه سیت ها(1/106) ویران شد،متناقض است.بنابراین بر غم این واقعیت که تذکر هرودوت درباره گنجاندن 28 سال سلطه سیت ها در 40 سال حکومت هوخشتره با روایت مکتوب بسیار معتبری تائید می شود که به پاپیروس های قرن دوم میلادی بر می گردد، باید به عنوان تکیه به اشتباهی از طرف خود هرودوت و یا نخستین شارح اثر او کنار گذاشته شود.اگر تصحیحات مربوطه اعمال شود، صورت گاهشماری به تذتیب زیر خواهد شد:
دیاکو 675-727 پ.م.
فرورتیش 653-674 پ.م.
سیت ها 625-652 پ.م.
هوخشتره 585-624 پ.م.
آستیاگ 549-584 پ.م.
که با مطالب منابع مستقل سازگار است(دیاکونوف،1387: 194).
روایات نقل شده توسط هرودوت،تاسیس دولت ماد را به دیاکو نسبت می دهد.هرودوت(1/ 96-101) می نویسد او مردی عادل بود و در میان قوم خود از اعتبار بالایی داشت و آن هنگام که در تمامی ماد بی قانونی حکمفرما بود،منازعات و اختلافات بر سر مسائل مختلف قوم خود را حل می کرد.مادیانی که در دهکده او می زیستند،وب را به عنوان حَکَم انتخاب کردند.هر روز بر تعداد کسانی که اختلافات آنها توسط دیاکو حل و فصل می شد افزوده میشد تا اینکه سرانجام مادها او را به عنوان شاه خود انتخاب کردند.دیاکو نیز شش قبیله مادی را متحد ساخت و اکباتان را به عنوان پایتخت خود انتخاب کرد.
زمینه وقایعی که هرودوت نقل می کند،به رغم سادگی،تصویری را ترسیم می کند که به واقعیت نزدیک است.بر اساس اطلاعات هرودوت،مادها همچون سایر مردمان آسیای بالا به مدت 250 سال زیر یوغ آشوریان قرار داشتند.به عقیده هرودوت مادها پیش تر از بقیه از زیر سلطه آشوریان خارج شدند.هرودوت مدت پادشاهی ماد را 128 سال ذکر می کند و در عین حال مدت پادشاهی مادها را 150 سال ذکر می کند که از 53 سال مدت حکومت دیاکو،22 سال پسر او فرورتیش،40 سال هوخشتره و  35 سال مدت سلطنت آستیاگ بوده است.
پس به عقیده هرودوت از یک سو بین آزاد شدن مادها از سلطه آشور و آخرین سال موجودیت دولت ماد،128 سال طی شده،از سوی دیگر فاصله میان دو تاریخ یاد شده 150 بوده است.حتی گاهشمار تاریخی هرودوت و 28 سال حکومت سکاها بر مادها که در آن گنجانده شده و ظاهراً هرودوت آننرا از منع دیگری نقل کرده است،نمی تواند کمکی در حل مسئله بکند زیرا جمع این دو عدد(128+28) نیز برابر با 150 سال حکومت مادها نمی شود.
کتزیاس هم در موضوع گاهشماری ماد وضعیت بهتری ندارد.این مورخ داستان اولین پادشاه ماد که آن را آرباک می نامد اینگونه نقل می کند که آرباک تصمیم می گیرد با استفاده از تن آسایی ساردانپال،آخرین پادشاه آشوری از یوغ آشوریان آزاد شود.به این منظور او با پادشاه بابل همپیمان می شود و آشور را در هم می کوبد و دولت مستقل ماد را تاسیس می کند.فهرست کتزیاس از پادشاهان ماد اینگونه است:
آرباک 28 سال
ماندائوک 50 سال
سوسارم 30 سال
آرتیک 50 سال
آربیان 22 سال
آرتای 40 سال
آرتین 22 سال
آستیبار 40 سال
آسپاد- که ظاهراً 35 سال حکومت کرد
در واقع اگر از کتزیاس پیروی کنیم مادها 317 سال حکومت کردند.
بی تردید اخبار و اطلاعاتی که هرودوت از شاهان ماد در اختیار ما می گذارد با تمام کاستی ها و تناقضات آن،قابل اعتماد تر است.خبری که هرودوت درباره جدا شدن مادها از آشور و ظهور دولت مستقل ماد می دهد با منابع میخی نایید می شود اما طبق همین منابع وجود دولت مستقل ماد در تاریخ 699/700 یا 727/728 تایید نمی شود.در منابع آشوری تصریح شده است که دیاکو توسط سارگون(در سال 715) به سوریه تبعید شد.پس در بهترین حالت دیاکویی که هرودوت از او صحبت می کند می تواند یک شاهک مادی باشد که اتحادیه قوی مادها(در مقایسه با سایر اتحادیه ها)رهبری می کرد و نمی توان تاسیس دولت ماد را به او نسبت داد(علی یف،1388: 321).
بر طبق نظر هرودوت بعد از دیاکو پسرش فرورتیش به تخت می نشیند.پدر تاریخ در مورد او می نویسد:فرورتیش بعد از رسیدن به پادشاهی،از حکومت تنها بر مادهی راضی نبود،از این روی به به پارس لشکر کشید.آنها اولین مردمانی بودند که فرورتیش آنها را مغلوب کرد.سپس او اقوام مختلف آسیا را یکی پس از دیگری مطیع ساخت و سرانجام در جنگ با آشوریان که متحدشان آن را ترک کرده بودند کشته شد(1 / 102).این داده هرودوت با منابع میخی سازگار است زیرا منابع آشوری حاوی اشاراتی هستند که چنین جنگی روی داده است(دیاکونوف،1387: 195).
سپس نوبت به پادشاهی هوخشتره می رسد.هرودوت درباره او نوشته است که به خوانخواهی پدر به آشور حمله کرد و نینوا را تشخیر کرد اما در همین حین سیت ها به ماد حمله کردند و 28 سال بر آنها حکومت کردند(1/103).البته حمله سیت ها نه آنطور که هرودوت تصور کرده در زمان هوخشتره،بلکه در زمان فرورتیش یا بلافاصله بعد از مرگ وی رخ داده است.
اولین وظیفه هوخشتره بیرون رانده سیت های مهاجم بود.هرودوت می گوید سرزمان های آسیا در طی 28 سال سلطه سیت ها ویران شدند و آنها مدام اموال مردم را غارت می کردند.سرانجام هوخشتره بزرگان سیت ها را به ضیافتی دعوت کرد و در هنگام مستی همه آنان را کشت و این گونه سلطه سیت ها بر ماد و آسیا به پایان رسید(1/106).
اقدام بعدی هوخشتره حمله به آشور بود.این حمله از سال 615 شروع شد.در «تاریخ گده» که مهترین سند ما برای این رخداد است، آمده است که در ماه آبو(ژوئیه-اوت 614) هوخشتره به تربیس،شهری در منطقه نینوا حمله کرد و ساکنان آن را اسیر کرد.سپس به آشور حمله کرد و به کشتار مردم پرداخت و غنایم زیادی به چنگ آورد و در نهایت آنجا را ویران کرد.پادشاه بابل با ارتش خود به کمک پادشاه ماد آمد(به جنگ نرسیدند) و پیمان اتحاد بست(علی یف،1388: 389).
یعنی مادها بدون کمک گرفتن از بابلیان آشور را تصرف کردند و انتقام سختی از دشمن دیرینه خود گرفتند.ملاقات رسمی هوخشتره و نبوپلسر(پادشاه بابل) هم در کتب نویسندگان عهد باستان آمده و هم در متون نبونید.این اتحاد با ازدواج نبوپلسر و آمیتیس دختر آستیاگ(نوه هوخشتره) همراه شد.در اوت سال 612 مادها و بابلی ها و متحدانه به نینوا حمله کردند؛ پادشاه آشور خود را به درون آتش های قصر خود انداخت و به تعبیر ناحوم نبی(باب 3 / 8 -10) با ساکنان آشور همان کاری را کردند که آشوریان فاتح در گذشته با مغلوبان خویش می کردند: ساکنان آن به اسیری رفتند،کودکانشان یکایک بر سر هر کوی و برزن تباه گردیدند و اشراف و اعیانشان را به زنجیر بستند… (دیاکونوف،1387: 209).
در سال 610 مادها حران را تسخیر کردند.بابلیان نیز در سال 605 آخرین نقطه اتکایی ارتش آشور یعنی قلعه شهر کارکمیش را فتح کردند و بدین ترتیب دولت نظامی،برده دار،انگل گونه آشور که مدت مدید سبعانه ملت های شرق باستان را غارت و کشتار می کرد فرو ریخت (علی یف،1388: 392).
آخرین رویداد مهم دوره هوختشره،جنگ با لیدیه بود.دلیل آغاز جنگ خودداری آلیات پادشاه لیدیه از تحویل دادن پناهندگان سیتی به هوخشتره بود.این جنگ سال 590 شروع شد و سرانجام در 28 می 585 در اثر کسوفی که دو طرف درگیر در جنگ آن را نشانی برای صلح یافتند،به پایان رسید.به گفته هرودوت پادشاهان بابل و کیلیکیه میانجیگری کردند و مرز لیدی و ماد رود هیلماس قرار گرفت.این قرار داد با ازدواج آستیاگ فرزند هوخشتره با آریه نیس دختر آلیات توقویت شد و هوخشتره در حالی که امپراتوری ماد به بالاترین مرزهای خود گسترش یافته بود درگذشت(دیاکونوف،1387: 213).
آستیاگ آخرین پادشاه ماد بود که کورش پارسی با شکست او در سال 550/549 به عمر شاهنشاهی ماد پایان داد.در نوشته بعدی مفصلاً به این جنگ می پردازم.
منابع:
دیاکونوف،ایگور میخائیلوویچ 1387،مقاله «ماد» در «تاریخ ایران دوره ماد،دانشگاه کمبریج»،ترجمه بهرام شالگونی تهران،انتشارات جامی
علی یف،اقرار 1388،پادشاهی ماد،ترجمه کامبیز میربها،تهران،انتشارات ققنوس
فرای،ریچارد نلسون 1380،تاریخ باستانی ایران،ترجمه مسعود رجب نیا،تهران،انتشارات علمی و فرهنگی
Advertisements
این نوشته در تاریخ ارسال شده و با , , , , , برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s