پیرامون یکی بودن پارسوواش(پارس) و انشان

پیش تر تصور بر این بود که انشان و پارسوواش دو منطقه جداگانه هستند. بر اساس گیرشمن(ایران از آغاز تا اسلام،صص 126-132) معتقد بود چیش پش قلمرو خود را به دو بخش تقسیم کرد: آریارمنه به پادشاهی پارس رسید و کورش اول به پادشاهی انشان.وی احتمال داد کمبوجیه اول(پسر کورش اول)،آرشام(پسر آریارمن) از سلطنت پارس خلع کرده باشد.
نخستین بار وایسباخ که زمانی گوش همه مورخین ایران باستان به او بود،مدعی شد چیش پش،قلمرو خود را  بین دو فرزندش چنان تقسیم کرد که انشان سهم پسر بزرگ تر یعنی کورش اول و پارس سهم پسر کوچک تر یعنی آریامنه شد.پس از کوررش اول،کمبوجیه اول و و سپس کورش دوم(بزرگ) به پادشاهی انشان رسیدند.در پارس نیز آرشام جانشین آریارمنه شد و سرانجام کورش دوم(بزرگ) با شکست دادن آریارمنه و یا در نتیجه درگذشت او،قدرت را در پارس نیز به عهده گرفت.
ظاهراً این دیدگاه با داده دیگری از سالنامه بابل نیز همخوان بود که در گزارش حوادث سال 550 پ م،کورش دوم را شاه انشان خوانده بود اما در ادامه همان متن و در گزارش حوادث سال 547 وی را شاه پارسوا(ترجمه اکدی پارس) نامیده بود.وایسباخ تناقض بالا را این گونه پاسخ داد که کورش دوم در سال 550،تنها پادشاه انشان بود و در سال 547 و چند سال بعد از غلبه بر مادها،بر پارس نیز فرمان می راند.
این فرضیه مشکلاتی داشت.نخست اینکه در یک متن آشوری(که در زمان چاپ مقاله وایسباخ هنوز منتشر نشده بود) مربوط به تخریب بابل توسط آشوربانیپال(640 ق م) کورش اول با عنوان شاه سرزمین پارسوواش(=پارس) یاد شده بود و بسیار بعید است که او و آریارمنه همزمان بر یک سرزمین فرمان رانده باشند.افزون بر این،از کورش دوم کتیبه هایی به زبان اکدی باقی مانده که زمان آن به پس غلبه بر ماد و بابل بر می گردد.بنابراین می توان متوقع بود که در این زمان وی خود را شاه پارس خوانده باشد،که قطعاً نیز چنین بوده است.با این وجود هیچ یک از متن های بابلی فوق،با عنوان شاه پارس نقر نشده است.برای نمونه کتیبه از شهر اور در بابل این گونه آغاز می شود:
کورش،شاه تمام عالم،شاه سرزمین انشان،پسر کمبوجیه،شاه سرزمین انشان.
تا همین اواخر،بر سر تعیین مکان دقیق انشان اختلاف نظر گسترده ای وجود داشت.اما حفاری های سال های اخیر نشان داد که انشان بر تپه ملیان واقع در 46 کیلومتری شمال شیراز منطبق است.شمار زیادی متن در محل پیدا شده که در آنها جز کلمه انشان به کار نرفته است.از آنجا که همین منطقه در متون هخامنشی پارس خوانده شده،بنابراین باید انشان و پارس را دو نام برای یک محل در نظر گرفت(تاریخ سیاسی هخامنشیان،ص 21).
انشان و پارسوواش هر دو یک سرزمین هستند.پارسوواش ترجمه آشوری پارس است که در منابع یونانی و رومی پرسیس خوانده شده است.انشان تا دوره بابلی جدید،نام سنتی در جنوب بین النهرین برای ناحیه شمالی فارس باقی ماند(تاریخ کمبریج،صص 87-88).
جورج کمرون یک بازسازی دیگر از تاریخ نخستین هخامنشیان ارائه کرد که مورد قبول هینتس و شمار دیگری از صاحب نظران قرار گرفت.بر مبنای این فرضیه کورش اول در انشان و پارسوواش، و آریارمنه در پارس حکومت می کردند؛پارسوواش و پارس نیز یکی نبوده است.اما پیانکوف به درستی عنوان کرد که  پارسوواش و پارس،بنابر مبانی واژه شناسی و نیز جغرافیای سیاسی سده هفتم و ششم پیش از میلاد به یک سرزمین اطلاق می شده است(تاریخ سیاسی هخامنشیان،ص 26).
بنابراین هر سه کلمه پارس،پارسوواش و انشان دلالت بر یک منطقه دارد.
منابع:
تاریخ سیاسی هخامنشیان،محمد داندامایف،نرجمه خشایار بهاری،انتشارات کارنگ،1381.
ایران از آغاز تا اسلام،رومن گیرشمن،ترجمه محمد معین،انتشارات علمی و فرهنگی،چاپ نهم،1372.
تاریخ کمبریج دوره ماد،ترجمه بهرام شالگونی،انتشارات جامی،1387.
Advertisements
این نوشته در تاریخ ارسال شده و با , , , , , , برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

8 پاسخ برای پیرامون یکی بودن پارسوواش(پارس) و انشان

  1. borzo :گفت

    parsomansh msjed solyman amroze hast
    va anshan ham shahr ezh amroze hast

  2. احمدی :گفت

    انشان در خوزستان است نه در فارس. سرزمین انشان همان سرزمین عیلام است. یهودیان به سرزمین انشان عیلام می گفتند(خوزستان کنونی و کوههای اطراف). یهودیان اعتقاد دارند منطقه خوزستان و کوههای بختیاری را خداوند به آخرین پسر یهوه که نامش عیلام است بخشیده است و اعتقاد دارند این منطقه متعلق به قوم یهود است. از طرف دیگر شاهان انشانی نیز لقب انشوشیناک برای خود قائل بودند به معنی شاه کوه و دشت یا همان شاه انشان و شوش. در ضمن از آثار بسیار بسیار زیاد عیلامی یا همان انشانی در منطقه ایذه یا کول فرح یا خونگ اژدر و اشکفت سلمان ایذه به خوبی میتوان دریافت که انشان در واقع در منطقه خوزستان بوده است. آیاپیر یا شهر ایذه کنونی در شمال خوزستان بزرگترین موزه سنگ نوشته ها و آثار باقی مانده از تمدن انشان در ایران است. همچنین در معبد چغازمبیل در شوش نیز بر خشت خشت آن عبارت انشوشیناک را میتوان دید یعنی شاه انشان و شوش. شوش به معنای دشت است و انشان به معنای کوه. یعنی شاه کوه و دشت. والتر هینتس آلمانی یکی از 12 انشان شناس دنیا طبق آخرین تحقیقات خود که در کتاب تحت عنوان عیلام تمدن گمشده راز این معما را گشوده است.

    • javidiran :گفت

      دوست گرامی
      فرضیه های قدیمی رد شده و دیگر قابل استناد نیست.
      حفاری پروفسور سامنر تو تپه ملیان ثابت کرد انشان یا انزان تو استان فارس امروزی هست( 46 کیلومتری شمال شیراز)
      گزارش مشروح این حفاری تو موزه ملی موجود هست.ضمن اینکه پروفسور داندامایف و مولف تاریخ کمبریج هم به همین حفاری ها اشاره کردن
      Sumner,Iran XLL,(1974),158

  3. جناب آقای احمدی: حفاری های انجام شده در سال های 72-1971 در تل ملیان در حدود 36 کیلومتری شمال غربی شیراز، لوحه هایی را آشکار کرده است که در آن ها آن محل «انشان» معرفی شده است. نک.
    Erica Reiner, «The Location of Anšan», Revue d’Assyriologie 67, 1973, pp. 57-62
    Erica Reiner, «Tall-i Malyan, Epigraphic finds, 1971-72», Iran, vol. 12, 1974, p. 176
    ضمنا اینشوشینک به معنای «شاه انشان و شوش» نیست. اینشوشینک نام خدای محلی شهر شوش، و معنای آن «خداوندگار شوش» است. عبارت «شاه انشان و شوش» به زبان ایلامی می شود:
    su-un-ki an-za-an shu-shu-un

  4. سعید :گفت

    دوست عزیز پشت این آقای قیاس آیادی شخصی هست بنام رضا پرچی زاده

  5. کورش :گفت

    شما تحریف تاریخ میکنید سامنر و پژوهش هایش بسیار قدیمی است امروزه در رشته باستان شناسی کتاب باستان شناسی ایلام اثر دنیل تی پاتس استرالیایی تدریس میشود که در مبحث انشان بخوبی واقعیت را اشکار کرده است . شما حق ندارید با منابع قدیمی تحریف تاریخ کنید انشان ناحیه شمالی خوزستان بوده محدوده بختیاریهای امروزی و در زمان اوجش تا غرب استان پارس محدوده اش رفت مرکز انشان پارسوماش بوده است که کهن ترین اثار معماری هخامنشی(پارسی) در این ناحیه در تمامی جنوب غرب کشور این را ثابت میکند قلعه بردی و کلگه زرین و اتشکده سرمسجد (دژ پارسوماش)……………….. لطفا اصلاح نمایید و کتاب های رشته تاریخ و باستان شناسی را مطالعه نمایید. با سپاس

  6. احمدی :گفت

    فرهیخته گرامی جناب آقای داریوش احمدی
    بیشتر عرایض بنده راجع به سرزمین انشان و موقعیت جغرافیایی آن مربوط است به تحقیقات والتر هینتس آلمانی و از کتاب ایشان تحت عنوان «دنیای گمشده عیلام» . ضمنا ترجمه عبارت انشوشیناک به معنی شاه کوه و دشت نیز از ایشان است و ساخته بنده حقیر نیست. این کلمه پسوند شاهان عیلامی بوده از عیلام قدیم میانه و نو ، مثلا سازنده چغازنبیل اونتاش انشوشیناک بوده است که بر روی خشت خشت معبد چغازنبیل نام خود را حک شده است. لطفا به لیست شاهان عیلامی از عهد عیلام عتیق و عیلام میانه و عیلام نو مراجعه شود. این عبارت پسوند مورد علاقه اکثر شاهان عیلامی بوده که بعضی از آنها استفاده کرده اند و بعضی دیگر استفاده نکرده اند. این عبارت به هیچ وجه نمیتواند به مفهوم خداوندگار عیلام باشد.از شما استدعا دارم کتاب دنیای گمشده عیلام اثر بسیار بسیار پر ارزش دکتر والتر هینتس را در این خصوص مطالعه بفرمائید. سپاس. اما والتر هینتس چه کسی بوده:
    والتر هینتس
    از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
    پروفسور والتر هینتس (به آلمانی: Walther Hinz) یکی از دانشمندان شاخص در میان ده‌ها ایران‌شناس بزرگ آلمانی است که در دو سده گذشته، پژوهش‌های بنیادین و بی‌همتایی را به جهان ایران‌شناسی عرضه داشتند. هینتس (۱۹۰۶-۱۹۹۲) ایران‌شناسی پرکار و به ویژه متخصص خط و زبان‌های ایرانی و تمدن ایلام بود. او در بسیاری از حوزه‌های مطالعات ایرانی (همچون تاریخ و تمدن هخامنشیان و ساسانیان، زرتشت‌شناسی، کتیبه‌شناسی، تاریخ صفویه و علم اوزان و مقادیر)، صاحب پژوهش‌هایی ناب و گسترده بود که در کتاب‌ها و مقاله‌های بی‌شماری از او منتشر شده‌اند. هر چند که بسیاری از این دستاوردها در میان ایرانیان بکلی ناشناخته و مهجور مانده‌است.

    زندگی نامه [ویرایش]

    پروفسور والتر هینتس در سال ۱۹۰۶ در اشتوتگارت دیده به جهان گشود. اوتحصیلات خود را در دانشگاه‌های اشتوتگارت، لایپزیک و مونیخ به پایان رساند و از دانشگاه لایپزیک در تاریخ اروپای شرقی و شرق شناسی دکترا گرفت. تخصص اصلی وی تاریخ ایران بود. در سال ۱۹۳۳ پروفسور بدون کرسی دانشگاه برلین برای علوم اسلامی شد و در سال ۱۹۳۷ به مقام استادی رسید. هینتس در جنگ جهانی دوم وارد ورماخت شد و از سال ۱۹۴۲ تا ۱۹۴۵ در ترکیه بسر برد و با استفاه از این فرصت مجموعه خطی کتابخانه استانبول را کاوید. او عضو اس آ و فدراسیون معلمان ناسیونال سوسیالیست آلمان بود.[۱]

    او در جریان جنگ به عنوان یک افسر ضد اطلاعاتی خدمت کرد و در پی آن مدتی مجبور به کار اجباری شد. به دلیل محرومیت او از تدریس توسط دولت نظامی بریتانیا، او مجبور به درآوردن خرج زندگی از راه شغلی دیگر، شد؛ گاهی به عنوان مترجم و از ۱۹۵۰ به عتوان دبیر سیاسی روزنامه‌ای در گوتینگن. او نهایتا در ۱۹۵۷ به کرسی فلسفه شرقی اش در گوتینگن برگشت و تا بازنشستگی اش در ۱۹۷۵ به تدریس ادامه داد. او سال بعد از دانشگاه تهران دکترای افتخاری دریافت کرد.

    پس از جنگ مدتی ناگزیر از نویسندگی در روزنامهٔ محلی گوتینگن شد.(۱۹۵۷_۱۹۵۰). در سال ۱۹۵۷ دوباره استاد کرسی دار و رئیس بخش ایرانشناسی دانشگاه گوتینگن شد و تا هنگام بازنشستگی این مقام را با حیثیت و آوازهٔ جهانی حفظ کرده‌است.[۲]

    هینتس در مقدمه کتاب داریوش و ایرانیان آورده‌است: «من در تلاش برای توصیف تاریخ و فرهنگ ایران باستان در چارچوبی روشن و شفاف، خود را شاگرد سپاسگزار یاکوب بورکهارت می‌شناسم.»

    هینتس پس از سال ۱۹۶۰ بیش از پیش به موضوعات ایران باستان علاقه یافت و تا حدود بسیار زیادی از مطالعات پیشین خود در تاریخ عصر جدید دست کشید. علاقهٔ روزافزون او از آن پس به مطالعه درباره تمدن و زبانهای هخامنشیان و ایلام باستان گرائیده‌است. والتر هینتس با اینکه باستان شناس نبود عضو انستیتوی باستان شناسی آلمان نیز بود. وی شاگردان زیادی را در زمینه ایرانشناسی تربیت کرد که هریک از آنها برای روشن تر شدن گوشه‌ای تاریک از تاریخ این سرزمین کوشیدند، هاید ماری کخ با کتاب» از زبان داریوش» با ترجمه و بررسی گل نوشته‌های عیلامی پژوهش در تاریخ اقتصادی_اجتماعی هخامنشیان را تا حد زیادی آسان کرد. نجات گویونچ، میرکمال بنی پور، پاول لوفت، هاینتس گئورگ می‌گود نیز شاگرد هینتس بودند که پیرو مکتب «اشپولر، هینتس، رومر» بودند. اما یکی از برجسته ترین شاگردان هینتس دکتر پرویز رجبی است که حدود چهارده سال شاگرد وی بوده‌است. هزاره‌های گمشده و جشن‌های ایرانی از تالیفات اوست.

    تاکنون کتاب «دنیای گمشده عیلام» (ترجمه فیروز فیروزنیا، ۱۳۷۱) از او به زبان فارسی منتشر شده بود. «یافته‌های تازه از ایران باستان»، «داریوش و ایرانیان»، «سفرنامه ایران» و «فرمانروایی ایلام» از جمله آثار معروف او می‌باشد.

    وی در سال ۱۹۹۲ درگذشت.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s