فاتحان یونانی،دربار شاه بزرگ و فرهنگ ایرانی(قسمت دوم)

تمیستوکلس که در سالامیس خشایارشا را شکست داده بود،ده سال پس از این پیروزی به جرم ایرانپرستی محکوم شد.مردی که پیش از آن همه ثنا خوانش بودند و شایسته ترین فرد یونان می خواندند،متهم به آن شد که با شوش سازش کرده است.به جرم خیانت تبعیدش کردند و هر جا می رفت در تعقیب او بودند و چنان شد که ناچار با لباس زنانه گریخت و به دربار اردشیر،پسر خشایارشای شکست خورده در سالامیس پناه برد «تا از بخشش ها و نعمت های شاه برخوردار شود»، و در پناه شاه هخامنشی همچون امیری دست نشانده تیولداری زندگی کند و بمیرد،که همه اینها برای مهمانی که فاتح دیروز بر صاحب خانه بود پیش از اندازه می نمود.شاهد این ادعا توکودیدس است که کمتر گمان در جانبداری یا مبالغه در نوشته های او می رود، و نیز «کتابخانه تاریخی» دیودورس که گفته توکودیدس زا با جزئیات بیشتری نقل می کند. و همچنین باید شرح پایان زندگی تمیستوکلس را در «زندگی نامه های» پلوتارک خواند.
پس از کشتن پااوسانیاس که خیانت او(سال 471) مایه ننگ اسپارت شد، لاکدایمونیان تميستوكلس  نیز را به گناه او متهم کردند و مدعی شدند که این سردار آتنی دوست صمیمی پااوسانیاس بود،با وی در طرح نقشه برای تسلیم کردن یونان به خشایارشا همدستی داشته است.آتنیان او را با حکم 10 سال تبعید از شهر خود بیرون راندند.اما لاکدایمونیان سفیری به آتن فرستاندند و ادعا کردند که او مثل پااوسانیاس به ایرادوستی متهم است و باید به مجازات مرگ محکوم شود.تمیستوکلس در وقت مناسب با خبر شد و به جزیره کورکورا رفت ولی کوکورا از حمایت وی دامن فروچید.او سپس به اپیروس گریخت و برآن شد که خود را در اختیار آدمتوس،شاه مولوسیان بگذارد.و این همان کسی بود که قبلاً چیزی از آتنیان خواسته بود و آنان توسط تمیستوکلوس به صورت زشتی به او جواب رد داده بودند.وی با خود اندیشید که ترس از بدخواهی کهنه این شاه کمتر از کینه پیدا شده همشهریان خود اوست.وی برای برانگیختن مرحمت آدمتوس راهی تازه در پیش گرفت که با راه معمول کاملاً تفاوت داشت؛وی پسر پادشاه را که خردسال بود در آغوش می گرفت و در برابر اجاق خانوادگی به زانو در می آمد… آتن و اسپارت همچنان در تعقیب او بوند و آدمتوس جرات نداشت که علی رغم اراده آنان،به تمستوکلوس پناه دهد.پس به وی مقداری طلا داد و او را تشویق کرد که به آسیا برود.او در آسیا با کسی آشنا شد که دوست شاه بود و در مقابل اصرار شدید تمیستوکلوس و سایلی برای او فراهم کرد تا او بتواند با حلیه عجیبی صحیح و سالم به ایران برسد.در میان ایرانیان رسم چنین است که هر مردی که راهنمای یکی از زنان شاه است،او را در ارابه سر پوشیده ای همراه می برد، و بر همه کسانی که این ارابه را می بینند ممنوع است که به داخل آن نگاه کنند و در صدد شناختن کسی که در آن است برآیند.مهماندار تمیستوکلس دستور داد چنین ارابه ای بسازند و تمیستوکلس در آن نشست و این گونه به ایران رسید(دیودور سیسیلی،کتابخانه تاریخی،کتاب یازدهم،LVI ؛ توکودیدس،تاریخ جنگ های پلونوس،کتاب 1 ، 136).
اکنون به ذکر داستان پذیرایی بربرها از فاتح زمین خورده و بی دفاع می پردازیم:
تميستوكليس چون به جايى رسيد كه ايمنى از گزند داشت نخست به نزد آرتابان‏ كه فرمانده هزار سپاهى بود رفته به او چنين گفت:من يك تن يونانى هستم كه می ‏خواهم نزد پادشاه رفته سخنانى به او بگويم كه خود او خواستار است و به كارهاى پادشاهى او سودمند مى ‏باشد… چون او نزد پادشاه رسيد سر فرود آورد و لب به سخن نگشود تا آنگاه كه پادشاه به ترجمان دستور داده از او پرسيد: تو كيستى؟ او به پاسخ گفت: اى پادشاه! من تميستوكليس آتنى هستم كه يونانيان مرا دور راند ه‏اند اگرچه بدی هاى بسيار به ايرانيان كرده ‏ام، ليكن نيكي هايم نيز كم نيست. زيرا من بودم كه نگذاشتم یونانیان در تعقیب شما برآند و به همین جهت به درگاه شاه روی آورده ام… استعدعای من آن است که که دشمنی یونانیان را در حق من سند خدماتی بدانی که که نسبت به ایرانیان انجام داده ام،و سرنوشت مرا فرصتی و زمینه ای برای نمایاندن فضیلت و بزرگواری خودسازی،نه اینکه مرا وسیله فرونشاندن  خشم خویش قرار دهی… شاه که سخنان او را شنید در آن ساعت پاسخی به او نداد…صبح فردای آن روز بزرگان دربار را فراخواند و تمیستوکلوس را نیز به حضور طلبید…چون به به حضور شاه رسید بار دیگر ادای احترام کرد،شاه به او درود فرستاد و با صورت تحسین آمیز به او سخن گفت.شاه به او گفت که 200 تالنت به وی وامدار است،از این جهت که این پاداشی بود که برای پیدا کردن تو معین کرده بودم و چون خود با پای خویش آمدی حق داری آن را از من بخواهی و طلب کنی…
مرحمتی که شاه در حق دیگر بیگانگان نشان می داد،در مقابل آنچه که در حق تمیستوکلوس روا می داشت بسیار ناچیز بود. چنانكه پادشاه در خوشگذرانى‏ هاى خود نيز او را همراه مى‏ ساخت و چه در اندرون چه در بيرون هميشه او را از نزد خود داشت و رازهاى خويش را از او پوشيده نمى‏داشت تا آنجا كه به وى اجازه داد كه مادر شاه را ديدار كرده با وى گفتگو نمايد و فرمان خاص داده بود که حکیمان ایران درباره فلسفه او با سخن گویند…برای قدرتی که از تقرب به شاه پیدا کرده بود،مردمان فراوانی گرد او فراهم شده و نسبت به او کرنش می کردند.چنانکه روزی که بر سفره ای بسیار رنگین از گوشت های گونانگون خوش گوار نشسته بود،رو به فرزندان کرد و چنین گفت: «فرزندان من،اگر بیچاره نشده بودیم،بیچاره مانده بودیم».شاه درآمد سه شهر را برای فراهم آوردن نان و شراب و خوراک روزانه به او بخشید(پلوتارک،زندگی نامه های مردان نامدار،تمیستوکلس،جلد 1، 436-443؛ ؛ توکودیدس،تاریخ جنگ های پلونوس،کتاب 1، 137-138؛ دیودور سیسیلی،کتابخانه تاریخی،کتاب یازدهم،57-58).
در این داستان ها که نویسندگان آنها سه یونانی بوده اند،ایرانیان آدمتر از یونانیان وصف شده اند؛پیشرفته تر،متمدن تر و مهربان تر از آتنیان جلوه گر می شوند و مهم تر اینکه در این گزارش ها مناعت طبع و عظمت روحی ایرانیان بسیار بیش از رقیبان غربی ایشان به نظر می رسد.
پلوتارک روایت می کند که پس از رسیدن تمیستوکلس به دربار شوش،شنیدند که اردشیر در میان خواب سنگین خود سه بار به شادی بانگ آورد که «تمیستوکلس آتنی اکنون در دست من است».این بانگ و این شادی آدمیزاد طبیعی است.آنچه در رفتار اردشیر جلب توجه می کند آن است که وی توانست بر این بانگ و شادی که نماینده ضعف بشری است چیره شود و آن نیروی اخلاقی را داشت که در هنگام نومیدی و بیچارگی و آوارگی تمیستوکلس در صدد گرفتن انتقام فاجعه سالامیس که خود این شخص در آن سردار یونان بوده برنیاید.
یونانی ها و بربرها(جلد اول و دوم)،امیر مهدی بدیع،ترجمه احمد آرام،نشر پرواز،چ دوم 1364
Advertisements
این نوشته در تاریخ ارسال شده و با , , , برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s