گزنفون و زن منشی ایرانیان!

گزنفون می نویسد:
ایرانیان امروز زن منش تر از زمان کورش اند.اکنون صفات مردانه پارسی ها از دست رفته و تن آسایی مادها بر جای مانده است.برآنم که چند دلیل از سستی آنان بیاورم:
به این اکتفا نمی کنند که بر نهالی های نرم بخوابند بلکه پایه های تخت خواب خود را بر روی فرش هایی می گذارند که در برابر سنگینی ایستادگی ندارند و بدین سان سختی کف اتاق را احساس نمی کنند. در کلوچه پزی اختراعات پیشین خود را رها نکرده اند بلکه پیوسته چیزهای تازه و لذیذ ابداع می کنند.در زمستان تنها به این اکتفا نمی کنند که سر و تنه و پلهلی خود را بپوشانند بلکه برای دست های خود دستکش هایی آستردار دارند.در تابستان دیگر به سایه درختان و كوهستان ‏ها دلخوش نیستند،بلكه براى خود وسایلى ابداع كرده ‏اند تا هوا را خنك كنند.از داشتن جام های متعد بر خود می بالند… بر زین و برگ اسبانشان بیشتر از اتاقشان قالى پهن مى ‏كنند چون مى ‏خواهند با نرمى و ملایمت بر آن بنشینند و متحمل هیچ زحمت و آزارى نشوند.
آیا نباید انتظار داشت که در کارزار پست تر از آن باشند که پیش از این بوده اند؟ … ایرانیان به این پستی در می دهند و هیچ یک از آنان بی آنکه یونانی با خود داشته باشد به جنگ نمی پردازد…(کورش نامه،کتاب هشتم)
این است تناسایی هخامنشی و این است نشانه هایی که لااقل در چشم گزنفون زن منشی ایرانیان باستان را نشان می دهد،همان ایرانیانی که خود گزنفون در همان کتاب آنان را چنین با شکوه ستوده است(کتاب IV،فصل I) : «شما ایرانیان بیش از همه مردمان دیگر در اندیشه آن هستید که در هیچ لذتی افراط نکنید و من این را از آن جهت می دانم که دیدم و شنیده ام.»
بنابراین اگر مورخی در نیمه قرن بیستم هنوز می نویسد که «میان سلطنت مردانه کورش کبیر و داریوش اول و آنچه اسکندر به آن حمله کرد گودالی ژرف وجود دارد» ، از آن جهت است که در آغار قرن چهارم پیش از میلاد،گزنفون چنین گفته بود: «ایرانیان امروز زن منش تر از زمان کورش اند.اکنون صفات مردانه پارسی ها از دست رفته و تن آسایی مادها بر جای مانده است».
ولی هیچکس توجه به آن ندارد که این تناسایی ها،یعنی تخت خواب بر روی فرش گذاشتن و خوراکی های لذیذ دوست داشتن و سر و تن را در زمستان پوشاندن و دستکش بدست کردن و پابرهنه راه نرفتن(*) و سایه را در جایی جز زیر درخت جستن و بر اسب زین گذاشتن و از جنگ بیزار بودن،همه از اصول ابتدایی جامعه های پیشرفته و نشانه ظاهری زندگی منظم و متمدن و حتی الفبای ادب و نزاکت و انسانیت است.چنان می نامید هیچ کس نمی خواهد بفهمد که آنچه در ایرانیان قدیم مایه عیب جویی و خرده گیری یونانیان شده است،همان چیز است که ملت های فقیر در آن باره ملت های ثروتمند را سرزنش می کنند، و همان چیزی است که ملت های محروم با بانگ بلند آن را تجمل پرستی می نامند،اما در حقیقت این تجمل پرستی چیزی جز وسیله تامین رفاه آدمی نیست.وسیله ای است که بعضی به ان دسترسی دارند و بعضی دیگر ندارند و اگر روزی رسد که همه آن را در اختیار داشته باشند، دیگر نه تجمل است و نه علامت تن آسایی؛بلکه ضرورتی از زندگی به شمار می رود.چیزی می شود که برای هر کس لازم است تا به وسیله آن یکی از نیازمندی های فراوان زندگ شریف را برآورد و مطابق ادب و انسانیت زیست کند.
* افلاطون در کتاب ضیافت از قول آپولودوروس چنین می گوید: چون ناگهان سقراط را دیدم که با کفش چوبی از حمام بیرون می آید و این چیزی بود که هر گز به آن عادت نداشت،از او پرسیدم که قصد کجا دارد که چنین خود را زیبا کرده است.
 منبع:
یونانی ها و بربرها(جلد اول و دوم)،امیر مهدی بدیع،ترجمه احمد آرام،نشر پرواز،چ دوم 1364
Advertisements
این نوشته در تاریخ ارسال شده و با , , , , برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

3 پاسخ برای گزنفون و زن منشی ایرانیان!

  1. ناشناس :گفت

    بهتر است که از کلمه زن منشی استفاده نشود این فرهنگ غلط در بین مردم جا افتاده که از این لغات استفاده می شود
    به نظر من زن منشی اصلا به این معانی که شما به کار می برید نیست.
    و خیلی زنها هستن که از مردان از همه جهت از مردان بهتر هستند.

    • javidiran :گفت

      حرف شما کاملاً درسته.
      این نوشته نظر فیلسوف بزرگ یونان باستان بوده(نه من و نه نویسنده کتاب بونانی ها و بربرها) که زن منشی و تن آسایی رو معادل هم قرار داده و برای اثبات اون مثلاً دستکش دست کردن و یا سایه درست کردن رو مثال زده!

    • کیا :گفت

      عرایض بنده ربطی به مقاله ندارد و از این بابت عذرخواهی می کنم. در مورد کامنت بالا، نخست اینکه نویسنده کامنت فراموش کرده که این مطلب صدها سال قبل گفته شده و نقل قول مستقیم را نمی شود مطابق سلیقه امروزی تغییر داد. دوم این که کامنت گذار عزیز خود به دام افکار فمینیستی افتاده و اشتباه آنها را تکرار کرده \»خیلی زنها هستند که از مردان از همه جهت بهتر هستند\» در حقیقت باید نوشته شود \»خیلی زنها هستند که از خیلی مردها بهتر هستند\». تفکر صحیح این است که مرد و زن برابرند و بعضی از بعضی دیگر بهترند و این ربطی به جنسیتشان ندارد. فمینیست ها در عوض می گویند زن ها بهتر از مردها هستند، یعنی همان خطی را که بین زن ها و مردها کشیده شده بود و زن ها سالها برای پاک کردن آن مرارت ها کشیدند تا بگویند زن و مرد فرقی ندارند، دوباره و پر رنگ تر از گذشته رسم کرده اند.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s