پادشاهی ایرانی «رستمیه» در شمال آفریقا

هرچند عجیب به نظر می رسد اما باید یادآوری کرد که اولین دولت مستقل ایرانی عصر اسلامی نه در ایران بلکه بسیار دور از ایران در شمال افریقا پا گرفت. دولت رستمیه به اسم موسس آن عبدالرحمان الرستم الفارسی در 761 میلادی ( 144 هجری قمری ) پدید آمد و تا سال 908 میلادی ( 296 هجری ) حکمرانی کرد. قلمرو این حکومت الجزائر کنونی و بخش شمالی صحرای بزرگ و نیمه غربی لیبی را در بر می گرفت.
اصل و منشا ایرانی عبدالرحمان رستم هیچگاه مورد انکار نبوده است لیکن در خصوص شجره نسب او آرا متفاوت است. ابن خلدون(کتاب العبر،ج 6،ص 112) او را از اخلاف مستقیم رستم فرخزاد فرمانده کل ارتش ایران در زمان حمله اعراب در 636 میلادی می داند. اما یاقوت(معجم البلدان،ج 2 ،ص 160) او را به عنوان «پسر بهرام ٬ پسر گور ٬ پسر شاپور ٬ پسر بازان ٬ پسر شاپور بزرگ شاهنشاه بزرگ ساسانی» معرفی می کند.
بنا به نوشته ابن خلدون رستم همراه اولین جنگجویان عرب به افریقیه رفت. اما روایت دیگری حاکی است که پس از درگذشت پدر رستم در حجاز مادرش با مردی از اهالی قیروان ازدواج کرد و برای همیشه در قیروان سکنی گزید.
در هر حال رستم جوان به یمن صفات استثنائی خود به سرعت مراحل قدرت را طی کرد و بعد از گذراندن دوران تحصیل در مکتب ابو عبیده مسلم ابن ابی کریمه بصری یکی از پنج مبلغ بزرگ آئین اباضیه در مغرب شد. وقتی اولین امام اباضیه قیروان را فتح کرد حکومت این شهر و چند بخش دیگر از افریقیه را به عبدالرحمان رستم 758 میلادی سپرد لیکن چند ماه بعد قیروان به وسیله ی قوای مخالف بازپس گرفته شد و رستم و همراهانش به سوي مغرب رفتند و در دامنه ی جبل یوزول ( یاکزول ) نزدیک شهر آینده «تاهرت» مستقر شدند. این محل که در آن زمان قریه کوچکی بود بزودی دژ مستحکم اباضیه شد و به سرعت رو به رشد و توسعه نهاد و از همه جای افریقیه و جبل نفوسه پیروان فرقه فرا رسیدند. در 263 هجری عبدالرحمان به درجه امام ارتقا یافت(ابن الصغیر،اخبار الامت الرستمیه،چاپ و ترجمه موتیلنسکی؛ شرح درباره امام های رستمیه تاهرت،گزارش کنگره بین المللی شرق شناسان،الجزیه 1905،چاپ بیروت 1986؛ ب.زورکی،امامت تاهرت، اولین دولت مسلمان مغرب،پاریس 1987 و …) . وقایع نگاران عرب گزارش می دهند که این امامت در اندک زمان به آن درجه از توانایی رسید که بتواند در 781 میلادی یک ستون قوی از اباضیون تاهرت را به توبنه بفرستد که در آنجا یک نیروی سنگین بربر،سپاه هزارمرد فرمانده ایرانی را محاصره کرده بود.
به نظر می رسد که دوران حکمرانی عبدالرحمان رستم آرام و سازنده بوده است. جامعه های اباضی شرق به ارزش و استحکام او معتقد شدند و چندین سفیر به نزد او فرستادند و هدایا و کمک مالی به او کردند. وی در سال 272 هجری در سنین سالخوردگی درگذشت و پسرش عبدالوهاب جانشین او شد.
پایتخت این حکومت تاهرت که در 250 کیلونتری جنوب غربی الجزیره کنونی و 10 کیلومتری شهر کوچک وهران واقع شده بود به سرعت یکی از شهرهای بزرگ و معتبر دنیای اسلام شد چه از نظر سیاسی و نظامی و اقتصادی و چه به لحاظ دینی. ابن صغیر وقایع نگار زمان ضمن توصیف پذیرائی از یک هیات نمایندگی خلیفه بغداد در دربار رستمیه با شگفتی از ثروت تاهرت از ویلاها باغ ها و بازارهای آن که به خصوص به وسیله بازرگانان ایرانی اداره می شد و رفاه و ثروت و سطح زندگی اینان که بسیار بالاتر از بازرگانان کوفه و بصره بود روایت می کند(ابن صغیر،همان جا جا،ص 160).
تاهرت مشخصا به عنوان یک شهر ایرانی شهرت داشت. یعقوبی(یاقوت،کتاب البلدان،چاپ جوین بولی،لیدن،1860،ص 79) آن را «بغداد مغرب» می نامد. ابوالفدا(تقویم البلدان، ج 3؛Descripto Aeygypti,arabice edidit,latine vertit,J.D.Machaelis) جغرافیدان می نویسد : «ایرانیانی که به تاهرت آمده بودند در این شهر یک اقلیت مسلط در زندگی اقتصادی و هم در زندگی فرهنگی جامعه بودند. مهمترین مقامات اداری در دست آنها بود و تجارت شهر را با استفاده نوعی استقلال در درون دولت اباضی اداره می کردند») محمد بن تاوت الطواتی،دولت اسلامیه فی تاهرت،RIEEI،5، 1957، ص 105-117).
سی.ای بازورث E.C.Bosworth محقق انگلسی به ویژه از شکوفایی فرهنگی تاهرت بحث و آن را یک کانون بزرگ اندیشه ورزی و فعالیت های فرهنگی معرفی می کند : در زمان رستمیان این قریه که چیزی جز ایستگاه نهائی یک راه کاروان رو صحرا نبود چنان رونق گرفت و وسعت یافت که آن را «عراق جدید» نام نهادند. مردمان از هر سو به آن روی آوردند که در میان آنها دو گروه ممتاز بودند : ایرانیان و مسیحیان. تاهرت تا پایان دوران تسلط خود یک کانون علم و پژوهش باقی ماند و به خصوص یک مرکز جهانی مبادلات اندیشه های روحانی و علوم الهی میان خوارج شمال افریقا و جاهای دیگر بود(سی.اِ.بارسورث،سلسله های اسلامی.بررسی تاریخی و تبار شناسی،ادینبورگ،1967؛ احسان عباس،المجتمعة التاهرته فی العهد الرستمیه،کنستانتین،1977 و …).
موریس لمبارد در «اسلام در عصر شکوه» خود تاکید بر فروغ مذهبی تاهرت می گذارد و می نویسد : در همین دوران در مغرب مرکزی،در تیاره ( تاهرت ) ستاره اقبال رستمیان ایرانی تابندگی گرفت. در این شهر رستمیان از میراث جنبش های بزرگ خوارج که در طول نیمه اول قرن هشتم تمام مملکت را تکان داده بود بهره گرفتند. رستمیان تمام مغرب مرکزی و حاشیه صحرا را اشغال کردند. تاهرت پایتخت سلسله رستمی بر یک مملکت پرجوش کاردان و امین در امور تجارت حکومت می کرد که اصل یک فرقه ی بسته را از مناسبات درون گروهی تا سطح و ابعاد یک دولت به اعتلا و اوج برد(توفیق المدنی،داده های فرهنگی دولت رستمیه به آفریقیه،کنگره تفکر اسلامی،الجزیره،1977 و …).
تورس بالباس در Cronica arqueologica de la Espana Musulmana گزارش می دهد که دروازه شمال مهمترین بخش شهر تاهرت باب الاندلس (دروازه اندلس ) نامیده می شد. آیا باید در همین نکته نشانی از عبور شاهزاده اموی و عبدالرحمان آینده را یافت؟ آری چنان که لوی- پروونسل می نویسد امیر آینده اندلس در اولین سفر بزرگ شمالی افریقائی خود در تاهرت (Tiaret ) یا به گفته دقیق تر در قریه ای که هنوز به صورت این شهر بر پا نشده بود اقامت کرد. زیرا تاهرت اندکی دیرتر در 777/161 به وسیله ابن رستم بنا نهاده و پایتخت دولت خوارج شد(لوی-پروونسل،تاریج اسپانیای مسلمان،ج 1،ص 97).
در سال 908/298 حمله ی فاطمیان بر قلمرو حکومت رستمیان به حیات شهر تاهرت به عنوان پایتخت پایان داد. بسیاری از ساکنان این فرمانروائی قتل عام شدند و بازماندگان به شمال صحرا یا به تونس گریختند که هنوز هم اخلاف آنها در واحه های مزاب یا جبل نفوسه و نیز در جزیره جربا زندگی می کنند و همچنان پیرو آئین اباضیه هستند(ر.باست،محراب های جبل نفوسه،پاریس،1899).
چنان که «حله»ی ابن الابار(الحلة السیره،چاپ حسین مونس،ج 1، ص 94) و «افتتاح» ابن قوطیه(تاریخ الفتتاح الاندلوس،چاپ گاینگوس،ص 62) روایت می کنند شماری متعدد از رستمیان نقش بزرگی در تاریخ اندلس ایفا کرده اند : ژنرال محمد بن رستم نواده موسس سلسله ی رستمیان بعد از پیروزی اش بر مهاجمان «نرماند» لقب (نجات دهنده اندلس ) یافت و عبدالرحمان برادر یا پسر ژنرال ٬ وزیر عبدالرحمان دوم در قرطبه ( کردوبا ) شد.
لوی – پروونسل به نقل از ابن حیان آمدن یک هیات دیپلماتیک را از طرف عبدالوهاب ابن رستم به دربار عبدالرحمان دوم در قرطبه به سال 822/207 روایت می کند و می نویسد که این هیات مرکب از پسران پادشاه رستمیان به نام های عبدالغنی ٬ دحیون و بهرام بوده است و ماموریت داشته اند تا رشته های ارتباطی را که میان نیاکان ایرانی آنان با مروانیان دمشق برقرار بوده و امیر اموی اندلس از اخلاف ایشان است دوباره برقرار و استوار سازند. عبدالرحمان به گرمی شاهزادگان رستمیان را پذیرفت و هدایای بسیار پیشکش آنان کرد. در راه بازگشت کشتی دحیون و بهرام با تمام سرنشینان آن غرق شد و فقط عبدالغنی که با کشتی دیگری سفر می کرد سالم به تاهرت بازگشت و در آنجا برادرش افلح به امارت و امامت جامعه خوارج برگزیده شد و این واقعه هفت ماه پس از مرگ پدرش بود(لوی-پروونسل،تاریج اسپانیای مسلمان،ج 1،ص 244-245). ماجرای جالب دیگری که به وسیله بلاذری مورخ،پیرامون دوستی سلسله امویان اسپانیا و رستمیان نقل شده است به این مضمون که افلح الرستمی بعد از آگاهی از این که امیر اغلبی افریقیه ( تونس ) شهر تازه ای به نام العباسه به افتخار خلفای عباسی بغداد و در همان حال برای تقدیس امیر نشین اموی الاندلس تاسیس کرده است،غافلگیرانه بر شهر حمله برد و آن را ویران کرد و عبدالرحمان دوم به منظور حق شناسی ده هزار درهم برای او ارسال داشت(فتوح البلدان،چاپ دو خویه،ص 236). این سیاست بار دیگر هنگامی که فاطمیان شروع به تهدید منافع خلفای اسپانیایی-اموی در افریقا کردند تکرار شد و مهمترین نمونه پشتیبانی مادی و اخلاقی عبدالرحمان سوم از کی داد ایرانی٬ رئیس خاندان اباضیه٬ در مبارزه اش بر ضد فاطمیان بود که او را از یک شکست حتمی در برابر قائم خلیفه فاطمی نجات داد.
منبع:
ایران در اسپانیای مسلمان:بازنویسی یک تاریخ،شجاع الدین شفا،ترجمه مهدی سمسار،انتشارات گستره 1384.
Advertisements
این نوشته در تاریخ ارسال شده و با , , , برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

1 پاسخ برای پادشاهی ایرانی «رستمیه» در شمال آفریقا

  1. ناشناس :گفت

    نکته قابل توجه اینکه رستمیان بصورت یک کاروان از عراق به سوی شمال مصر و لیبی و سپس تونس رفتندو در محلی که استقرار یافتند به آنجا «کاروان «می گفتند این اسم عربی شد و به قیروان معرب گردید

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s