اعراب از نظر ابن خلدون

ابن خلدون در فصل بیست و ششم از مقدمه تاریخ خود می نویسد(صص 285-288) :
فصل بيست و ششم در اينكه هر گاه قوم عرب بر كشورهايى دست يابد بسرعت آن ممالك رو به ويرانى مي روند
زيرا تازيان ملتى وحشى‏ اند و عادات و موجبات وحشيگرى چنان در ميان آنان استوار است كه همچون خوى و سرشت ايشان شده است. و اين خوى براى‏ ايشان لذت بخش است زيرا در پرتو آن از قيود فرمانبرى حكام و قوانين سرباز ميزنند و نسبت به سياست كشوردارى نافرمانى مي كنند و پيداست كه چنين خوى و سرشتى با عمران و تمدن منافات دارد و در جهت مخالف آنست چنانكه كليه هدف‏هاى عادى آنان در زندگى كوچ كردن ازين سوى بدان سوى و تاخت و تاز به قبايل ديگرست در صورتى كه چنين هدفى مخالف آرامش و اقامت گزيدن می باشد كه از مهمترين مبانى تمدن و عمران بشمار ميرود. و نيز در مثل آنان از اين رو به سنگ نيازمندند كه از آن ديگ دان بسازند و ديگ غذا پزى خود را روى آن بگذارند و به همين سبب بناها را خراب مي كنند و سنگهاى آنها را بمنظور مزبور بكار مي برند.
و نياز ايشان به چوب نيز براى بر پا ساختن سرا پرده‏ ها و خيمه‏ ها است تا از آن ميخ‏ها و ستون هايى بسازند و در بپا داشتن چادر بكار برند، از اين رو كاخها و عمارات را بدين منظور ويران مي سازند. پس سرشت و طبيعت ايشان منافى ساختمان ها و بناهاست كه اساس شهرنشينى و عمرانست. بطور كلى عادات و طرز رفتار عرب چنين است و گذشته ازين خوى آنان غارتگريست كه هر چه را در دست ديگران بيابند ميربايند و تاراج مي كنند و روزى آنان در پرتو نيزه‏ هاى ايشان فراهم مي آيد. و در ربودن اموال ديگران باندازه و حد معينى قائل نيستند بلكه چشم ايشان بهر گونه ثروت يا كالا يا ابزار زندگى بيفتد آنرا غارت مي كنند. و هر گاه از راه غلبه‏ جويى بر كشورى دست يابند و فرمانروايى و قدرت آنان در آن سرزمين مسلم گردد، آن وقت بسياست حفظ اموال مردم توجهى ندارند و حقوق و اموال همگان پايمال دستبرد زورمندان مي شود و از ميان ميرود و عمران و تمدن به ويرانى مي گرايد. همچنين آن گروه از اين رو مايه تباهى عمران و اجتماع مي شوند كه كار هنرمندان و پيشه‏ وران را هيچ مي شمرند و براى آن دستمزد و ارزشى قائل نيستند در صورتى كه، چنانكه در آينده ياد خواهيم كرد، اساس و سرمايه زندگى و معاش مردم را كار صنعتگران و پيشه‏ وران تشكيل ميدهد و هر گاه اينگونه كارها تباهى پذيرد و در برابر اعمال و رنجهاى آنان مزد و بهايى نباشد و مفت و مجانى تلقى گردد آرزوهاى مردم در كسب و پيشه به نوميدى مبدل مي شود و مردم از كار و هنر دست مي كشند و از سكونت در شهر بيزارى‏ مي جويند و پراكنده مي شوند و در نتيجه عمران و اجتماع تباه مي شود. و نيز قوم عرب به احكام و قوانين و منع مردم از تباه‏كاري ها و تجاوز بيكديگر توجهى مبذول نمي دارند بلكه تمام هم ايشان مصروف ربودن اموال مردم از راه غارتگرى يا باج ستانى است و هر گاه بدين مقصود برسند بكارهاى ديگر مردم عنايتى ندارند و در راهنمايى آنان براه راست و اصلاح امور ايشان اقدام نميكنند و مفسده‏ جويان را از فساد باز نميدارند و چه بسا كه آزمندى و سودپرستى آنان را وادار مي كند كه كيفرهاى مالى مجرى مي دارند ولى مقصود آنان اصلاح حال عموم نيست، بلكه چنانكه عادت ايشان است مي خواهند از اين راه سود بيشترى بدست آورند و بر ميزان باج و خراج بيفزايند. به همين سبب چنين كيفرهايى براى سركوب كردن مفسده‏ جويان و تبهكاران و آنان كه بحقوق و اموال ديگران تجاوز مي كنند كافى نمي باشد، بلكه اين روش ايشان بر تجاوز و تبهكارى مى‏ افزايد زيرا متجاوزان پرداختن باج را در برابر رسيدن به مقاصد پليد خويش آسان ميشمرند در نتيجه رعايا در كشور ايشان بحالت هرج و مرج و بيسر و سامانى بسر مي برند چنانكه گويى هيچگونه حاكميت و قانونى وجود ندارد. هرج و مرج و بيسر و سامانى  مايه هلاكت بشر و تباهى عمران و تمدن است، از اين روست كه در فصول پيش ياد كرديم وجود سلطنت براى انسان از خصوصيات و امور طبيعى اوست و موجوديت و اجتماع وى جز از راه داشتن آن به شايستگى و صلاح نمي گرايد. و اين موضوع در نخستين باب بيان شد.
ديگر آنكه قوم عرب همه رياست طلب‏ اند و كمتر ممكن است يكى از آنان فرمانروايى را به ديگرى واگذار كند، هر چند پدر يا برادر يا بزرگ قبيله او باشد مگر آنكه بندرت و با اكراه شرم و حيا مانع ايشان گردد. و به همين سبب در ميان آنان فرمانروايان و اميران متعددى پديد مي آيند و رعيت در امر خراجگزارى و احكام با قدرتهاى گوناگون و اشكال متنوعى روبرو مي شوند و در نتيجه عمران و تمدن به فساد و ويرانى منتهى ميشود و رشته امور از هم مي گسلد. چنانكه عربى باديه‏ نشين نزد عبد الملك آمده بود، هنگامى كه عبد الملك درباره طرز رفتار حجاج از وى پرسيد مرد عرب گفت: او را ترك گفتم در حاليكه خودش تنها ستمگرى مى‏ كرد و منظور عرب ستايش حجاج از حيث حسن سياست و عمران بود.
و اگر از آغاز خلقت به كشورهايى بنگريم كه تازيان آنها را با جهانگ شايى و زور متصرف شده‏ اند، خواهيم ديد چگونه عمران و تمدن از آن ممالك رخت بر بسته و سرزمينهاى آباد و مسكون آنها ويران و خالى از جمعيت شده است چنانكه گويى آن ممالك بكلى دگرگون گرديده است.
از آن جمله يمن مركز سكونت تازيان بكلى ويرانه است و بجز در يكى دو ناحيه آن اثرى از عمران باقى نمانده است. همچنين كليه عمران و تمدن عراق عرب را كه ايرانيان بوجود آورده بودند تازيان از ميان برده‏ اند و بناحيه بايرى مبدل شده است و شام نيز تا اين روزگار بهمين سرنوشت گرفتار است.
و آغاز قرن پنجم كه قبايل بنى هلال و بنى سليم بسوى افريقيه و مغرب شتافتند و مدت سيصد و پنجاه سال در آن نواحى سكونت گزيدند و بزندگى خود ادامه دادند سرتاسر آن كشورها بى‏رونق و ويران شده است، در صورتى كه پيش از مهاجرت آنان كليه سرزمين هاى ميان سودان و درياى روم آبادان بوده است چنانكه آثار عمران و تمدن پيشين آنان مانند نشانه‏ هاى ميان جاده ‏ها و نمونه‏ هاى باقيمانده ابنيه ويران شده و ديگر علائم و آثار قريه‏ ها و دهكده‏ ها گواه بر عمران و تمدن آن نواحى است و خدا وارث زمين و ساكنان آنست و او بهترين وارثان ميباشد
منبع:
 مقدمه ابن خلدون،عبد الرحمن بن خلدون، ترجمه محمد پروين گنابادى،انتشارات علمى و فرهنگى،چ هشتم، 1375ش
Advertisements
این نوشته در تاریخ ارسال شده و با برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

2 پاسخ برای اعراب از نظر ابن خلدون

  1. kazemita :گفت

    http://en.wikiquote.org/wiki/Ibn_Khaldun#On_the_bedouin_Arabs

    این را ابن خلدون ظاهرا در مورد عرب‌های بادیه نشین گفته است نه کّل اعراب. بگذریم که دیگر در قرن بیست و یکم، خطاب قرار دادن یک قوم به صورت کلی‌ کاری نکوهیده و مصداق نژاد پرستی‌ است.
    در همان صفحه توهین‌های نژادی نسبت به سیاهان نیز از او نقل شده است. در کّل اینکه قرار نیست هر چه قدیمی‌‌ها گفتند را بپذیریم.

    • درود.من هم نگفتم بپذیرید همونطور که الزامی در پذیرفتن توصیف غربیان از ایرانیان نیست.هدف فقط انتقال اطلاعات بود

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s