توصیف یونانیان از خشایارشا

هرچند که مورخان عهد قدیم و مخصوصاً هرودوت،تمام تلاش خود را بکار بستند تا با بزرگ نمایی پیروزی های یونانیان در سالامیس، چهره ای شکست خورده از خشایارشا تصویر و همیشه با نفرت از او یاد کنند اما در میان همین قلم فرسایی های دشمن،بزرگ منشی و شکوه او نمایان می شود.
ایزوکراس درباره خشایارشا می گوید:
درباره او چه کسی در حد مبالغه،کمتر از حقیقت را نگفته است؟غرورش به حدی رسید که مطیع کردن یونان کاری خرد در نظرش جلوه کرد و خواست بنایی پی نهد که از حد طبیعت انسانی فراتر رود.دست از کار نکشید تا با تمام قدرت کاری ابداع کند و به انجام رساند که هر کس بازگو کند،سپاهیانش را در میان زمین به دریانوردی و در دل دریا به راه رفتن ناگیز گرداند و این کار را با به هم پیوستن کرانه های هلس پونت و شکافتن کوه ائوس به انجام رساند.در مقابله با فردی چنین پر مغرور که کارهای چنین بزرگ کرده بود و ارباب آن همه افراد بود،آنان(آتنیان و اسپارتیان) در خطر شریک شدند و پیش رفتند.(مدایح،بندهای 88 تا 90؛ به نقل از یونانی ها و بربرها،ج 3، ص 149-150)
والتر هینتس می گوید:شگفت انگیز است که خشایارشا از نظر دشمن یونانی آن قدرها هم بد نبوده.مثلا هرودوت پس از گزارش لشکر کشی پارس علیه یونانیان چنین می نویسد:
در میان این ده ها هزار نفر آدمی کسی نبود که در زیبایی و خوش اندامی برتر از خشایارشا باشد و و به واسه آن شایستگی چنین قدرتی پیدا کند.(داریوش و ایرانیان ص 225)
آیسخولوس،معاصر و دشمن خشایارشا در نبرد با یونانیان،در تراژدی خود،ایرانیان،شاهنشاه را در پرده سوم به روی صحنه می آورد و او را سرور پر شور مردان شاهنشاهی آسیا می خواند و در عین حال او را انسانی می نامد که خداست.(داریوش و ایرانیان ص 227)
پس از قتل های فرستاده های پارسی توسط اسپارتی ها،که برای طلب آب و خاک به آن دولت – شهر اعزام شده بودند،پیش گویان اسپارتی خبر از آینده ای ناگوار می دهند.اسپارتی ها هم دو نفر جان بر کف را به شوش می فرستند تا بلکه پارسیان با کشتن آنها(در ازای کشتن دو سفیر پارسی کشته شده)،از نابود کردن اسپارت صرف نظر کنند.خشایارشا در پاسخ به آنها می گوید هرگز شان خود را تا اندازه مردمی که سنت های مرسوم بین کشورها را محترم نمی شمارند،پایین نخواهد آورد.سپس دستور داد آن دو را سالم روانه اسپارت کنند.(کتاب هفتم،بند 134-136؛نقل قول از تاریخ سیاسی هخامنشیان ص 280)
همچنین در جای دیگر(کتاب هفتم،بند 31)،خشایارشا را هنگام نظاره دشت های پر درخت لیدی،ستایشگر زیبایی نمایانده است.( نقل قول از تاریخ سیاسی هخامنشیان ص 280)
خشایارشا در هنگام جنگ،به سان شاه و شاه بزرگی رفتاد کرد،و این رفتار چندان با شکوه بود که یونانیان بانگ تحسینی بدین صورت برداشتند:
ای زئوس،اگر آهنگ آن داری که یونان را ویران کنی،چرا به صورت یک انسان و پارسی در آمده ای و به جای آنکه نام زئوس را بر خود نهی نام خشایارشا بر خود نهاده ای؟(کتاب هفتم،بند 56؛نقل قول از یونان ها و بربرها،ج 2،ص 335)
و سرانجام قاتح مقدونی،به هنگام آتش زدن تخت جمشید،وقتی چشمم به مجسمه روی زمین افتاده خشایارشا افتاد گفت:
آیا باید بگذرم و بگذارم تو به زمین افتاده باشی تا مجازات شوی،در ازای این که به یونان لشکر کشیدی؟یا تو را به احترام روح بلند و صفات خوبی که داشتی بلند کنم؟فاتح مقدونی ایرن را بگفت و در فکر فرو رفت و پس از آن بگذشت.(پلوتارک،کتاب اسکندر،بند 37)
منابع:
تواریخ هرودوت(متن انگلیسی)
حیات مردان نامی،پلوتارک،کتاب اسکندر(متن انگلیسی)
داریوش و ایرانیان،والتر هینتس،ترجمه پرویز رجبی،نشر ماهی،1388
یونانی ها و بربرها(جلد اول و دوم)،امیر مهدی بدیع،ترجمه احمد آرام،نشر پرواز،چ دوم 1364
یونانی ها و بربرها(جلد سوم و چهارم)،امیر مهدی بدیع،ترجمه مرتضی ثابت فر،نشر توس،1383
خشایارشا،تالیف رضا شعبانی،نشر دغتر پژوهش های فرهنگی،1386
تاریخ سیاسی هخامنشیان،داندامایف،ترجمه خشایار بهاری،نشر کارنگ،1381
Advertisements
این نوشته در تاریخ ارسال شده و با برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s