نظر ابن خلدون درباره محو کتب ایرانیان و نقدی بر مطهری

این خلدون در مقدمه تاریخ خود می نویسد:
و اما ايرانيان بر شيوه‏اى بودند كه بعلوم عقلى اهميتى عظيم ميدادند و دايره آن علوم در كشور ايشان توسعه يافته بود زيرا دولت‏هاى ايشان در منتهاى پهناورى و عظمت بود و هم گويند كه اين علوم پس از آنكه اسكندر دارا را كشت و بر كشور كيانيان غلبه يافت از ايرانيان به يونانيان رسيده است چه اسكندر بر كتب و علوم بى‏شمار و بيحد و حصرى از ايشان دست يافت.
و چون كشور ايران بدست اعراب فتح شد و كتب بسيارى در آن سرزمين يافتند سعد بن ابى وقاص به عمر بن خطاب نامه‏اى نوشت تا درباره امر كتب و به غنيمت بردن آنها براى مسلمانان كسب اجازه كند ليكن «عمر» به وى نوشت كه آنها را در آب فرو افكنيد چه اگر آنها راهنمايى و راستى باشد، خداوند ما را به رهبرى كننده‏تر از آنها هدايت كرده است.
و اگر كتب اهل ضلال و گمراهى است، پس كتاب خدا ما را از آنها بى‏نياز كرده است از اين رو آنها را در آب يا آتش افكندند اين است كه علوم عقلى ايرانيان از ميان رفت و چيزى از آنها بما نرسيد(جلد دوم ص 1002)
برخی از مسلمانان من جمله مطهری به شدت این واقعه رو انکار می کنند.مطهری می گوید ابن خلدون از فعل یقال استفاده کرده و این بدین معناست که خود مورخ اطمینان کافی نداشته و اصلاً چرا چنین خبری در خوب کتاب این خلدون نیست و فقط در مقدمه ذکر شده؟
اما نکته جالب اینجاست که ابن خلدون در خود کتاب العبر در 2 جلد مختلف به مناسبت حمله مغولان به بغداد به این موضوع اشاره کرده.روایت اول در جلد دوم ص 962 آمده است:
هلاكو برنشست و به بغداد درآمد. چند روز فرمان قتل و غارت داد. زنان و كودكان در حالى كه قرآن‏ها و الواح بر سر نهاده بودند، بيرون آمدند سپاهيان همه را زير پى سپردند و كشتند. گويند شمار كشتگان در آن روز هزار هزار و ششصد هزار بود. پس بر كاخ‏هاى خليفه دست يافتند، و ذخايرى كه به حساب نمى‏آمد، به تاراج بردند. همه كتب علمى را كه در خزاين كتب خلفا گرد آمده بود، به دجله ريختند. و اين امر به زعم آنان در برابر آنچه مسلمانان به هنگام فتح ايران از كتب ايرانيان و علومشان نابود كرده بودند، اندك بود.
و روایت دوم در جلد چهارم ص 900 آمده است:
گويند شمار كشتگان بغداد هزار هزار و سيصد هزار تن بودند. هلاكو بر كاخهاى خلافت و ذخاير آن كه به شمار نمى‏گنجيد و در ضبط نمى‏آمد مستولى شد و هر چه كتب علمى در خزاين كتب بغداد بود به دجله افگند و اين به پاداش آن بود كه مسلمانان به هنگام فتح ايران كتابهاى كتابخانه‏هاى مداين را در آب افگنده بودند.
همونطور که دیدید بر خلاف نظر مطهری،ابن خلدون از واقعه انهدام کتاب های ایرانیان اطمینان کافی دارد و در کتاب العبر هم به این موضوع اشاره کرده.
پ ن 1: منابع این مقاله عبارت است از مقدمه این خلدون،ترجمه محمد پروین گنابادی،انتشارات علمی و فرهنگی،چاپ دهم  1382 و تاریخ العبر،ترجمه عبدالمحمد آیتی،انتشارات علوم انسانی و مطالعات فرهنگی،چاپ دوم 1383
پ ن 2: عبدالحسین زرین کوب به سهم خود در کتاب دو قرن سکوت مساله کتابسوزی فاتحان مسلمان را تایید کرد اما در سال 1348 با انتشار کتاب کارنامه اسلام منکر این واقعه شد.زرین کوب در یکی از آخرین پژوهش های تاریخی خود در سال 1373 با انتشار کتاب روزگاران ایران،از آغاز تا سقوط پهلوی مجدداً به نظر اولیه خود بازگشت و کتابسوزی اعراب در ایران رو تایید کرد. +  +  +
Advertisements
این نوشته در تاریخ ارسال شده و با برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

4 پاسخ برای نظر ابن خلدون درباره محو کتب ایرانیان و نقدی بر مطهری

  1. kazemita :گفت

    امیدوارم سانسور نکنید!

    حتما تا حالا بسیار شنیده اید که اعراب مسلمان پس از فتح ایران و مصر کتابخانه‌ها را آتش زدند تا اثری از فرهنگ پیش از اسلام در این سرزمین‌ها باقی‌ نگذارند. در این نوشتار به روایت نظر تعدادی از نویسندگان غیر فارسی زبان درباره این دو موضوع، یعنی کتابسوزی ایران و کتاب سوزی اسکندریه مصر می پردازیم. نویسندگان فارسی زبان سرشناس همچون مرحوم دکتر محمد معین، در کتاب «مزدیسنا و ادب فارسی»، دکتر عبدالحسین زرین کوب در کتاب » دو قرن سکوت»، مرتضی‌ راوندی در کتاب «تاریخ اجتماعی ایران»، در این باره قلم زده اند. یکی از منابع تاریخی اولیه که این نویسندگان به آن استناد می کنند، کتاب مقدمه نوشته ابن خلدون است. او به مضمون زیر می نویسد

    وقتی سعد ابن ابی وقاص به مداین دست یافت در آنجا کتابهای بسیار دید. نامه به عمر ابن خطاب نوشت و در باب این کتابها خواست. عمر در پاسخ نوشت که آنهمه را به آب افکن که اگر آنچه در این کتابهاست سبب راهنمایی است خدا برای ما راهنمایی فرستاده است و اگر در آن کتابها جر مایه گمراهی نیست خداوند ما را از شر آنها در امان داشته است. از این سبب آنهمه کتاب ها را در آب یا در اتش افکندند.

    دکتر فرانز رزنتال، استاد دانشگاه ییل در ذیل جمله نقل شده توسط ابن خلدون در پاورقی این کتاب می‌‌نویسد[۱]:

    This is a variant of the famous legend according to which, Umar ordered the destruction of the
    celebrated library in Alexandria

    به دیگر سخن، او این گفته ابن خلدون را که خلیفه دوم دستور به سوزاندن کتاب‌های ایرانیان داد، را کپی‌ برداری از «افسانه مشهور» سوزاندن کتابخانه اسکندریه توسط مسلمانان می‌‌داند.

    کلی ترامبل، نویسنده کتاب «کتابخانه اسکندریه» بر این باور است که اکثر دانشوران امروزی داستان تخریب کتابخانه اسکندریه به دست مسلمانان را نا معتبر می‌‌دانند[۲]:

    Today most scholars have discredited the story of the destruction of the Library by the Muslims

    دکتر برنارد لوییس، استاد دانشگاه پرینستون، در مقاله‌ای دلایل خود را بر جعلی بودن کتابسوزی اسکندریه مصر توسط اعراب ارائه می‌‌کند و به ریشه یابی‌ به وجود آمدن چنین ادعائی می‌‌پردازد. او با اشاره به شباهت روایت ابن خلدون در دستور عمر به سوزاندن کتاب‌های ایرانیان با دستوری که از وی در سوزاندن کتابخانه اسکندریه نقل می‌‌شود نتیجه می‌‌گیرد که این هر دو ادعا از جنس باور‌های عامیانه هستند[۳]:

    The 14th century historian Ibn Khaldun tells an almost identical story concerning the destruction of a library in Persia, also by order of the Caliph ‘Umar, thus demonstrating its folkloric character

    متیو بتلز، استاد دانشگاه هاروارد در کتاب «کتابخانه: تاریخی‌ پر سرو صدا» ریشه افسانه کتابسوزی اسکندریه را چنین می‌‌نگارد[۴]:

    the story as we know it may have been invented by one Ibn al-Qifti, a twelfth century Sunni chronicler. According to the Egyptian classicist, Mostafa el-Abbadi, al-Qifti may have invented the story to justify the sale of books by the twelfth-cntury Sunni ruler Sladin, who sold off whole libraries to pay off his fight against the Crusaders.

    منابع

    1. The Muqaddimah, an introduction to history By Ibn Khaldun, translated by Franz Rosenthal, p. 373 قابل دسترسی‌ در اینجا http://books.google.com/books?id=FlNZ5wmo5LAC&printsec=frontcover&dq=ibn+khaldun&hl=en&ei=m-SaTuvjK4TfiALJmP2jDg&sa=X&oi=book_result&ct=result&resnum=1&ved=0CDQQ6AEwAA#v=onepage&q=variant&f=false

    2. Kelly Trumble, The Library of Alexandria, Robina MacIntyre Marshall, p. 51, قابل دسترسی‌ در اینجا http://books.google.com/books?id=-qvIyvAJDy8C&q=discredited#v=snippet&q=discredited&f=false

    3. Lewis, Bernard. «The Vanished Library». The New York Review of Books. 37(14). 27 September 1990قابل دسترسی‌ در اینجا http://www.nybooks.com/articles/3517

    4. Library: an Unquite History By Matthew Battles, قابل دسترسی‌ در اینجا http://books.google.com/books?id=L5O-v2V1ryYC&q=colorful#v=snippet&q=al-Qifti&f=false

    • javidiran :گفت

      یکسان بودن فرمان آتش زدن فلان کتابخونه و فلان کتابخونه هیچ دلیل منطقی برای نپذیرفتن این ماجرا نیست.دراین باره جرجی زیدان تحقیق خوبی کرده.ضمناً تاریخ، آتش سوزی سایر مسلمین من جمله قتیبه و عبدالله بن طاهر رو نیز ذکر کرده.منطق و اسناد میگه مسلمانان دوران فتوحات نیز چنین کاری رو کردند.

  2. taaraa :گفت

    لطفا فقط و فقط اسم یک کتاب از کتابخانه ای که اسکندر اتش زد یا کتابهایی را که عمر نابود کرد را بگویید فقط اسم یک کتاب کافی هست تشکر

  3. kazemita :گفت

    علم در ایرانشهر ساسانی: آیا اعراب مسلمان کتاب های ایرانیان را سوزاندند؟

    http://www.bbc.co.uk/blogs/persian/viewpoints/2012/08/post-282.html

    تورج دریایی تاریخ‌پژوه و استاد کرسی ایران باستان در دانشگاه ارواین کالیفرنیا است.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s