نهضت های ملی ایرانیان؛قیام به آفرید

به آفرید اهل روستای خواف در اطراف نیشابور بود که هفت سال در چین گذرانده بود و دربازگشت به ایران در سال 129 هجری قیام کرد و آیین تازه ای آورد ولی هدف اصلی او مبارزه با تازیان بود.(آثار الباقیه ص 314)
درباره اعتقادات به آفرید که ادعای نبوت می کرد ابوریحان می نویسد: به آفرید گفت آنچه زرتشت آورده است من نیز تصدیق می کنم و بر امت خود هفت نماز واجب گردانید؛یکی در یگانگی خدا و یکی در آفرینش آسمانها و زمین و یکی در خلق حیوان و روزی های آنها و یکی دیگر در مرگ و یکی هم در بعث و حساب و یک نماز هم راجع به اهل بهشت و دوزخ و چیزهایی که برای ایشان آماده شد و یک نماز هم در ستایش اهل جنت.(آثار الباقیه ص 314)
وی ادامه می دهد که به آفرید کتابی به فارسی برای پیروان خویش نوشت و امر کرد که پیروانش بر یک زانو به سوی چشمه خورشید نماز بخوانند و در هر جایی که باشند توجه به سوی آفتاب کنند و موهای خود را رها کنند و در موقع طعام زمزمه نکنند و چهارپایان را نکشند مگر آنچه پیر شده باشد. (آثار الباقیه ص 315)
شهرستانی می نویسد که نام دیگر این فرقه سیسانیه است که برای زرتشت و پادشاهان باستانی که زرتشت را گرامی میداشتند احترام زیادی قائل بودند.(الملل و النحل ص 397)
متاسفانه نهضت وی همزمان با قیام ابومسلم بر ضد اعراب بود و تا حد زیادی تحت شعاع آن قرار گرفت.مشکل اساسی کار به آفرید این بود که موبدان و پیشوایان سنتی زرتشتی نیز او را نپذیرفتند و از او به ابومسلم شکایت کردند و ابومسلم به آفرید و طرفداران او را به شدت سرکوب کرد.با این وجود طرفداران به آفرید معتقد بودند که وی سواذ بر اسبی به آسمان صعود کرد و روزی برای انتقام گرفتن از دشمنان به سوی یاران خود باز می گردد.(آثار الباقیه ص 315)
آخوند مطهری بدون در نظر گرفتن موفقیت های قیام های ملی بر ضد اعراب و اسلام می گوید: نهضت های ضد اسلامی امثال بابک خرمدین و به آفرید و ابن مقنع و .. هیچگاه طرفدارانی پیدا نکردند؛ به طوری که یک ایرانی به نام افشین بابک را کشت و یک ایرانی دیگر به نام ابومسلم به آفرید را سرکوب کرد!
این نظریه چیزی جز پندارگرایی و خیال نیست زیرا ابن ندیم که در نیمه قرن چهارم هجری(یعنی بیش از 200 سال بعد از کشته شدن به آفرید) کتاب الفهرست را تالیف کرده است می نویسد: مردم بسیاری در حال حاضر در خراسان طرفدار به آفرید هستند.(الفهرست،ص 615)
منابع:
الفهرست این ندیم،ترجمه محمد رضا تجدد،انتشارات اساطیر(1381)
آثار الباقیه ابوریحان بیرونی،ترجمه اکبر داناسرشت،انتشارات امیر کبیر(1386)
الملل و النحل شهرستانی،ترجمه محمد رضا جلالی نائینی،انتشارات اقبال(1384)
Advertisements
این نوشته در تاریخ ارسال شده و با , , , برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s