نام خلیج فارس در طول تاریخ(+عکس از متون)

دکتر محمد جواد مشکور در یک تحقیق مفصل و با جمع آوری اسناد مختلف تاریخی، نام واقعی خلیج فارس را معرفی کرده است.مقاله زیر از کتاب نام خلیج فارس در طول تاریخ نوشته ایشان تلخیص شده است:
منابع کلاسیک غربی:
_ مورخ یونانی (فلاویوس آریانوس) که در قرن دوم میلادی میزیست در کتاب معروف خود « آناباسیس یا تاریخ سفرهای جنگی اسکندر» ضمن شرح بحر پیمایی «نه آخوس» که به امر اسکندر ماموریت یافته بود از رود سند به دریای عمان و خلیج فارس بگذرد و به مصب فرات داخل شود , نام این خلیج را« پرسیکون کاای تاس » که ترجمه تحت اللفظی آن خلیج فارس است.(arrian-anabasis et india-paris 1865)
_ (استرابون) جغرافی دان معروف یونانی که در نیمه آخر یک قرن قبل و یک قرن بعد از میلاد میزیست مکرر همین نام را در جغرافیای خود در مورد خلیج فارس بکار برده است و مخصوصا مینویسد که عربها بین خلیج عرب ( بحر احمر) و خلیج فارس جای دارند.(geographie de strabon-paris 1805)
_ (کلودیوس پتوله ما اوس ) یا ( بطلیموس) معروف که بزرگترین عالم هیات و جغرافیای قدیم است و در قرن دوم بعد از میلاد میزیست در کتاب بزرگی که در علم جغرافیا به زبان لاتین نوشته از این دریا به نام «پرسیکوس سینوس» یاد کرده که درست به معنی خلیج فارس است (bunbury-volII-map of world-p 587)
_ این اصطلاح در کتابهای لاتینی غالبا «سینوس پرسیکوس» آمده است. به علاوه در کتابهای جغرافیایی لاتین خلیج فارس را : «ماره پرسیکوم» یعنی دریای پارس نوشته اند.
_ (کوپن توس کورسیوس روفوس) مورخ رومی که در اوایل قرن میلادی میزیست و در تاریخ اسکندر تحقیقات جامعی دارد این خلیج را به زبان لاتین : «آکوروم پرسیکو» به معنی آبگیر پارس خوانده است. (historie le grand per quinte curce-tome II-p184)
نام خلیج فارس در دوره اسلامی:
اما در کتب جغرافیایی و تاریخی دوره ی بعد از اسلام که به مناسبتی از این دریا نامی به میان آمده نام این خلیج , بحرفارس یا البحرالفارسی یا الخلیج الفارس یا خلیج فارس یاد گردیده است.برخی از جغرافی نویسان قدیم اسلام مفهوم خلیج فارس را وسیع تر گرفته و آن را به تمام دریای جنوب ایران اعم از بحر عمان و خلیج فارس و حتی اقیانوس هند اطلاق کرده اند و ما تا آنجا که دسترسی داشتیم اهم آن منابع را فراهم آورده و اینجا ذکر میکنیم:
_ «ابوبکر احمدبن محمدبن اسحاق بن ابراهیم الهمدانی معروف به ابن الفقیه» که کتاب جغرافیای او تحت عنوان « مختصر کتاب البلدان» به دست ما رسیده و در 279هجری تالیف شده است مینویسد:
«و اعلم ان بحر فارس و الهند هما بحر واحد لاتصال احد هما بالاخر.»
یعنی : بدان که دریای پارس و هند از برای پیوستگی به یکدیگر هر دو یک دریا هستند.(مختصر البلدان-چاب لیدن-ص8)
_ ابوعلی احمدبن عمربن رسته» که کتاب «تقویم البلدان» خود را به نام « الاعلاق النفسیه» در 290 هجری در اصفهان تالیف کرده است مینویسد:
فاماالبحر الهندی – یخرج منه خلیج الی ناحیه فارس یسمی الخلیج فارس… و بین هذین الخلیجین (یعنی خلیج احمر و خلیج فارس ) ارض الحجاز و الیمن و سایر بلاد العرب.
یعنی: اما دریای هند : از آن خلیجی به سوی ناحیه پارس بیرون آید که خلیج فارس نام دارد.و بین این دو خلیج یعنی خلیج احمر و پارس سرزمین حجاز و یمن و دیگر بلاد عرب واقع است.(الاعلاق النفیسه-چاپ لیدن-جلد7-ص84)
_ جغرافی دانی ایرانی به نام سهراب که در قرن سوم هجری میزیسته در کتاب خود ,« عجایب الاقالیم السبعه الی نهایه العماره » مینویسد:
بحر فارس و هوالبحر الجنوبی الکبیر.
یعنی : دریای پارس دریای بزرگی است در جنوب.(عجایب الاقالیم-چاپ وین-ص59)
_ «ابولقاسم عبیدالله بن عبدالله بن احمد بن خرداد به خراسانی» در گذشته در 300 هجری در کتاب معروف خود «المسالک و الممالک» درباره رودهایی که به خلیج فارس میریزد چنین مینویسد:
«و فرقه ( من الانهار) تمرالی البصره و فرقه اخری تمرالی ناحیه المذار ثم بصب الی بحر فارس.»
یعنی :گروهی از این رود ها یه سوی بصره و گروهی به سوی مذار روانند سپس همه آنها به دریای پارس میریزند.(المسالک و الممالک)
_ «ابواسحاق ابراهیم بن محمدالفارسی الاصطخری» از مردم استخر فارس معروف به الکرخی درگذشته در 346 هجری در کتاب «مسالک الممالک» خود که بر اساس کتاب صورالاقالیم ابوزید بلخی است مینویسد :
« بحر فارس فانه یشتمل علی اکثر حدود ها و یتصل بدیار العرب منه و بسائر بلدان اسلام و نصوره ثم نذکر جوامع مما یشتمل علیه هذا البحر و نبتدی بالقزم علی ساحله ممایلی المشرق فانه ینتهی الی ایله ثم یطوف بحدود دیار العرب الی عبادان ثم یمتد الی سواحل هرمز ورائ کرمان الی الدبیل و ساحل الملتان و هو ساحل السند.» (المسالک و الممالک-چاب لیدن-ص233)
در کتاب دیگر خود « کتاب الاقالیم» مینویسد:
«الاعظم بحر فارس و هو خلیج من البحر المحیط من حد الصین حتی بحری علی حدود بلدان الهند و السند و کرمان الی فارس و ینسب هذا لبهر من بین سائر ممالک التی علیه الی فارس لانه لیس علیه مملکت اعم منها.»
یعنی:دریای پارس که مشتمل بر بیشتر حدود آن است و به دیار عرب و دیگر بلاد اسلام بپیوندد ما آن را تصویر کرده جمیع حدود آن را یاد کنیم و آغاز به دریای قلزم نماییم که از ساحل آن در مشرق تا به ایله منتهی میشود سپس به حدود دیار عرب تا آبادان بگردد و عرض دجله را بریده به ساحل مهروبان و از آنجا به گناوه و از آنجا سیراف منتهی گردد و سپس تا به سواحل هرمز و آن ور کرمان تا دبیل و مولتان که ساحل هند است امتداد می یابد.
_ مورخ مشهور «ابوالحسن علی بن الحسین بن علی مسعودی» درگذشته در 346 هجری در کتاب « مروج الذهب و معادن الجوهر» مینویسد:
«ویتشعب من هذا البحر ( ای البحر الهندی او الحبشی ) خلیج آخر و هو بحر فارس و ینتهی الی بلاد ابله و الخشبات و عبادان … و هذا خلیج مثلث شکل.»
یعنی :از این دریا که دریای هند یا حبشی باشد خلیج دیگری منشعب شود که دریای پارس است وآن منتهی به شهرهای ابله و خشبات وآبادان میشود…و این خلیج مثلثی شکل است.(مروج الذهب-چاپ پاریس-جلد1-ص238)
مسعودی درکتاب دیگر خود « التنبیه و الشراف» که آن را در سال 345 هجری به پایان رسانیده است مینویسد:
«و قد حد کثیر من الناس السواد و هو العراق فقا لواحده من جهت المشرق الجزیره المتصله بالبحر الفارسی المعروفه بمیان روذان من کوره بهمن اردشیر ورائ البصره مما یلی البحر.»
یعنی:بسیاری از کسانی که حدود سواد یعنی عراق را تعیین کرده اند گفته اند که : حد آن از سوی مشرق جزیره ایست که به دریای پارسی پیوسته و بمیان روذان معرف است و از ناحیه بهمن اردشیر پشت بصره نزدیک دریاست.(التنبیه و الاشراف-چاپ بغداد-ص38)
_ «ابن المطهر المقدسی الطاهربن المطهر» در کتاب تاریخ خود به نام « البدو التاریخ» که آنرا در 355 هجری تالیف کرده درباره رود هایی که به خلیج فارس میرسزد مینویسد:
«و تجتمع هذه النهار کلها فی دجله و یمر دجله بالابله الی عبادان فیصب فی خلیج الفارسی.»
یعنی : همه این رودها در دجله فراهم آیند و دجله از ابله به آبادان بگذرد و در خلیج پارس ریزد.(البلدء و التاریخ-چاپ پاریس-جلد4-ص58)
_ «ابوریحان محمدبن احمد البیرونی الخوارزمی» درگذشته در 440 هجری در کتاب «التفهیم لاوائل صناعته التنجیم» که آنرا به فارسی تالیف کرده نام این خلیج را دریای پارس و خلیج پارس هردو آورده است.(التفهیم لاوائل صناعته التنجیم-ص167)
_ در کتاب حدود عالم من المشرق الی مغرب که قدیمیترین کتاب جغرافیا به زبان فارسی است و در 372 هجری تالیف یافته نام این دریا خلیج پارس آمده و چنین نوشته شده است :
«خلیج پارس از حد پارس برگیرد با پهنای اندک تا به حدود سند»(حدود العالم-ص8)
_ «ابن البلخی» در کتاب فارسنامه که آن را در حدود پانصد هجری به فارسی تالیف کرده مینویسد:« بحر فارس این دریای پارس طید لسانی است از دریای بزرگ که آن را بحر اخصر خوانند و نیز بحر محیط و هر طیلسانی که از این دریا در زمین ولایتی آنرا به آن ولایت بازخوانند چون دریای پارس و دریای عمان و مانند این و از این جهت این طیلسانرا دریای پارس میگویند.»(فارسنامه-ص124)
_ «شهاب الدین ابوعبدالله یاقوت بن عبدالله حموی رومی» درگذشته در 626 هجری در دائره المعارف جغرافیایی خود معروف به « معجم البلدان» مینویسد:
«بحر فارس هوشعبه من بحر الهند الاعظم واسمه بالفارسیه کما ذکره حمزه زراه کامسیر» وحده من التیز من نواحی مکران علی سواحل بحر فارس الی عبادان و هو فوه دجله التی تصب فیه و تمته سواحله نحوالجنوب الی قطر و عمان و الشحر و مرباط الی حضرموت الی عدن و الی سواحل بحر فارس من جهت عبادان من مشهورات المدن مهروبان قال حمزه و ههنا یسمی هذا البحر بالفارسیه « زراه افرنگ» قال و هو خلیج متخلج من بحر فارس متوجها , من جهت الجنوب صعد الی جهت الشمال حتی یجاوز جانب الابله.»
یعنی : دریای پارس شعبه ای از دریای بزرگ هند است و چنانچه حمزه اصفهانی گفته نام آن به پارسی «زراه کامسیر » است و حد آن از تیز از نواحی مکران بر ساحل پارس تا آبادان است و آن دهانه دجله است و آن رود بدانجا ریزد .سواحل این دریا از جنوب تا به قطر و عمان و شحر و مرباط و حضرت موت و عدن امتداد دارد.بر سواحل دریای پارس از سوی آبادان از شهرهای مشهور مهروبان است. حمزه گوید که در اینجا این دریا به پارسی « زراه افرنگ » نام دارد و آن خلیج از دریای پارس است که از جنوب به شمال رود تا از کنار ابله بگذرد.(معجم البلدان-چاپ مصر-جلد2-ص68)
برای اطلاع از منابع بیشتر و اینکه نام خلیج عرب به کجا اطلاق می شود به بخش دانلود کتاب رجوع کنید.
—————————————————————————————————-
اما نکته جالب این است که در تفاسیر قدیمی قرآن هم به نام خلیج فارس اشاره شده که برخی از آن منابع عبارت اند از:
سوره کهف آیه 60:
به خاطر بیاور هنگامی را که موسی به جوان همراه خود گفت: دست از جستجو برنمی دارم تا به محل تلاقی دو دریا برسم، هر چند مدت طولانی به راه خود ادامه دهم.
در تفسیر این آیه علامه طباطبایی(ره) می نویسد:«و در باره اینکه مجمع البحرین کجاست؟ بعضی گفته اند: منتهی الیه دریای روم (مدیترانه) از ناحیه شرقی و منتهی الیه خلیج فارس از ناحیه غربی است، که بنا بر این مقصود از مجمع البحرین آن قسمت از زمین است که به یک اعتبار در آخر شرقی مدیترانه و به اعتبار دیگر در آخر غربی خلیج فارس قرار دارد و به نوعی مجاز آن را محل اجتماع دو دریا خوانده اند.»
در ادامه برخی از تفسیرهای مختلف را که در تفسیر مجمع البحرین به «بحر فارس و روم» اشاره کرده اند، می آوریم:
قرن 1:
ابن عباس، عبدا… بن عباس، تنویر المقباس من تفسیر ابن عباس، بیروت، دارالفکر، ص249
مجاهد بن جبر مخزومی، تفسیر الامام مجاهد بن جبر، دارالفکر الاسلامی الحدینه، 1368
قرن 2:
فراء ابوزکریا یحیی بن زیاد، معانی القرآن، دارالمصریه للتألیف و الترجمه – مصر، چاپ اول، بی تا، ج 2، ص 154
قرن 3:
عبدا… بن محمد، تفسیر ابن وهب المسمی الواضح فی تفسیر القرآن الکریم، دارالکتب العلمیه، 1424 ق، ج1، ص477
صنعانی، عبدالرزاق بن همام، تفسیر القرآن العزیز المسمی تفسیر عبدالرزاق، دارالمعرفه، 1411 ق، ج1، ص341
قرن 4:
سمرقندی نصربن محمد بن احمد، بحرالعلوم.، ج 2، ص 354
طبری، ابوجعفر محمد بن جریر، جامع البیان فی تفسیر القرآن، دارالمعرفه – بیروت، چاپ اول، 1412 ق، ج 15، ص 176
قرن 5:
ماوردی، علی بن محمد، النکت و العیون، تفسیر الماوردی، دارالکتب العلمیه، مؤسسه الکتب الثقافیه، ج 3، ص157
طوسی محمد بن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، داراحیاء التراث العربی، بیروت، ج 7، ص 66
سور آبادی ابوبکر عتیق بن محمد، تفسیر سور آبادی، فرهنگ نشر نو – تهران، چاپ اول، 1380 ش، ج 2، ص 1436
ثعلبی نیشابوری ابواسحاق احمد بن ابراهیم، الکشف و البیان عن تفسیر القرآن، دار}حیاء التراث العربی، بیروت، چاپ اول، 1422 ق، ج 6، ص 180
قرن 6:
نیشابوری محمود بن ابوالحسن، ایجازالبیان عن معانی القرآن، دارالغرب الاسلامی – بیروت، چاپ اول، 1415 ق، ج 2، ص 527
طبرسی فضل بن حسن، تفسیر جوامع الجامع، انتشارات دانشگاه تهران و مدیریت حوزه علمیه قم – تهران، چاپ اول، 1377 ش، ج 2، ص 371
ابن جوزی ابوالفرج عبدالرحمن بن علی، زاد المسیر فی علم التفسیر، دارالکتاب العربی – بیروت، چاپ اول، 1422 ق، ج 3، ص 95
زمخشری محمود، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل، دارالکتاب العربی – بیروت، چاپ سوم، 1407 ق، ج 2، ص 731
رشیدالدین میبدی احمد بن ابی سعد، کشف الاسرار و عدة الابرار، انتشارات امیر کبیر – تهران، چاپ پنجم، 1371 ش، ج 5، ص 715
طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، انتشارات ناصر خسرو – تهران، چاپ سوم، 1372 ش، ج 6، ص 741
ابن عطیه اندلسی، عبدالحق بن غالب، المحرر الوجیز فی تفسیر الکتاب العزیز، دارالکتب العلمیه – بیروت، چاپ اول، 1422ق، ج 3، ص 527
بغوی، حسین بن مسعود، معالم التنزیل فی تفسیر القرآن، داراحیاء التراث العربی – بیروت، چاپ اول، 1420ق، ج 3، ص 203
ابن ادریس حلی ابو عبدا… محمد بن احمد، المنتخب من تفسیر التبیان، کتابخانه آیة ا… مرعشی نجفی – قم، چاپ اول، 1409 ق،، ج 2، ص 83
قرن 7:
قرطبی محمد بن احمد، الجامع الاحکام القرآن، انتشارات ناصر خسرو – تهران، چاپ اول، 1364 ش، ج 11، ص 9
قرن 8:
بیضاوی عبدا… بن عمر، أنوار التنزیل و أسرار التأویل، داراحیاء التراث العربی – بیروت، چاپ اول، (1418ق)، ج 3، ص 286
ابن جزی غرناطی محمد بن احمد، کتاب التسهیل لعلوم التنزیل، شرکت دارالارقم بن ابی الارقم – بیروت، چاپ اول، 1416 ق، ج 1، ص 469
سوره الرحمن آیه 19:
دو دریای مختلف (شور و شیرین یا گرم و سرد) را در کنار هم قرار داد، در حالی که با هم تماس دارند.
بعضی از مفسران در تفاسیر خود یکی از این دو بحر را خلیج فارس دانسته اند که در ذیل به معرفی برخی از آنها می پردازیم:
قرن 4
طبری ابوجعفر محمد بن جریر، جامع البیان فی تفسیر القرآن، دارالمعرفه – بیروت، چاپ اول، 1412 ق، ج 27، ص 75
قرن 5
طوسی محمد بن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، داراحیاء التراث العربی، بیروت، ج 9، ص 469
ثعلبی نیشابوری، ابواسحاق احمد بن ابراهیم، الکشف والبیان عن تفسیر القرآن، داراحیاء التراث العربی بیروت، چاپ اول، 1422 ق، ج 9، ص 181
قرن 6
نیشابوری محمود بن ابوالحسن، ایجازالبیان عن معانی القرآن، دارالغرب الاسلامی – بیروت، چاپ اول، 1415 ق، ج 2، ص 786
ابوالفتوح رازی حسین بن علی، روض الجنان و روح الجنان فی تفسیرالقرآن، بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی – مشهد، 1408 ق، ج 18، ص 253
ابن جوزی ابوالفرج عبدالرحمن بن علی، زاد المسیر فی علم التفسیر، دارالکتاب العربی – بیروت، چاپ اول، 1422 ق ج 4، ص 209
ابن عطیه اندلسی عبدالحق بن غالب، المحرر الوجیز فی تفسیر الکتاب العزیز، دارالکتب العلمیه – بیروت، چاپ اول، 1422ق، ج 5، ص 227
قرن 8:
بیضاوی عبدا… بن عمر، أنوار التنزیل و أسرار التأویل، دارالاحیاء التراث العربی – بیروت، چاپ اول، (1418ق)، ج 5، ص: 171
قرن 14:
عاملی ابراهیم، تفسیر عاملی، انتشارات صدوق – تهران، 1360 ش، ج 8، ص: 142
برای دیدن لیست کامل رجوع کنید به وبسایت معارف قرآن
————————————————————————————
عکس هایی از متون :
احسن التقاسیم +
البلداء و التاریخ +
البدایة و النهایة +
ابن خلدون + +
تاریخ کامل +
معجم البلدان +
المنتظم +
مروج الذهب +
تاریخ طبری +
تفسیر طبری + +
Advertisements
این نوشته در تاریخ ارسال شده و با برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

2 پاسخ برای نام خلیج فارس در طول تاریخ(+عکس از متون)

  1. سارا :گفت

    بسیار عالی

  2. مجتبی :گفت

    عجب رویی دارن این عربها

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s